به بهانه ۱۵ اکتبر روز جهانی عصای سفید

نگاهی به زندگی و آثار نقاش نابینا "John Bramblitt"


نقاش آمریکایی John Bramblitt در سال ۱۹۷۱ به دنیا آمد و در حال حاضر به همراه همسرش Jacqi و پسرش Jack در تگزاس زندگی می کند. او نقاشی را از سال ۲۰۰۱ شروع کرد. زمانی که پس از یک سری اختلالات شدید عصبی به علت ابتلا به بیماری «صرع» و نوعی بیماری موسوم به "Lyme" که متاسفانه خیلی دیر تشخیص داده شد، بینایی خود را از دست داد.

تصور این که نابینایی یک فلج ناتوان کننده است که به زندگی حرفه ای یک هنرمند بصری پایان می دهد، آسان است. اما در مورد John Bramblitt، نابینا شدن چیزی بود که او را به عنوان یک هنرمند برانگیخت. هنر، همیشه نقش مهمی در زندگی John Bramblitt بازی می‌کرده است. اما این امر در کمال شگفتی، تا زمانی که او کاملا نابینا شد، رخ نداد.

از ۱۱ سالگی به دنبال یک سری تشنج، بینایی او کم و کمتر شد، تا اینکه در ۳۰ سالگی او کاملا نابینا شد. نابینایی او را به ژرفای تاریکترین سوراخ‌ها تبعید کرد، همه آرزوهای او بر باد رفته بود، او نه ‌تنها افسرده شد، بلکه سخت سوگوار بلایی شد که به آن گرفتار آمده بود. اما درست، در این برهه از زندگی بود که او تصمیم گرفت رنگ‌ها به زندگی‌اش بازگردند.

یک سال بعد از نابینایی کامل، او تصمیم گرفت که با استفاده از رنگ‌های خاصی که هنگام تقاشی کناره‌ها و لبه‌های برجسته ایجاد می‌کنند، شروع به نقاشی کند. در کمال تعجب، او موفق شد. گویی که نقاشی‌هایش، پرتو خورشید را به دنیای تاریک او تابانیده باشند. از آن زمان به بعد، این هنرمند اهل تگزاس، نقاشی‌های پویایی، مملو از رنگ و بافت می‌کشد.

او پس از اینکه طرحی را در ذهن تجسم می‌کند با رنگ، کناره‌های طرح خود را روی بوم می‌آورد، طوری که بتواند آنها را با انگشتانش، لمس کند. او کشف کرده است که طیف‌های مختلف رنگ، از نظر لامسه متفاوت و قابل تفکیک هستند، مثلا رنگ سفید به غلظت خمیر دندان است، اما رنگ مشکی سیالتر است و غلظت کمتری دارد.

به این ترتیب او طیف‌های مورد نیاز رنگ‌ها را شناسایی می‌کند و مورد استفاده قرار می‌دهد. او می گوید: "کاری که من انجام می دهم این است که چیزهایی که هنرمندان بینا با چشمان خود انجام می دهند من با استفاده از حس لامسه انجام می دهم."

او هم چنین یک راه حل جالب برای رنگ سازی دارد. روی تمام بطری ها و تیوب های رنگی که در کارگاه او وجود دارند با خط بریل نوشته شده است و او هنگام ترکیب آن ها از یک دستورالعمل استفاده می کند. یعنی آن ها را با اندازه های متفاوت ترکیب می کند و رنگ مورد نظر را می سازد، مثل دستور پخت کیک.

وقتی که می دانیم وی کاملاً نابینا است چیزی که بیش از همه باورنکردنی به نظر می رسد، قدرت بی نظیر تخیل وی است که در آثارش به چشم می خورد؛ تخیلی که از خاطراتش سرچشمه گرفته و ریشه در مهارت و قدرت وی در به خاطر سپردن اشکال و فرم ها، فقط به کمک لمس آنها با انگشتانش دارد.

آثار وی تا به امروز در بیش از ۳۰ کشور به نمایش گذاشته شده اند؛ او جوایزی نیز به خاطر فعالیت هایش برای آموزش نقاشی به کودکان بدون نیاز به دیدن و شناساندن هنر به کسانی که به آن دسترسی ندارند، دریافت کرده است.

جالب است بدانید که او در نقاشی های اول خود به کسی نگفته بود که دچار نابینایی شده نه بخاطر اینکه از این موضوع خجالت می کشید بلکه به این دلیل که نمی خواست روی درک آن ها از هنر او تاثیر بگذارد.

منبع : nazak / nouraa