جدال بي‌پايان لئوناردو داوينچي: راز نسخه “قديمي‌تر” موناليزا

نقاشي موناليزا بالاي شومينه آپارتماني در لندن در دهه ۱۹۶۰ ميلادي. آيا حقيقت دارد که اين نقاشي نه تنها اثر واقعي لئوناردو داويچي است بلکه حتي از نسخه معروف موزه لوور پاريس هم قديمي‌تر است؟

نقاشي مورد اختلاف بر ديوار آپارتمان دلال هنري، هنري پوليتزر در دهه شصت ميلادي

به گزارش گالري آنلاين، عده‌اي معتقدند اين ادعا حقيقت دارد و حالا بعد از ۵۰ سال، درباره مالکيت و مستندات در مورد نقاش واقعي آن، جدال سختي درگرفته است..

اين به اصطلاح "موناليزاي قديمي‌تر" هسته مرکزي ماجراي اسرار آميزي است که در آن ردي از گريزگاه‌هاي مالياتي جزاير کارائيب، صندوق هاي امانت زيرزميني بانک‌هاي سوئيس، کنسرسيوم سري چندين شرکت بين‌المللي ديده مي شود و فردي که مي‌توان شرلوک هلمز دنياي هنر فرض کرد.

آيا اين موناليزا اصل است؟ صاحبان واقعي آن چه کساني هستند؟ و آيا واقعا پرتره‌اي که در مرکز اين داستان جنايي داوينچي قرار دارد، صدها ميليون دلار ارزش دارد؟

اين هفته دادگاهي در ايتاليا ممکن است به روشن شدن پاسخ بخشي از اين سوال ها کمک کند.

موناليزاي دوم از کجا آمده؟

در سال ۲۰۱۲ ميلادي، سازماني به نام بنياد موناليزا با تبليغات و سرو صداي زياد آنچه ادعا مي‌کرد موناليزاي دومي است که لئوناردو داوينچي کشيده است را به جهان معرفي کرد.

از آنجا که موناليزا به نوعي معروف‌ترين نقاشي جهان و نقاش آن داوينچي يکي از بزرگترين هنرمندان تاريخ است، اين رونمايي مي‌توانست جهان هنر را کاملا زير و رو کند.

مقايسه دو نسخه موجود از موناليزا به نمايش در آمده توسط بنياد موناليزا در ژنو سوئيس

بنياد موناليزا مجموعه مدارک و اسنادي را آشکار کرد تا ادعاي خود را – که نقاشي رونمايي شده دومين نقاشي از موناليزا است و پيش از اين پيدا نشده بود، تاييد کند. اما اين بنياد به طرز سوال برانگيزي، ادعا مي‌کند که صاحب اين نسخه از نقاشي نيست.

به ادعاي بنياد، نقاشي متعلق به يک کنسرسيوم بين‌المللي است که نامش را فاش نمي‌کند. وقتي از آنها در اين باره توضيح بيشتري خواسته شد، جوئل فيلدمن، مسئول دفتر بنياد پاسخ داد:" بنياد، بنا به اساسنامه و در راستاي اجراي تعهداتش مجاز نيست درباره کنسرسيوم صاحب اثر ابراز نظر کند."

پرده برداري از موناليزاي قديمي‌تر توسط بنياد موناليزا در ژنو سوئيس

اندرو و کرن گيلبرت در خانه‌شان در جنوب لندن ، حکايت ديگري دارند. آنها ادعا مي‌کنند صاحب ۲۵ درصد اين پرتره هستند.

آنها با بنياد موناليزا بعد از آنکه در سال ۲۰۱۲ ادعاي پرتره دوم را کردند، تماس گرفتند. به گفته آنها:" بنياد هيچ چيز درباره ما نمي‌دانست، آنها صاحب اثر نبودند و سعي کردند ما را از سر خودشان باز کنند.چون ما نمي‌توانستيم بفهميم چه کسي صاحب نقاشي است و کسي هم به ما چيزي نمي‌گفت، نمي‌دانستيم از کجا و چه مسيري مي‌توانيم مساله را پيگيري کنيم."

اندرو و کرن گيلبرت از لندن مي‌گويند مالک ۲۵ درصد نقاشي هستند

اين هفته پيشرفت‌هاي مهمي به دست آمده که گيلبرت‌ها را در اثبات ادعايشان اميدوار کرده است.

اما ادعا در مورد چه چيزي؟ آيا ممکن است يک پرتره بي‌نهايت گران قيمت لئوناردو داوينچي ناگهان بعد از اين همه سال از جايي سر بر آورده باشد؟

نقاشي ۴۵۰ ميليون دلاري

در کمال ناباوري، اين اتفاق دقيقا پيش از اين درباره اثري به نام سالواتور موندي يا منجي جهان هم رخ داده است.

اين اثر که در سال ۱۹۵۸ به قيمت ۴۵ پوند فروخته شد، دو سال پيش به شکل حيرت انگيز ۴۵۰ ميليون دلار ( ۳۷۵ ميليون پوند) توسط مشتري بي نامي در يک حراجي خريده شد.

سالوادور موندي، اثر لئوناردو داوينچي، حراج شده در کريستيز، گران قيمت ترين نقاشي جهان

تنها تفاوت اين است در اين مورد اصالت اثر توسط تيمي بين‌المللي از متخصصان تاييد شده بود.

آيا نقاشي حاضر که از آن به عنوان موناليزاي اوليه نام برده مي‌شود هم ممکن است همان مسير را طي کند؟

چگونه ميتوان لئوناردو شد؟

پروفسور ژان پير ايسبوتس از سنتا مونيکاي کاليفرنيا مي‌گويد:" من هم مشکوک و هم کنجکاو شده بودم." او به دعوت بنياد با پروازي به سوييس رفت تا نقاشي را از نزديک ببيند.او ادامه مي‌دهد:"وارد زيرزمين شدم. بسيار سرد بود. حدودا دو ساعت با نقاشي بودم. اما از همان دقيقه پنجم مي‌دانستم اين کار حتما بايد اثر لئوناردو باشد."

اما اين فقط ظاهر نقاشي نبود که اين محقق دانشگاهي دانشگاه فيلدينگ از کاليفرنيا را قانع کرد که نقاشي اصل است. به گفته او مدارک و نشانه‌هاي تاريخي هم اين واقعيت را ثابت مي‌کنند.

لئوناردو داوينچي در کتاب جورجيو واساري به نام " زندگي بزرگترين نقاشان ايتاليا"

او توضيح مي‌دهد:" جورجيو واساري که در قرن شانزدهم بيوگرافي لئوناردو را نوشته است به وضوح تعريف مي‌کند که لئوناردو چهار سال روي پرتره موناليزا کار کرد و در بعد ناتمام رهايش کرد."

اين با ظاهر موناليزاي قديمي‌تر که پس زمينه کامل نشده‌تري نسبت به نسخه در حال نمايش در موزه لوور دارد ، جور در مي‌آيد.

پروفسور ايسبوتس مي‌گويد شواهد تاريخي در ضمن اشاره دارند که لئوناردو موناليزا را براي دو مشتري نقاشي مي‌کرد و همين احتمال اينکه که دو نسخه موجود از پرتره متعلق به هر کدام از اين سفارش باشد را بالا مي‌برد.

نمودارهاي هيستوگرام تشابه رنگ‌هاي به کار رفته در دو نسخه موناليزا را نشان مي‌دهند

او اضافه مي‌کند آزمايش‌هاي علمي هم ادعاي اصل بودن نقاشي را تاييد مي‌کنند."

آزمايش‌هاي علمي به ما مي‌گويند که:

۱- نقاشي متعلق به زماني در اوايل قرن ۱۶ است.

۲- ترکيب بندي اين اثر قطعا کار لئوناردو است چون نوع نسبت بندي و قاب بندي آن کاملا شبيه نسخه موزه لوور است.

۳- هيستوگرام ( نمودار ديجيتال رنگ‌هاي به کار رفته در نقاشي) نشان مي‌دهد که نوع ضربه قلم و شکل به کار گيري رنگ در هر دو اثر کاملا مشابه است."

اما همه با اين نظر موافق نيستند.

" يک تکه آشغال است"

مارتين کمپ، پروفسور بازنشسته تاريخ هنر دانشگاه آکسفورد مي‌گويد:" اين نوشته به دلايل زيادي اعتبار ندارد."

" هيچکدام از اين دلايل به اندازه کافي جدي نيست که تصور کنيم اين نقاشي، کار خود لئوناردو است."

به گفته او دليل اينکه جورجيو واساري تصور مي‌کرد موناليزا ناتمام رها شده اين است که اطلاعات او تنها محدود به زماني است لئوناردو ساکن فلورانس است و نقاشي احتمالا پس از آنکه لئوناردو فلورانس را ترک کرد ، کامل شده است.

جورجيو واساري نويسنده و نقاش ايتاليايي در قرن شانزدهم درباره لئوناردو داوينچي مطالبي نوشته است

او همچنين مخالف اين ادعاست که شواهد تاريخي گواهي مي‌دهند که دو موناليزا نقاشي شده است.

در عوض پروفسور کمپ مي‌گويد احتمالا لئوناردو پرتره را هيچ وقت به مشتري اصلي‌اش تحويل نداده است "و بعد نفر دومي پيدا شده است که به لئوناردو گفته است اگر اين نقاشي را تمام کني، من آن را از تو مي‌خرم، هر طور که باشد."

و درباره شواهد علمي، پروفسور کمپ مي‌گويد اطلاعاتي که توسط بنياد موناليزا ارائه شده جاي انعطاف زيادي دارد. يعني در حالي که احتمال اينکه يک موناليزاي قديمي‌تر ممکن است کار لئوناردو باشد را رد نمي‌کند اما اين ادعا را به قطعيت ثابت نمي‌کند.

پروفسور مارتين کمپ يکي از متخصصان مشهور شناسايي آثار لئوناردو داوينچي است

او البته اضافه مي‌کند که " آزمايش‌هايي که با مادون قرمز و ديگر شيوه‌ها انجام شده‌اند نشان مي‌دهند که نقاشي موجود در موزه لوور در طول زمان تحول و تکامل پيدا کرده است. همانطور که تمام نقاشي‌هاي او چنين روندي داشته‌اند."

"بررسي هاي انجام شده با مادون قرمز روي مدوناي ايسلورت (که با نام موناي اوليه هم شناخته مي‌شود) شباهت مو به موي يکساني را نشان مي‌دهد. دقيقا مانند طراحي‌اي که وقتي کاري را کپي مي‌کنيد قابل تشخيص است و با نوع طراحي خلق يک کار جديد فرق دارد."

پروفسور ايس بوتس با نظرات پروفسور کمپ به شدت مخالف است خصوصا به اين دليل که " مارتين هيچوقت اين نقاشي را از نزديک نديده است. ديويد و جوئل فلدمن (از بنياد موناليزا) از اين جهت در موضع قدرت قرار دارند و ادعاي آنها مشروعيت پيدا مي‌کند."

پروفسور در جواب مي‌گويد :" اين دغل بازي هاي قديمي که شما حتما بايد برويد و خود نقاشي را ببينيد، حتي اگر يک تکه آشغال باشد، امروزه ديگر دليل کافي نيست مخصوصا با شيوه‌هاي مدرن اسکن تصويرها. بعضي از تصاوير کيفيت بالاي ديجيتال، جزييات خيلي بيشتري از آنچه در خود نقاشي حتي با کمک يک ذره بين مي‌شود ديد را نشان مي‌دهند."

شواهد در حال تغيير

متخصصان ممکن است با هم در مورد شواهد مخالفت کنند اما آيا همه مدارک و مستندات با شفافيت کامل ارائه شد‌ه‌اند؟

بي‌بي‌سي توانسته است بخش‌هايي از نسخه قبل از چاپ کتابي نوشته چندين کارشناس و با انتخاب و ويرايش پروفسور ايس بوتس درباره موناليزاي قديمي‌تر را با عنوان " موناليزاي لئوناردو داوينچي: نظرگاه هايي جديد" ببيند.

يکي از نويسندگان کتاب ادعا مي‌کند در نسخه نهايي و چاپ شده کتاب ، ظاهرا بخش‌هايي از نوشته‌هاي او حذف شده‌اند. او معتقد است بخش هاي حذف شده، بخش‌هايي هستند که چندان در جهت تئوري که مي‌گويد موناليزاي قديمي‌تر اثر لئوناردو است، نيستند.

موناليزا يکي از مشهورترين آثار هنري جهان است

پروفسور ايسبوتس اين ادعا را رد مي‌کند:" من قطعا بخش‌هايي را حذف و ويرايش کرده‌ام چون ويراستار اين کتاب هستم. در بعضي موارد پاراگراف‌هايي وجود داشتند که از جهت آکادميک قابل دفاع نبودند. من مي‌خواستم به موضوع اصلي کتاب دست نخورد ولي قطعا هيچ مطلبي را به صرف مخالفت با اصل موضوع کتاب حذف نکرده‌ام. فقط دو تا از فصل‌هاي کتاب بيش از حد طولاني بودند."

او پس از مدتي بعد از آنکه بي‌بي‌سي با نويسندگان تماس گرفت تا ببيند کدام بخش‌هاي نوشته هايشان را مشکل دار دانسته، ايميلي زد که طبق آن: "ما همچنان مشغول کار روي نسخه نهايي کتاب هستيم و در نسخه جديد جلد گالينگور کتاب که در حال آماده سازي است مي توانيم مقداري اصلاحات انجام دهيم."

يک موناليزا در دست ولي بي پول

يکي از سوال‌هايي که طرفداران تئوري "موناليزاي قديمي‌تراثر لئوناردو است" بايد برايش توضيحي پيدا کنند اين است که اين نقاشي از کجا پيدا شده است.

اين نسخه از نقاشي ناگهان در سال ۱۹۱۳ وقتي هيو بليکر آن را از يک خانه اشرافي در سامرست خريد ، وارد بازار شد.

پروفسور رابرت ميريک از دانشگاه ابرسويت که زندگي اين دلال هنري را مطالعه مي‌کند مي گويد:" بليکر مطمئن بود به اثر مهمي دست پيدا کرده." او با اينکه با موفقيت اصالت آثاري از نقاشان مشهوري چون روبن ، ولاسکوئز، الگرکو، مانه ، کنستابل و ترنر را ثابت کرده بود، معاملات شغلي‌اش چندان موفقيت آميز نبودند و عاقبت نتوانست موناليزايش را بفروشد."

هيو بليکر دلال هنري، منتقد، مجموعه دار، برگزارکننده نمايشگاه و نمايشنامه نويس

پروفسور ميريک درباره اين دلال هنري که در اواخر عمرش به وضوح در شرايط مالي بدي قرار داشت مي‌گويد:"مسير حرفه‌اي او، با وجود تمام تلاشي که مي‌کرد ،مجموعه اي از شکست‌هاي پشت سر هم بود."

بعد از مرگ بليکر ، نقاشي به دست دلال هنري پر شر و شوري به نام هنري پوليتزر افتاد که معتقد بود موناليزا قديمي‌تر به مراتب از نسخه مشابه و پرآوازه تر لورر تاثير گذارتر است.

هنري پوليتزر در حالي که کتاب نوشته خودش را به نام " موناليزا کجاست؟" در دست گرفته

اما پوليتزر براي اينکه به جهان ثابت کند اين نقاشي و ديگري، هر دو اثر داوينچي هستند نياز به کمک داشت.

دست کمک

اندرو گيلبرت مي‌گويد: " کم کم داشت تمام پولش را براي تبليغ اين نقاشي اثبات اينکه اثر اصل لئوناردو داوينچي است از دست مي‌داد."

خانواده او پوليتزر را مي‌شناختند و از او نقاشي مي‌خريدند و گاهي هم نقاشي‌هايي به او مي‌فروختند.

آنها مدارکي به بي‌بي‌سي نشان داده‌اند که طبق آنها، خانواده گيلبرت در ۱۹۶۴، ۲۵ درصد از سهم نقاشي را خريده است. حدود يک دهه بعد، پوليتزر نقاشي را در صندوق امانت بانکي در سوئيس گذاشت و پس از مرگش در سال ۲۰۰۸ اين اثر به دست يک کنسرسيوم بين‌المللي افتاد.

خانواده گيلبرت ادعا مي‌کنند صاحب ۲۵ درصد نقاشي هستند

بنياد موناليزا با قطعيت با ادعا خانواده گيلبرت مخالفت مي‌کند و رييس بنياد در ماه جولاي به رسانه‌ها گفت ادعاي آنها بي‌اساس و بدون مدرک و پشتوانه است.

اما گيلبرت‌ها بر ادعاي خود پافشاري مي‌کنند و براي همين به سراغ کسي رفته‌اند که "شرلوک هولمز" دنياي هنر شناخته مي‌شود.

کريستوفر مارينلو، رئيس و موسس شرکت بين‌المللي بازيافت هنر مي‌گويد شخصا با اينکه چنين لقبي گرفته است مشکلي ندارد.

کريستوفر مارينلو به پيدا کردن آثار هنري به ارزش ميليون‌ها دلار کمک کرده است

او مي‌گويد:" ما در طول اين سال‌ها توانسته‌ايم آثار هنري به ارزش در مجموع ۵۱۰ ميليون دلار (۴۰۰ ميليون پوند ) را پيدا کنيم. ما هنوز هم در موارد خاص و بسيار پيچيده دنياي هنر مشغول کار جستجو هستيم و به اين موقعيت افتخار مي‌کنيم."

اما او درباره ادعاي اينکه اين اثر ممکن است کار داوينچي باشد چه فکر مي‌کند؟

او جواب مي‌دهد: " راستش اين جنبه‌اش براي من اهميتي ندارد. تا جايي که به من مربوط است، مشتري من مدرکي مبني بر خريد اين نقاشي دارد. حالا هر چه که باشد."

به لطف کمک آقاي مارينلو است که خانواده گيلبرت – که مي‌گويند خودشان هم مطمئن نيستند نقاشي اثراصل داوينچي باشد – توانستند يک شکايت قانوني بر عليه بنياد موناليزا به دادگاهي در ايتاليا ببرند.آن هم در زماني که نقاشي در نمايشگاهي در فلورانس در حال نمايش بود.

ارتباط با جزاير کارائيب

اين هفته پيش از شروع دادگاه، جيواني پروتي، وکيل خانواده گيلبرت مي‌گويد: " اين يکي از جالب‌ترين و پيچيده‌ترين پرونده‌هايي است که تا به حال داشته‌ام. ما بايد احضاريه‌هاي فراواني به کشورهاي مختلف در سراسر مي‌فرستاديم."

و البته همه اين فعاليت‌ها عاقبت به محصول نشست. بعد از جلسه روز سه شنبه دادگاه ، کرن گيلبرت گفت:"بالاخره بنياد موناليزا در برابر قاضي دادگاه توضيح داد صاحب اصلي نقاشي شرکت سهامي موناليزا است که مقرش در جزيره انگيلا است".

انگيلا يکي از جزاير تحت قيوميت بريتانيا است

هر چند در ظاهر هيچ کدام از اين مسائل دليل بر قانون شکني توسط بنياد موناليزا و کنسرسيوم بين‌المللي صاحب اثر نيست، اما اين جزيره کوچک کارايئب که از کشورهاي تحت قيوميت بريتانيا است، به پنهان کاري در انجام معاملات شهرت دارد.

کرن گيلبرت مي‌گويد:" به تدريج داريم پيشرفت مي‌کنيم و همين به ما اطمينان مي‌دهد که مسير درستي در تحقيقاتمان پيش گرفته‌ايم."

هيچکدام از آنچه تا اين لحظه آشکار شده الزاما به معني اينکه ادعاي مالکيت خانواده گيبلرت صحت دارد نيست اما اولين بار است که بنياد موناليزا صاحب اثر را رسما اعلام کرده است.

نقاشي موناليزا در موزه لوور، سالانه ۱۰ ميليون نفر بازديد کننده دارد

مارکو پاردوچي ، وکيل بنياد موناليزا بعد از جلسه سه شنبه دادگاه گفت: "بنياد موناليزا به دليل معذوريت قانوني که در قبال صاحبان نقاشي دارد، تا وقتي به شکل رسمي و مستقيم درخواستي از مقام قضايي دريافت نکند، نمي‌تواند ادعاي مطرح شده را تاکيد و يا تکذيب کند. "

او اضافه مي‌کند از لحن شکايت خانواده گيلبرت اينطور برداشت مي‌شود که آنها" انگيزه دست يافتن منفعت مالي بالا و صدمه زدن به بنياد را دارند" و در جلسه بعدي ثابت خواهد شد که "ادعايشان بي پايه و اساس است".

شهرت

کشمکش قانوني همچنان ادامه خواهد داشت اما خود لئوناردو، اين بزرگترين هنرمند و دانشمند رنسانس راجع به اين معماي پيچيده موناليزا قديمي‌تر و افسانه‌هايي که درباره آن ۵۰۰ سال بعد از مرگش شکل گرفته، چه فکر مي‌کند؟

پروفسور کمپ مي‌خندد و مي‌گويد:" اوه، او خيلي خوشش مي‌آمد. اوبه شهرت علاقه داشت.احتمالا براي بعضي از ادعاهاي بي‌معني با تاسف سر تکان مي‌داد اما قطعا از اينکه نامش به عنوان مشهورترين شخصيت تاريخ فرهنگ به جا مانده است، خوشحال مي‌شد."

منبع: بي بي سي

پیمایش به بالا