نخستين نشست تخصصي همايش «مرقع‌شناسي در تاريخ هنر ايران» برگزار شد

پژوهشکده هنرِ فرهنگستان هنر، نخستين نشست تخصصي همايش «مرقع‌شناسي در تاريخ هنر ايران» را برگزار کرد.

به گزارش گالري آنلاين به نقل از روابط‌عمومي پژوهشکده هنرِ فرهنگستان هنر، نخستين نشست تخصصي همايش «مرقع‌شناسي در تاريخ هنر ايران» با سخنراني سيدعبدالمجيد شريف‌زاده، دبير علمي همايش و عضو گروه تخصصي هنرهاي سنتي فرهنگستان هنر، فرزانه اعظم لطفي، عضو هيئت‌علمي دانشگاه تهران، بهروز عوض‌پور، مدرس دانشگاه، فاطمه ثقفي، عضو هيئت‌علمي دانشگاه تهران، و مينا مختاريان، نگارگر و مدرس دانشگاه، دوشنبه 12 تيرماه 1402، در سالن گلستان هنر فرهنگستان هنر برگزار شد.

در ابتدا، شهاب پازوکي، مدير گروه تاريخ هنر پژوهشکده هنر ضمن خوش‌آمدگويي افزود مرقعات بخش مهمي از تاريخ هنر ايران را شکل مي‌دهند و با توجه به اينکه اين منابع در مجموعه‌هاي خصوصي، گنجينه‌هاي موزه‌ها و يا در مخازن کتابخانه‌هايي که شايد دسترسي به آنها براي پژوهشگران خيلي سخت بوده، نگهداري مي‌شدند، نسبت به ساير بخش‌هاي تاريخ هنر ايران کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. بنابراين سال گذشته تصميم بر اين شد که همايشي در خصوص سنت و هنر مرقع‌سازي در ايران برگزار، و از پژوهشگران فعال اين حوزه دعوت به همکاري شود تا بتوانيم منابع پژوهشي توليد کنيم و به پژوهش در اين حوزه رونقي بدهيم. برنامه‌ريزي شده که اين همايش در دي ماه سال جاري برگزار شود و تا پيش از برگزاري همايش نيز چندين نشست تخصصي داشته باشيم که امروز شاهد نخستين نشست اين همايش هستيم.

در ادامه سيد عبدالمجيد شريف‌زاده، دبير علمي همايش مرقع‌شناسي در تاريخ هنر ايران و مدير اين نشست تخصصي، ضمن ارائه توضيحاتي درخصوص همايش، بيان کرد: بنابر مصوبه پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر اين مأموريت از طرف گروه هنرهاي سنتي فرهنگستان هنر به بنده واگذار شد تا بتوانيم مرقع را به‌عنوان بخشي از تاريخ هنر ايران معرفي و بررسي کنيم که آيا مي‌توان از مرقعاتي که در طول تاريخ هنري ايران ساخته شده‌اند برداشت‌هاي متفاوت داشت و در عين حال به نوعي تاريخ هنر ايران را از آن‌ها استنباط کنيم يا خير؟ و اساساً اين شيوه کار و اين بخش از تکنيک مرقع‌سازي چگونه در ايران شکل گرفت؟ و آيا هنوز هم  مي‌توانيم با اين شيوه و تکنيک از هنر نگارگري ايران آثار جديدي را خلق کنيم؟ مرقعات آگاهي تاريخي هنري را براي ما امکان‌پذير خواهد کرد، به اين معني که چطور يک فرهنگ درباره هنر و هنرمندانش مي‌انديشد. در طول تاريخ وقتي مرقعات ساخته شد، نوعي نگاه متفاوت به آثار پراکنده‌اي بود که در اختيار افراد قرار داشت. تهيه نسخه‌هاي مختلف يکي از مهمترين فعاليت‌هاي کتابخانه‌هاي بزرگ در دوره‌هاي مختلف در تاريخ هنر ايران بود. در کنار اين نسخه‌ها آثار پراکنده‌اي هم جمع‌آوري مي‌شدند که حتي گاهي مي‌بينيم که آلبوم‌ها و يا مرقعاتي را از سرمشق‌هاي استادان براي آموزش به شاگردان تهيه مي‌کردند، بنابراين اين نگاه و اين حرکت از طرفي يک وجه آموزشي و در عين حال يک وجه پژوهشي داشته است.

شريف‌زاده در ادامه افزود: بررسي منابع شناخت اين انديشه‌ها و زيبايي‌شناسي و يا اينکه از کجا آمده و اينکه يک هنرمند وقتي مأمور به تهيه مرقع مي‌شود يا فردي که اين آثار پراکنده را جمع مي‌کند با چه ديدگاهي اين کار را انجام داده است؟ اين مرقعات با چه ديدگاهي انتخاب مي‌شدند؟ بسيار حائز اهميت است و جمله بسيار مشهوري داريم از دوست محمد هروي گواشاني که اشاره مي‌کند که «ما اين آثار را از حيث پريشاني به جمعيت رسانديم».

وي اظهار داشت: از پيش هم فرهنگستان هنر فعاليت‌هايي را در خصوص معرفي اين مرقعات آغاز کرده که خوشبختانه شاهد چاپ و انتشار مرقع هندوايراني بوديم و ان‌شاءالله در آينده نزديک مرقع گلشن که يکي از مهمترين و مشهورترين مرقعات در دنيا است، انتشار پيدا خواهد کرد و اينها منابع بسيار ارزنده‌اي براي پژوهشگران اين حوزه هستند.

نخستين سخنران اين نشست، فرزانه اعظم لطفي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، به موضوع «نگاره‌انديشي نظريه‌اي بر مرقع هندي سوز و گداز، ستي‌نامه ملانوعي خبوشاني» پرداخت. اعظم لطفي گفت : ملانوعي خبوشاني يکي از شخصيت‌هاي ايراني‌الاصل است که در دوره اکبرشاه از ايران به هندوستان مهاجرت مي‌کند، دوره‌اي که دوره زرين ادبيات و هنر ايراني در هندوستان است و در اين دوره به دليل عدم تعصبات سياسي بسياري از علوم  و فنون در هندوستان رواج مي‌يابد.

لطفي افزود: خبوشاني موضوعي به نام ستي يا ستي‌نامه را مطرح مي‌کند که در لغت به معناي زني پاک‌دامن است. اين اصطلاح بيشتر نماد فتوت و جوانمردي است. ستي يک عنوان اسطوره‌اي است. در ادبيات سنسکريت ستي‌نامه علامت جوانمردي و يک‌رنگي است که ما در ادبيات شاهنامه هم اين را مشاهده مي‌کنيم و هنر فقط به معناي نقاشي و قلم و کاغذ نيست، بلکه هم علم و هم فضيلت است. اين پژوهشگر در ادامه به شرح اين نکته پرداخت که پژوهشگران چنانچه نگاره‌اي را مورد مطالعه و پژوهش قرار مي‌دهند، مي‌بايد به بافت اساطيري، ديني، فلسفي و حتي موضوعاتي مرتبط با مردم‌شناسي آن نگاره نيز توجه نمايند.

در ادامه نشست بهروز عوض پور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، با موضوع «مهتر صفوي در خدمت شيواي گورکاني» به سخنراني پرداخت و گفت: با توجه به موضوع شناسي که بر روي چند مرقع هندوايراني انجام دادم به اين نتيجه رسيدم که از نقطه نظر کمي، مهتر و اسب يکي از پر بسامدترين موضوع‌ها در مرقعات و گلچين‌هاي به اصطلاح هندي و ايراني يا به بياني دقيق‌تر گورکاني و صفوي است. از نقطه نظر کيفي، نگاره‌هاي حاوي موضوع مد نظر را به جرئت مي‌توان از زيباترين نگاره‌هاي اين مجموعه دانست.

اين پژوهشگر افزود: در اين ميان، نگاره‌اي از مرقع گلشن به‌رغم برخورداري از همين موضوع و مضمون با نگاره‌هاي مشابه بسيار متفاوت است. نيمه پاييني اين نگاره به مهتر و اسب اختصاص داده شده است، با اين توضيح که مهتر در هيئت جلوداران صفوي است و زين اسب مزين به مصاحبت دو دلداده در جوار انبوهي از گل‌هاي نيلوفر. نيمه بالايي نگاره خود از دو قسمت تشکيل مي شود: در قسمت راست آن تمثالي از شيوا و در قسمت چپ آن تمثالي از ونوس رومي يا آفروديت يوناني جاي گرفته است. وي در ادامه به تبيين چند و چون هم‌نشيني اين مضامين در اين نگاره پرداخت.

فاطمه ثقفي، رئيس کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران، در سخنراني خود به «گونه‌شناسي مرقعات کتابخانه مرکزي، مرکز اسناد و تأمين منابع علمي دانشگاه تهران و نحوه نگهداري آن‌ها» پرداخت و از منظر آماري اطلاعاتي را در اختيار مخاطبان قرارداد و گفت: وظيفه ما تأمين منابع اطلاعاتي براي هنرمندان است که بتوانند در پژوهش‌ها از آن‌ها استفاده کنند. از نظر تاريخي، مرقعات در ايران ابتدا بين خوشنويسان رايج بود و اولين مرقعات هم آيات و احاديث قرآن بودند. خوشنويسان، تصويرگران و مذهّبان از کساني بودند که در حوزه مرقع کار مي‌کردند. در کتابخانه مرکزي حدود 50 مرقع شامل 1291 قطعه وجود دارد که اکثراً به صورت پيوسته و آکاردئوني هستند و به ندرت مانند کتاب صحافي شده‌اند و معمولاً به‌صورت پراکنده نگهداري مي‌شوند که از قرن دهم تا پانزدهم را پوشش مي دهند. قديمي‌ترين مرقع يک ني‌نامه است که با خط نستعليق متعلق به ميرعلي، خوشنويسي شده است. وي در ادامه ضمن نشان دادن تصوير تعدادي از اين مرقعات، به بررسي و توضيح پاره‌اي از ويژگي‌هاي آنها پرداخت.

مينا مختاريان، نگارگر و مدرس دانشگاه،با موضوع «تشعيرهاي رنگي مرقع گلشن» به سخنراني در مورد مرقعات پرداخت و گفت: ويژگي‌ها و کيفيات بصري و شيوه‌هاي اجرايي اين تشعيرها متفاوت هستند و از نظر محتوايي بسيار به متن وابستگي دارند. تشعيرسازي شيوه‌اي براي آرايش کتاب‌ها و مرقعات است که به انواع نقوش انساني و حيواني و طبيعت و تجريدي طبقه‌بندي مي‌شود. تعداد زيادي از تشعيرهاي مرقع گلشن به شيوه چندرنگ و تلفيقي کار شده است که نقوش انساني اکثريت تشعيرهاي رنگي را شامل مي‌شود.

وي افزود: شيوه اجرايي تشعيرهاي رنگي با تکنيک آبرنگي همراه با قلم‌گيري و پرداز است که چهره‌ها واقع‌گرايانه کار شده است و تنوع رنگ در نقوش پرندگان بسيار بيشتر از نقوش انساني است. موضوعات کار شده در تشعيرهاي رنگي متنوع و شامل: مشاغل، فنون هنري، مجالس رزم و بزم، شکارگاه، گرفت‌وگير، نخجيري، شخصيت‌هاي ادبي، هنري، درباري و پادشاهان هندي و ايراني است.

پیمایش به بالا