
جمشيد حقيقتشناس نقاش و استاد دانشگاه درباره نقش و تاثير آموزشگاههاي خصوصي در بخش هنر گفت: طبيعت عملکرد درست و واقعي دارد و هر چيزي که طبيعي اتفاق بيفتد، معايب و محاسني نيز دارد، هر چه را که بشود به طبيعت اوليه برگرداند کمک ميکند به اينکه خودش را احيا کند و به شکوفايي برساند. در واقع سياستگذاري کامل کننده رفتار طبيعي است نه تغيير رفتار طبيعي. سياستگذاران بايد کمک کنند تا اين رفتار طبيعي که ماحصل سالها و قرنهايي است که فرهنگ ما را ساخته به روال عادي و طبيعي خود پيش برود.
هر جايي که سياستگذاري برخلاف جهت رفتار طبيعي صورت گرفته اصولا آسيب زده و باعث خسارت شده است، چرا که طبيعت خودش را احيا ميکند چه با سياست چه بدون آن، لذا بايد به اين نکته اشاره کرد که سياستهاي غلط هميشه باعث وقفه ميشوند. يک مدير فرهنگي وظيفه دارد شرايط را بهتر کند، نه آن را تحميل کند. متاسفانه در اين سالها به دليل مشاغل زيادي که سياستگذاران فرهنگي داشتند، فرهنگ به نوعي ديگر خودش را احيا کرده است و اين کار به کمک مردم و کسانيکه مصرفکنندگان حقيقي توليدات هستند عمدتا شکل گرفته است و نياز بخش عمومي دليل ايجاد اين شرايط بوده است اما بخش دولتي در اين ميان کاري از پيش نبرده است. �فرهنگ، به هنر، گردش مالي، گردش هنري و … نياز دارد تا ماحصل آن شرايط �را به وجود آورد. در واقع بايد سياستگذاران بيايند و بخواهند �آن را تغيير دهند، تا دوباره شاهد خسارتهاي فرهنگي نباشيم. چرا که معمولا يک مدير درست، مدير احيا کننده است.
با وجود حرکتهايي که در طي سالها در بخش خصوصي داشتيم، بيشتر اين اتفاقات حرکتهاي�عمومي�هستند نه حرکتهاي خصوصي، چرا که عموم جامعه اين حرکتها را شکل ميدهند و متعلق به شخص خاصي نيست. ضمن اين که اين حرکتها متعلق به نيازهاي عمومي است. از سوي ديگر تفسير ما از بخش خصوصي تفسير درستي نيست و اين اتفاقات حرکتهاي فردي نيستند، بلکه نيازهاي جمعي هستند که شکل عمومي ميگيرند. وقتي نياز عمومي از قوه به فعل برسد، نيازمند ظهور است که از طريق افراد شکل ميگيرد و بخش خصوصي بازوهاي اجرايي افراد ميشوند. در طي اين سالها اتفاقاتي افتاده است که اگر �سياستگذاران ما کمک کنند، بروز هنر در صنايع مختلف ميتواند نيازهاي ما را مرتفع کند.
ما نميتوانيم يک تابلوي خارجي را به فرهنگ ايراني گره بزنيم، چرا که ما نيازهاي خودمان را داريم، بگذريم از اين که غربيها تلاش کردند تا به بخشي از نيازهاي ما پاسخ دهند، اما کدهاي لازم هميشه به صورت درست براي آنها وجود ندارد تا بتوانند مخاطب ايراني را کاملا راضي نگه دارند. هنرمند کارش ايجاد شرايط نيست، بلکه هنرمند تلاش ميکند موضوعات مورد نياز جامعه را که وجود ندارد �به نمايش بگذارد.
وظيفه اصلي هنرمند، پاسخگويي به نيازهايي است که ما دچار آن ميشويم. در حقيقت وجود آموزشگاهها يک تلاش است براي اين امر و تلاش را قضاوت نميکنند، بلکه کمک ميکنند تا بيشتر شود چرا که در اين توسعه و همراهي تلاشهاست که به فرهنگ دست پيدا ميکنيم. اگر تلاشها زير ذرهبين بروند، انگيزهها از بين ميروند. مردم آن چيزي که برايشان مهم است را انتخاب ميکنند.
ما قوانين را نميشناسيم، اما مدام درحال نگارش قانون هستيم. قوانين با مجريان قانون ارتباط دارند و بايد آموزش قوانين نيز بوجود آيد، به همين دليل است که خروجي خوبي نداريم. مثلا در آموزش و پرورش قانون هست اما چون آموزش آن وجود ندارد در نتيجه اغلب قوانين جديدي که اجرا ميشوند خروجي خوبي در پي ندارد.
هر چيز تازهاي نياز به آموزش دارد و بايد از آن به درستي استفاده کرد. مگر ميشود به بخش خصوصي کمک کرد، در عين حال دستور العمل هم داشت، اما آموزش نداشت. آموزشگاهها کارشان تربيت نيست. در حال حاضر يک جمعيت زيادي در کشور وجود دارد که ميخواهند بالقوه آموزش ببينند، اما آن اتفاقي که بايد بيفتد نميافتد. اصولا بر مبناي نياز است که همه چيز بوجود ميآيد. وقتي به دليل تقاضاي زياد براي دانشگاه، تعداد دانشگاهها افزايش يافته اما کارشناسي درستي در اين زمينه صورت نگرفته است، حاصلش ميشود يک خروجي عظيم، بدون برنامه که هيچ بهرهاي از آن نميتوان برد. همه چيز توليد ميشود اما در پي اين توليد هدفي وجود ندارد. ما توليدات مختلفي داريم که محل فرود آن مشخص نيست. خانهها پر از آثاري است که مورد استفاده قرار نميگيرند.
بايد اطلاع رساني درستي از اتفاقات به روز داشت و آنها را به درستي تحليل کرد، چرا که اين تحليلها باعث ميشود آنچه که قرار است اتفاق بيفتد کامل و به شکلي درست رخ دهد. بسياري از جريانات اجتماعي و فرهنگي ما به دليل عدم اطلاع رساني درست شکست خوردند، به نظر من بايد بگذاريم همه چيز در بالاترين حد خود و به درستي اتفاق بيفتد.
منبع : هنرآنلاين
