همانطور که آسمانخراشها در دهه ۲۰ قرن بيستم جنبه جديدي از زندگي شهري را تعريف ميکردند راهاندازي مترو در دهه ۳۰ تعريف تازهاي به زندگي شهري اضافه کرد. در پي کشف و شهودي که عکاسي براي عکاسان به ارمغان ميآورد واکر اونز (۱۹۷۵-۱۹۰۳) اولين عکاسي بود که سعي در کشف جنبههاي تازه اجتماعي اين پديده جديد کرد.

واکر اوانز از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۱ با دوربيني که در زيرکتش پنهان بود وارد مترو شد و دنياي مسافران متروي نيويورک را به تصوير کشيد. عکسهاي اوانز گستردگي خاصي دارد گاهي به نرمي وارد تنهايي مسافري خسته ميشود و گاهي ما را با نگاه خيره مسافري ديگر روبرو ميکند گويي متوجه نگاه نافذ دوربين اوانز شده باشند.
به خاطر خاصيت مخفي بودن دوربين اوانز و نوع ترکيببندي عکسهاي او، لذت چشمچراني که سوزان سانتگ از آن صحبت ميکند دو چندان ميشود و چنان که اوانز در مورد مجموعهاش ميگويد «پردهها کنار رفته و نقابها کنار زده شده اند» ما در سوژههاي اوانز ترس از ثبت شدن را نميبينيم. در جايي ديگر اوانز اضافه ميکند که « مسافران مترو چنان در افکار و احساسات خود غرق ميشوند که حتي در تنهايي خود مقابل آينه اتاق خوابشان هم چنين نيستند.»
اوانز مجموعه خود را با نام “Many are called” (همه دعوت شدهاند) را در سال ۱۹۶۶ منتشر کرد يعني ۲۵ سال بعد از اتمام پروژه و با به نمايش درآوردن آثارش در موزه هنر مدرن، اين کتاب با مقدمهاي از James Agee که در سال ۱۹۴۰ براي اين کتاب نوشته بود به چاپ رسيد.
عکاس بعدي که بين سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۶ از متروهاي نيويورک عکاسي کرد، Bruce Davidson (۱۹۳۳) عکاس مگنوم است. ديويدسون کاملا نقطه مقابل اوانز از لحاظ شيوه عکاسي است، وي با لنزهاي مختلف و فلاش و تجهيزات کامل پا به دنياي مترو گذاشت!
ديويدسون در مصاحبه اي که با يکي از مجلههاي نيويورک داشت گفته است: «ميدانستم براي عکاسي در مترو بايد آمادگي جسماني خوبي داشته باشم.» به همين دليل قبل از اينکه شروع به عکاسي مترو کند خودش را از لحاظ بدني کاملا آماده کرده بود. ديويدسون در مدتي که از مترو عکاسي ميکرد با اتفاقات مختلفي روبرو شده بود و حتي يک بار دوربينش ربوده ميشود.
روش عکاسي ديويدسون به اين نحو بود که سوژههايش را زير نظر ميگرفت و معمولا قبل از اينکه عکس بگيرد از آنها اجازه ميگرفت و آدرس آنها را براي ارسال عکسشان ميگرفت و يا در مواقع معدودي براي اينکه سوژه مورد نظر از حالتي که دارد خارج نشود اول عکس ميگرفت و سپس توضيحات را به شخص مورد نظر ميداد.
ديويدسون در ابتدا سياه و سفيد عکاسي ميکرد اما به مرور زمان متوجه شد که دنيايي که ميخواهد به تصوير بکشد تنها با حضور رنگها است که به درستي تعريف ميشود. در عکسهاي ديويدسون انسان و زمينهاي که در آن قرار گرفتهاند باهم تعريف ميشوند و همين طور استفاده از فلاش جلوهاي غريب به عکسهايش داده است و سوژهها در عين آگاهي گويي در فضاي مبهميغوطهور هستند.
Luc Delahye ( متولد سال ۱۹۶۲) عکاس مگنوم بين سالهاي ۱۹۹۵ و ۱۹۹۷ با رويکرد معاصري در تلاش براي حذف خود (عکاس) از پروسه ثبت تصوير مانند اوانز با دوربين مخفي شدهاي شروع به عکاسي از مسافران مترو کرد در واقع کساني که در صندلي مقابل وي مينشستند سوژه عکسهاي دلاهي بودند.
تلاش وي بر اين بود که عکسهايش شبيه به عکسهاي خروجي photo boothها شود در واقع عکاس نقش يک photo booth سيار را ايفا ميکرد دغدغه وي در اين مجموعه رابطه ميان عکاس و سوژههايش بوده است و با کراپهايي که از عکسهايش ميکرد آنها را شبيه عکسهاي پرسنلي ميکرد، عکسهاي سرد و بيروح دلاهي بيشباهت به عکسهايي که زوج آلماني Becherها از منابع آب ميگرفتند نيست.
۹۰ عکس از مسافران مترو پاريس در کتابي بنام l’ autre (ديگران) با متنهايي از ژان بودريار نظريهپرداز فرهنگي و فيلسوف در سال ۱۹۹۹ به چاپ رسيد نوشتههاي بودريار به مفاهيمي چون نزديکي، فاصله و حريم شخصي در زندگي شهري ميپردازد.
Christope Agou (متولد سال ۱۹۹۲) عکاس فرانسوي مقيم نيويورک در سالهاي ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ از متروي نيويورک عکاسي کرد مجموعه عکس آگو به نام life below در سال ۲۰۰۴ در کتابي به چاپ رسيد.
آگو با گرفتن عکسهاي کلوزآپ به درونيات سوژههايش نفوذ ميکند و اين عکسهاي کلوزآپ گويي تجربه شخصي هر کدام از ما را در برخورد با افراد داخل مترو به تصوير کشيده است. آدمهاي بيتفاوت عکسهاي آگو گويي ديگر دغدغه ثبت شدن و جاودان ماندن در عکس را ندارند.
آدمهاي نيويورک از اوانز تا آگو گويي رفته رفته افسرده تر و بي خيال تر شده اند و در فضاي عمومي در حال گسترش دادن دنياي خصوصي خود هستند. قابهاي عمودي آگو حس محصورشدگي و انزوا را بيشتر به مخاطب القا ميکند. کلوزآپهاي آگو چه آنجا که پاهاي زيباي زني را به تصوير ميکشد و چه آنجا که از شکم چاق مردي گرفته شده است در کنار ديگر عکسها فقط و فقط تنهايي آدمها را به نمايش ميگذارد.
آگو بدون اينکه دوربين خود را پنهان کند به سمت سوژههاي خود ميرود اما دوربين نميتواند خللي در دنياي درهمتنيده آنها به وجود آورد در دنياي امروز آن قدر مناسبات اجتماعي تغيير کرده است که ديگر زير نفوذ دوربين عکاسي بودن مسئله قابل تاملي نيست.
در پايان لازم به ذکر است که عکاسان زيادي از مترو عکاسي کردهاند و در اين مقاله تنها چند تن از آنان انتخاب شده بودند.
