
بهزاد اژدري هنرمند عرصه سفال و سراميک، اين روزها مشغول اتمام مجموعه آثار سراميکي خود با نام "حکايت" است، که ميخواهد در قالب يک نمايشگاه آنها را ارائه کند. وي درباره اين آثار گفت: اين مجموعه شامل 25 اثر است که به شيوه تصويرسازي و مصور با مديوم سراميک، در قالب مجسمه کار شده است.
وي ادامه داد: اين مجموعه نگاهي انتقادي به ساختار درونشناسي زن سنتي ايران دارد، که به نوعي قصهگو و روايتگر است.
رييس انجمن هنرمندان سفالگر ايران درباره استفاده بهينه از اين هنر قديمي در ايران بيان کرد: متاسفانه سفال و سراميک با وجود قدمت طولاني که دارد اما هنوز در کشور ما آنطور که بايد و شايد جايگاه خود را نيافته است و بسياري از هنرمندان با قابليتهاي اين مواد آشنايي ندارند.
وي افزود: بسياري از افراد اعم از هنرمند و غيره از سراميک تلقي نوستالژيک دارند و فکر ميکنند سفال و سراميک، همان کوزهگري است در حاليکه اينطور نيست و سراميک بايستهترين ماده خلق صنعت و هنر است و از نظر شکلگيري، بافت بندي و… بسيار قابليت دارد و به نوعي بيرقيب شده است. درحال حاضر هنرمندان به نام و شناخته شده ما، هم خيلي اين ماده را نميشناسند در حالي که اين پديده جايگاه خاص خود را در دنيا يافته است.
اژدري با انتقاد از اين که بدنه اصلي هنوز با اين مواد ناآشناست، عنوان کرد: وقتي بخش اصلي و بدنه اصلي هنر، تصور خاصي از سراميک ندارد، نبايد از ديگران انتظار ديگري داشت. هنرمندان ما از سراميک اطلاعات چنداني ندارند و چنين برداشتي منجر به نديده شدن و غيبت آن در ميان ساير هنرها ميشود. به نحوي که برگزاري دوسالانهها و نمايشگاهها نيز براي اين معرفي کفايت نميکند. حضور ساير هنرمندان در اين عرصه باعث ميشود که اين هنر بيشتر شناخته شود.
اين هنرمند در ادامه گفت: متاسفانه اين روزها فاخر بودن آثار هنري بخصوص مجسمه بر مبناي متريال و مواد برنزي شناخته شده است و حتي آثار هنرمنداني که با چوب کار ميکنند نيز بسيار اندک است. با توجه به اين که فروش آثار، برنزي قويتر است در نتيجه هنرمندان ترجيح ميدهند روي باقي مواد کار نکنند و اين شاعبه بوجود آمده که برنز از ساير مواد و متريالها هنريتر است، در حالي که اين گونه نيست. جامعه ما از قابليتهاي سفال و سراميک بياطلاع است و نميداند در دنيا چه جايگاهي دارد.
وي ادامه داد: همين عامل نيز موجب شده تا از نظر نوع قيمتگذاري نيز سفال و سراميک بسيار نامتعارف باشد. گاه قيمتها بسيار ارزان و گاه بسيار گران است و متناسب با جايگاه خود مورد ارزشگذاري قرار نميگيرد. اين در حالي است که در تمام موزههاي تاريخي دنيا بالاي 90 درصد آثار سراميک هستند و اين هنر قدمت طولاني دارد. در چند سال گذشته با کشف قابليتهاي اين مواد همه متعجب هستند، چرا که از ماده سراميک ميتوان در تمام زمينهها به خصوص نقش و حجم استفاده کرد. کمبودهاي آموزشي، اين پديده را از ارزش واقعي خود به دور کرده است.
اژدري در ادامه با بيان اين که جاي خالي اين هنر- صنعت در بسياري از حراجها و نمايشگاهها خالي است گفت: در حراجها جاي خالي بسياري از هنرها ديده ميشود. الزاما اثري که در حراج به فروش ميرسد، اثر خوبي نيست. در واقع حراجها معياري براي ارزشگذاري آثار نيستند. در يکي از حراجهاي کريستيز ما شاهد هستيم که گرانترين قطعه، يک گلدان چيني بود که با قيمت بسيار بالايي فروخته شد.
وي با اشاره به جوان و نوپا بودن حراج تهران اظهار کرد: حراج تهران بسيار جوان است و جاي کار بسياري دارد و هنوز در حوزهها و هنرهاي ديگر جا نيفتاده است و در حال يافتن خودش است، نبايد انتظار خيلي بالايي از آن داشت؛ زيرا پديدهاي است که جاي خود را به زودي پيدا خواهد کرد.
اين هنرمند عرصه سفال وسراميک با اشاره به اين که برگزاري اين حراجها تا چه اندازه ميتواند در اقتصاد هنر موثر باشد نيز بيان کرد: همين که پديده مجموعهداري و خريد آثار و سرمايهگذاري شکل ميگيرد در جهت بهبود اقتصاد هنر بسيار موثر است و در دنيا نيز اين اتفاق افتاده است. اگر اينها نبودند هنر به دنياي مادي راه پيدا نميکرد. هنرمندان زماني اثر هنري را خلق ميکنند که بتوانند به ادامه کار اميدوار باشند.
اژدري در پايان خاطرنشان کرد: حراج يک شاخه اقتصادي است و وابسته به کنشهاي بازار، انتظار داريم به همه رشتههاي هنري با يک ديد يکسان و با عدالت ديده شود.
منبع : هنرآنلاين
