
نمايشگاه انفرادي بهار بينش از روز جمعه سوم آذر ماه در گالري نگر گشايش مي يابد.
بهار بينش در امتدادِ گذشته نقاشي خود را شکل ميدهد، بدين شکل عناصرِزيبايي شناختي او به نوعي وابسته به جريان دوره مدرن بوده وساز وکار آثارش در حيطه ويژوال آرت مسير خود را باز مييابد .
انتزاعِ او به يکباره جهان پيرامون خود را نفي نميکند، بلکه در صددِ استحاله آن است، آنگونه که دنياي جديدي را از جهانِ ملموس خلق ميکند که از طرفي به آن وابسته واز طرفي مستقل از آن است اين توازيِ آگاهانه تئوري سزان را در خصوصِ نسبت سطح دو بعدي بوم با جهانِ بيرون يادآوري ميکند .
جهانِ تحققيافته درسطحِ بوم با الزامات خود در نسبتي با جهانِ بيرون به سوي بک سنتز شخصي در حال شدن اس.
او انسان را نه به عنوانِ يک موجود جدا از هستي، بلکه در جوهرهي پديدهها مورد واکاوي قرار ميدهد. آدمي در نسبتي همگن با اشيا وعناصرِ بازشناختي اين هستي گاه به صورتي مبهم قابل درک است واين اشارهيي است غير مستقيم به هويت مبهم وفراموش شده او در هستي که در نسبت با پديده ها موجوديت خود را فراموش کرده وبراي شناخت او بايستي مجددا او را از نو تعريف کني.
آن شئي فرضي به همان اندازه انسان در بخش ديگر اثر ميتواند مهم باشد وارجحيت يک عنصر بر عنصر ديگر به لحاظ موضوعي در آثار او از بين رفته اس.

اين تکثرِ موضوعي با نوعي همسويي دروني به يک پيوند دروني و وحدتي يکپارچه در حال حرکت است، گويي اين انسان وهويت او در هستي عليرغم ابهام و سرگشتگيش در جبري محتوم به سوي الگويي وحدت يافته و البته خير در حال دگرگوني اس.
خوش قريحگي در رنگ به نوعي اميد به آينده را تداعي ميکند و ابهام و تخريب عناصر تم منفي کار اوست که در کنار هم پارادکسي معني دار را تداعي ميکند. اين تناقض نقد اوست از وضعيتِ موجود که به نوعي با بيان شخصي او در آميخته اس.
بيانِ اکسپرسيونيستي با نظام زيبايي شناختي متناسب با آن در آثار او مشهود است ونهايتا او به چنين ساز و کاري متعهد است.
بهار بينش در گفتگو با خبرنگار گالري آنلاين در رابطه با اهداف برگزاري اين نمايشگاه بيان کرد:
اين آثار با هدف نزديک شدن به دست يافته هاي آثار بزرگان تاريخ هنر مدرن از جمله سزان و پيکاسو و با در نظر گرفتن آراء اين هنر مندان در مورد رنگ و فرم شکل گرفته است وسعي شده تا با ايجاد انسجام در روند شکلگيري نقاشي هاي پيشين اينجانب به صورت يک پروژه ارائه شود . موضوع آثار از وقايع روز مره که به شيوه ذهني پردازش شده اند برگرفته شده و البته با جزييات بسيار ملموس و مشخص در قسمتهاي مختلف اثر ترسيم شده است. اين پروژه در مدت دو سال به انجام رسيده است .
وي در مورد تعداد و ابعاد آثاري که به نمايش در مي آيد، توضيح داد:
تعداد اين مجموعه آثار ۲۰ عدد بوده که يکي از آنها در نمايشگاه منو که در گالري نگر و در تير ماه امسال برگزار شده بود به فروش رفت وابعاد آنها از ۱۰۰در ۷۰ تا ۱۰۰در ۱۲۰ متغيير است
بينش در مورد دليل انتخاب عنوان ديالکتيک رنگ و مفهوم آن شرح داد:
نام ديالکتيک رنگ يا گفتگوي رنگها به خاطر نحوه رنگ آميزي و تم اين آثار که درجهت پيگيري آثار بزرگاني مانند سزان شکل گرفته است و با در نظر گرفتن تاثير ويژه اين رنگها بر مخاطب انتخاب شده است
اين هنرمند در مورد سبک و تکنيک و آغاز اين دوره کاري اش گفت:
اين آثار در سبک اکسپرسيو و با تکنيک اکريليک ميباشد و همانطور که گفته شد بيشتر از آثار پيشگامان سبک مدرن از جمله سزان بهره گرفته شده است.
آغاز مسير شکل گيري اين آثار از دغدغه هاي دروني من در مورد انسجام هر چه بيشتر در رنگ وفرم با در نظر گرفتن موضوع و محتوا و در امتداد تحقيق و پايان نامه دانشگاهي من در مورد تاثير سبک سزان بر آثار هنرمندان کوبيسم ميباشد
اين روند در کارهاي آينده من هم ادامه خواهد داشت و سعي خواهم کرد که به درک بهتر و بيشتري از کارهاي هنرمندان کوبيسم دست پيدا کنم
وي در پايان افزود:
در شکل گيري اين آثار همراهي و راهنمايي استادان گرانقدر جناب آقاي حسين نوروزي و سرکار خانم منيژه صحي بسيار موثر بوده است که از ايشان بسيار سپاسگزارم
