
پژوهشکده هنر، چهارمين نشست از سلسله نشستهاي «نقد و بررسي کتابهاي هنر شرق» را به نقد و بررسي کتاب: «نقاشي سغدي- حماسه تصويري در هنر خاورزمين» اختصاص داد.
به گزارش گالري آنلاين به نقل از روابط عمومي پژوهشکده هنر- وابسته به فرهنگستان هنر- در اين نشست که عصر سه شنبه ۱۷ مهر به همت گروه هنر شرق با حضور علاقمندان در اين مجموعه برگزار شد، «دکتر محمد خزايي» پژوهشگر و استاد دانشگاه تربيت مدرس، «دکتر محمد شکري فومشي» پژوهشگر، نويسنده و عضو هيات علمي دانشگاه اديان و مذاهب، و «دکتر محمد محمدي» مترجم، در باب ترجمه ي کتاب «نقاشي سغدي- حماسه تصويري در هنر خاور زمين» سخن گفته و به ارائه ديدگاهها و نقدهاي خود پرداختند
گزارشي از اين نشست را از نظر خواهيد گذراند:
آغازگر نشست چهارم «نقد و بررسي کتابهاي هنر شرق»، سخنان «دکتر محمد شکري فومشي» مدرس، مولف و محقق نام آور حوزه مطالعات هنر باستاني ايران و چهره آشناي ماني پژوهي و هنر مانوي بود که در مطلع سخن اينگونه گفت: اين کتاب، در نوع خودش، اگر نگوييم بي نظير، حقيقتا کم نظير است و تا جايي که من مي دانم کتابي بهتر از اين- دستکم در زبان پارسي- تا امروز نديده و نداشته ايم.
وي افزود: هر ۴ نويسنده اين اثر ارزشمند در اين حوزه پژوهشي، صاحب نام و واحد تخصص کامل هستند و مي توانيد اطمينان کنيد که اين اثر، کاملا بر اساس مستندات موثق و معتبر نگاشته شده استوي در ادامه در بيان ويژگيهاي اين کتاب، خاطرنشان کرد:
به لحاظ فرم ظاهري، صفحه آرايي و ويژگيهاي شکلي آن، بسيار زيبا و آراسته بوده و حتي يک غلط تايپي وچاپي هم در سراسر کتاب ديده نمي شود و قطعا بايد از ناشر کتابي چنين چشمنواز و نفيس يعني حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و انتشارات «سوره مهر» ياد کرد و تقدير کرد.
دکتر شکري فومشي سپس در خصوص شيوه ترجمه کتاب اظهار داشت:
روش کار ترجمه کاملا علمي و مبتني بر درک کامل از رويکرد نويسندگان و زمان نگارش آن: دوران شوروي سوسياليستي، و ايده مرکزي که در پي القاي آن هستند و مبتني بر گرايش معمول به تاريخ و جغرافياي تاريخي است که مترجم به آن اشاره مي کند.
نکته ديگر اينکه؛ ترجمه کتاب، ترجمه سالمي است و از معدود کتابهايي است که مي شود با اطمينان کامل بدان ارجاع داد و نيازي به مراجعه به اصل نيست و نياز ما را هم در اين حوزه، کاملا مرتفع مي سازد.
نکته بعدي؛ معادلهاي فوق العاده زيبا از واژه هاي فني، ترمي- تکنيکي، و تخصصي کتاب است و آنقدر اين معادل ها، صيقل داده شده و به زيبايي برگزيده شده که حقيقتا بر وزن و عيار اين اثر افزوده است. زحمت زيادي کشيده شده که واژه هاي اصيل پارسي گزيده شود و اتفاقا معادلهاي عربي هم هست که معمول و متداول بوده اما اصرار مترجم بر اين بهگزيني، براستي ستودني است و از تسلط مترجم حکايت دارد. اما شخص من اگر جاي مترجم بودم پيشنهادهايي براي بهتر شدن کار داشتم.
اين مدرس و صاحبنظر آنگاه پيشنهادهاي خود را اينگونه مطرح کرد:
تفکيک بندي در فهرست مطالب مي کردم. في المثل تمام مطالب بخش دوم که نيمه دوم کتاب است و توسط خانم آذرپي نگاشته شده بايد در فهرست مشخص مي شد
گاهي تلاش مترجم کتاب موجب شده واژه هايي را با مکث و تلاش و تامل بيشتر دريابيم. بسياري از معادلهاي عربي ديگر عربي محسوب نمي شوند و وارد پيکره و بافت زبان فارسي شده اند. منظور من اين است که گاهي افراط در سره نويسي و پارسي نويسي موجب تلاش بيشتر براي دريافت مفهوم شده است. في المثل من اگر بودم بجاي «فرارود» براي «ماوراءالنهر» از معادل «ورارود» استفاده مي کردم که «آن سوي رود» معني مي دهد.
نکته بعدي اين که کتب اگر نمايه داشت بسيار بهتر مي بود و البته اضافه کنم که سرتاسر کتاب پر از ارجاع است که وزن حرفه اي و فني ترجمه را بسيار بيشتر کرده و دوباره تاکيد کنم: اين کتاب يکي از بهترين منابع براي شناخت نقاشي و هنر سغدي است.
نخستين منتقد و کارشناس اين نشست، بخش انتهايي سخن خود را با اين توضيح همراه کرد:
نقاشي سغدي که در اين کتاب آمده منظور نقاشي هايي است که دانشمندان روس حتي خانم آذرپي آنها را شناسايي و کشف و بررسي کرده اند آنهم تحت نظارت آکادمي هاي علمي شوروي و نقاشيهاي خارج از اين حيطه در کتاب نيامده از جمله: ديوارنگاره هاي يافت شده در منطقه تورفان و دستنويس هاي نگهداري شده در موزه برلين
نکته ديگر اينکه تحقيقات اين کتاب، رويکرد دين شناسانه را با رويکرد نمادشناختي پيوند زده است.
سخنران نخست، سخن و ارزيابي خود را با اين داوري به پايان برد:
اين کتاب بيشترين تاثير را مي تواند در رشد و بالندگي اين حوزه تخصصي از مطالعات هنر و پژوهشهاي ايران شناسي بگذارد و همت و زحمت مترجم را ارج مي نهم که اين اثر را –با همه دشواريها و چالشهايش- براي ترجمه برگزيد.

در ادامه کتر محمد خزايي منتقد و کارشناس دوم اين نشست سخن را با ترسيم حدود جغرافيايي- فرهنگي سغد کهن آغاز کرد و گفت: سغد، بخشهايي از ازبکستان و تاجيکستان کنوني بوده و سمرقند و بخارا از مناطق مهم آن محسوب مي شده اند.
وي با اشاره به پيشينه هاي کهن سغد باستان از دوران هخامنشيان تا ساسانيان و سپس فتح آن بدست اعراب در سال 56 هجري، با تبيين گستره تاريخي و موضوعي- مفهومي نقاشي هاي سغدي و سنت کاربردي آن در پرستشگاهها، کاخها و منازل، و امتداد آن در دوران اسلامي از شيراز و نيشابور تا سامراء و مدائن، به نقد انگاره نادرستي پرداخت که توسط عموم مستشرقان غربي رواج يافته و آن: منع نقاشي در ايران توسط اسلام بوده که از ديد آنان موجب گسترش گرايش به نقوش انتزاعي و ترکيبات هندسي شده درحاليکه اگر واقعا چنين بود نقاشي فتح انطاکيه در ايوان مدائن بايد همان زمان نابود مي شد و جالب است که طبري در تاريخ الرسل و الملوک و ابن اثير در الکامل في التاريخ نقل کرده اند که مسلمانان هنگامي که اين منطقه را تصرف کردند همين ايوان را تبديل به مصلا نمودند و هيچ حجاب و خائلي هم در هنگام نماز جلوي اين نقاشي ها نمي انداختند و نقاشي ايوان مدائن تا قرن چهرم مطابق گزارشهاي مورخان کاملا سالم مانده بود و مسلمين هنگام حمله به ايران و فتح نهاوند از کرمانشاه و طاق بستان عبور کردند و هيچ آسيب و گزندي به نقوش باستاني نرساندند.
وي افزود: غير از سغدي، نقاشي هاي ديگري نيز بود از جمله در تورفان ترکستان و باميان و مسير جاده ابريشم از ترکستان به طرف غرب و خود طاق بستان و بعد از آن آثار متعدد در خراسان و نيشابور که در حفاري هاي متروپوليتن در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم در اين منطقه بدست آمد و من معتقدم آثار بسيار زيادي در ايران و در زير خاک هست که آن حلقه مفقوده را کشف خواهد کرد.
دکتر خزايي با ذکر اين نکته که مستشرقان تمام تلاش خود را بر محو و ناديده گرفتن فرهنگ ايراني و کمرنگ ساختن آن متمرکز کرده اند، خاطرنشان کرد: تمام اين نقوش و نمادها ايراني و بازتاب سنت و فرهنگ ايراني هستند و رنگ ها و فرم ها نشان مي دهد که در امتداد هنر ساساني است: لباسها و جامه هايي که بر تن اينها هست، سيمرغ ها و نقوش حيواني و نقوش تزئيني روي ظروف طلا و نقره ساساني و اينهمه ثابت مي کند که اين هنر، کاملا منطبق با فرهنگ ايراني است و از آنسو، سعي پژوهشگران غربي برآن بوده تا بجاي فرهنگ ايراني، فرهنگ تاجيک بسازند
استاد دانشگاه تربيت مدرس در ادامه به موضوع اين نقاشيها از جمله: حماسي، پهلواني، حکايتهاي عاميانه، شکار، حيوانات و… اشاره کرد و گفت: اطلاعات بسيار خوب و گرانبهايي که از قرون سوم و چهارم به بعد به ما رسيده از بزرگاني چون: مسعودي، بيروني، ابن حوقل و… دورنمايي روشن از سرزمين سغد براي ما ترسيم کرده و مي شد اينهمه را در ترجمه کتاب نيز لحاظ کرد.
وي يادآور شد: مشکل همه مترجمان ما اين است که هرچه مولف مي نويسد همان را دقيقا منتقل مي کنند و چه بسا آن گزاره ها منطبق با واقع نباشد و بايد بجاي متن، پانويس هايي داشته باشيم که اطلاعات غلط را تصحيح کنيم
نکته بعدي که سخنران دوم اين نشست به آن اشاره کرد؛ نظريات سر توماس آرنولد بود که بخش زيادي از هنر ايران و نقاشي هاي ديواري مانويان و هنر مانويان را برگرفته از هنر يونان مي داند و اساسا مستشرقان براي هرچيز ما يک منشاء ديگر درست مي کنند و «منشاءسازي» مي کنند و به دوران آنتيک و کلاسيک مرتبط مي کنند و ما بايد جلوي اينها بايستيم و به همه بفهمانيم که اينگونه نيست.
وي با بيان منابع و ارجاعات متعدد کتاب مورد نقد و بررسي در اين نشست اينگونه سخن خود را به انتها رساند: کسي که در اين حوزه کار کرده باشد متوجه خواهد شد که چه مايه دقت و زحمت صرف اين کتاب شده و من انتشار اين اثر ارزشمند را تبريک مي گويم و از مترجم کتاب قدرداني مي کنم و انتظار دارم که صحت و سقم منابع را با تصحيح و توضيح مناسب، کامل کنند.

سومين و آخرين سخنران نشست مترجم کتاب؛ «دکتر محمد محمدي» بود که در خصوص جايگاه اين کتاب و اعتبار آن نزد محافل علمي دنيا يادآور شد:
بايد اشاره کنم اين کتاب آغازگر مطالعات هنر سغدي در سراسر جهان انگليسي زبان به شمار مي رود و تا پيش از آن پژوهشهاي انجام شده در اين حوزه، انگشت شمار و در حد مقالاتي پراکنده بيش نبود. خانم آذرپي کتابي پيش از اين در سال 1977 نوشت که ابتدا مقاله بود و چون بيش از 55 صفحه بود دانشگاه برکلي به شکل کتاب منتشر کرد با عنوان: قواعد تصويرنگاري ساساني در هنر سغدي که نخستين کتاب مستقل در سغدي شناسي يا مطالعات هنر سغدي است.
وي با اشاراتي به ساختار کتابي که خود ترجمه کرده است افزود: خانم آذرپي صاحب کرسي ايران شناسي دانشگاه برکلي بودند و ما به غير از آقاي احسان يارشاطر که پس از انقلاب بود بطور مطلق هيچ کرسي ايران شناسي نداشته ايم که صاحب آن يک ايراني باشد و آنقدر جايگاه خانم آذرپي، مهم و معتبر بود که يک بورس مطالعاتي بنام آذرپي ايجاد کردند. از اين منظر اين کتاب در آن زمان بسيار مهم تلقي شد.
مترجم کتاب آنگاه گزارشي از روند انتخاب کتاب تا مراحل ترجمه و انتشار آن را به حاضران ارائه داد و به ذکر مواردي از قبيل: روند پژوهش در هنر سغدي در محافل آکادميک جهان، مشکلات عدم دسترسي به منابع و نقاشي هاي سغدي بر سر راه پژوهشگران تاريخ هنر آسياي مرکزي و فقدان و فقر منابع و داده هاي پژوهشي از جمله در کتاب تاريخ هنر «بنجامين رولند» پرداخت.
وي با بيان اينکه ما در مورد نقاشي سغدي چيز زيادي در دست نداريم به وضعيت مطالعات سغدي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در کشور تاجيکستان اشاره نمود و سپس در مقابل نقدهاي مطرح شده توسط استادان حاضر در نشست از جمله اصرار در سره نويسي و يافتن معادلهاي فارسي توضيحاتي ارائه کرد.
گفتني است سلسله نشست هاي «نقد و بررسي کتابهاي هنر شرق» در پژوهشکده هنر تداوم خواهد يافت.
