
نام «ونسان ون گوگ» که پس از مرگش مشهور شد علاقهمندان اين نقاش مطرح هلندي قرن نوزدهم را به روستايي زيبا در حومه پاريس ميکشاند؛ روستاي «اُوِر سور اُواز» ( Auvers-sur-Oise) در حدود 30 کيلومتري پايتخت فرانسه که ون گوگ آثار بسياري را با الهام از طبيعت آنجا خلق کرد. اما وقتي از فضاي سرسبز اين روستا و حياط رنگارنگ «خانه ون گوگ» که يادآور نقاشيهاي پر از رنگ شاعر است ميگذري، با رسيدن به راه پلهاي تاريک با ديوارهايي چرک و ترکخورده و اتاقي کوچک با ديوارهايي پر از ترک، گويي وارد دنياي پررمز و راز زندگي و مرگ نقاش ميشوي؛ دنيايي که راز گوش بريده او را در خود دارد و گلولههايي که او را تسليم مرگ کردند و به مرگي منتهي شدند که عمدتا ميگويند خودکشي بوده و البته گمانهزنيهاي ديگري هم درباره آن وجود دارد.

اتاق شماره 5، اتاقي کوچک زير شيرواني است بدون هيچ پنجرهاي که با يک دريچه به روي آسمان باز ميشود. اتاق آنقدر کوچک است که نميتواني تصور کني نقاش آفتابگردانها و مزرعهها چطور در اينجا زندگي ميکرده است؛ اتاقي خالي از هر مبلمان و تخت با يک صندلي، که در عمق ترکهايش از روح آشفته نقاشي ميگويد که دريچه روي سقف، روزنه اتاقش به بيرون بوده است. ونسان ون گوگ دو ماه پايان عمرش را در 37 سالگي در اين اتاق کوچک زير شيرواني در مهمانسراي «اوبرژ رَوو» ( Auberge Ravoux) در روستاي «اُور سور اواز» ميگذراند؛ روستايي البته هنري که نقاشهاي زيادي مدتي را در آن زندگي کردهاند؛ کساني مثل پل سزان و شارل فرانسوا دوبيني. ون گوگ در همين دو ماه چيزي حدود 90 اثر هنري خلق کرد که خيلي از آنها از طبيعت و بناهاي اين روستاست. معلوم نيست در اين دو ماه در ذهن او چه ميگذرد و طبيعت «اُور سور اواز» چه تاثيري بر او ميگذارد که بيوقفه نقاشي ميکشد.
منبع : ايسنا
