طراحي لوگو، آرم و نشانه


نشان‌واره يا لوگو، عنصري گرافيکي از علائم يا برچسب‌ها است به ‌طوري که با سبک حروف يا قلم خاصي تنظيم شده يا به صورت ويژه اما خوانايي چيده شده‌است. شکل، رنگ، سبک حروف و … بايد مشخصاً از ديگر علايم مشابه متفاوت باشد.
نشان‌واره يا لوگو طرح ملموسي براي نماياندن خدمات، محصولات و کالاي مورد نظر است. همچنين خصوصيات سازمانها و نهادها و … را شرح مي‌دهد.
اخيراً اصطلاح لوگو براي شرح علائم، تمثيلها، لباس نيروهاي نظامي، نشان‌ها، فيلمها حتي پرچم‌ها استفاده شده است.


لوگو، آرم و نشانه، معرف هويت و شخصيت يک مجموعه، شخص، شغل و يا هرگونه فعاليت مي باشند!

داشتن دانش کافي، تجربه و خلاقيت از گزينه هايي است که هر طراح “لوگو، آرم و نشانه” قوي و حرفه اي بايد واجد آن باشد.

لوگو چهره و منظر هر برند است، بنابراين طرح آن از اهميت زيادي برخودار مي باشد. اگر يک لوگو به خوبي و درست طراحي شود  قدرتمند و با ارزش براي نام تجاري يا برند خواهد بود. طراحي يک لوگوي موثر براي يک برند به خلاقيت و تلاش بيشتري نسبت به طراحي ساير اقلام گرافيکي دارد.
داشتن دانش کافي، تجربه و خلاقيت از گزينه هايي است که هر طراح لوگو، آرم و نشانه قوي و حرفه اي بايد واجد آن باشد.


اصول کلي که براي يک لوگو تعريف شده عبارت است از:

ساده باشد.

با فرهنگ موضوع همخواني داشته باشد.

عمر بالاي 10 (برخي عمر يک نسل يعني بين 30 تا 40 سال را ذکر کرده اند) سال داشته باشد.

قابليت تک رنگ شدن را داشته باشد (امروزه لوگوهايي براي يک محصول يا خدمات از يک شرکت طراحي ميشوند که نيازي به قابليت تک رنگ شدن ندارد، به کاربري لوگو در طولاني مدت توجه کنيد!).

قابليت کوچک شدن در ابعاد 1 سانتي متر را دارا باشد.

ترجيحا داراي فرم هندسي باشد.

وضوح عوامل مورد استفاده در نظر گرفته شود.

تناسب عوامل مورد استفاده کاملا رعايت شود.

منحصر به فرد باشد!


نمادها در طراحي آرم و لوگو:

امروزه بيش از هر زماني از علائم در جايگزيني و پر محتوا کردن علائم محدود الفبايي (يعني حروف) استفاده مي گردد.اين علائم، نظير نشانه ها يا علائم تصويري موجود در ايستگاه هاي راه آهن، فرودگاه ها، خيابان ها و ساير مکانهاي عمومي، ممکن است بر مبناي سنتي نوشتاري باشند يا نباشند.

اين نمادها همه جا به چشم مي خورند: روي بسته بندي ها، قوطي ها، جعبه ها، روي وسايل نقليه، روي کاغذ، در تابلوهاي مربوط به تظاهرات، در بازي هاي عمومي، بازارها، نمايشگاه ها و جشنواره ها.

از آنجا که مدارک مستند دال بر اينند که اين امر يعني استفاده از نمادها، از سرآغاز پيدايش تمدن جريان داشته است، بي مناسبت به نظر نمي رسد که نگاهي کوتاه به تاريخچه چگونگي ارتباط افراد بشر با يکديگر بيفکنيد. در حدود 40000 سال قبل بشر اوليه که از طريق شکار روزگار مي گذراند، به منظور انتقال افکار و اميال خويش به حک علائمي گرافيکي بر صخره ها پرداخت و بدين وسيله کوشيد اميال و افکار خويش را از طريق تصوير بنماياند. از اين رهگذر، انديشه که تا آن زمان صرفا از طريق صوت (زبان) يا حرکات (حالت دستها) بيان مي شد، اين قابليت را پيدا کرد که بتواند ثبت گردد و پايدار بماند.

به طور کلي، عموم مردم، کلمه (آرم) را به جاي (نشانه) مي شناسند.

الف) نشانه: نشانه از واژه يوناني (semeion) گرفته شد که دو واژه (semiotique) و (semidogie) از آن مشتق شده است.

واژه (semiotique) يا ((semidogie خاستگاه هاي آمريکائي دارد که در آن نشانه شناسي را همچون فلسفه زبان هاي تعريف مي کند، در حالي که اصطلاح ((semidogie خاستگاه اروپائي دارد و بيشتر براي مطالعه زبان هاي ويژه با نظامهاي نشانه اي غير زباني (تصوير- ايماء و اشاره- تئاتر و …) به کار مي رود.

نشانه شناسي رشته اي جديد است که از آغاز قرن بيستم پديد آمد و بدين ترتيب اصالت و مشروعيت رشته هاي قديمي مثل فلسفه را دارا نمي باشد. از جمله افرادي که در باب نشانه شناسي مطالعاتي کرده اند مي توان به ساندرس پيرس، سوسور، امبرتو اکو و … اشاره نمود.

دو گونه نشانه وجود دارد:

1- نشانه هاي ديداري: يعني هر آنچه با چشم مي بينيد و با ادراک حسي مي شناسيد.

2- نشانه هاي تصويري: وقتي شماري از نشانه هاي ديداري ثبت مي شوند و در متني جاي مي گيريند تبديل به نشانه هاي تصوير مي شوند.

به اعتقاد پيرس نشانه چيزي است که تحت مناسبات يا عناويني چند، جاي چيز ديگري را در ذهن مي گيرد.

تاريخچه نشانه: در طول تاريخ از نماد که نوعي علامت واحد هويت بصري است، به عنوان ابزاري براي ايجاد ارتباط استفاده شده است. تصور بر اين است که انسان پيش از تاريخ با خراش دادن و ايجاد نقش بر ديوار غارهاي التاميرا در اسپانيا و لاسکو در فرانسه تلاش داشته تا از اين طريق به ديگران اعلان خطر يا آگاهي دهد و يا پيام هاي ديگري را انتقال دهد. باستان شناسان لوازم و ابزارهايي را از يونان باستان يافته اند که بر آن ها نقوش و نمادها و احساس نمادها نيز همچون شکل حروف و رنگ مي تواند واکنش هاي حسي خاصي را در برانگيزد. معني علائم نما ديني نقش بسته که احتمالا معرف آنها خالق آنها بوده است. بر تابوت هاي مصري نقوش نماديني حکاکي شده است که احتمالا نشان از هنرمند خالق آن دارد. در جوامع قرون وسطائي بازرگانان و صنعتگران براي مشخص کردن کالاها يا محصولاتشان از علائم و نمادهاي خاصي استفاده مي کردند که معرف آنها بود. چاپگران اواخر سده نوزدهم ميلادي نيز که به مهارت ها و استادي خود مفتخر بودند بر روي تمامي چاپ نقش هاي خود نمادهايي را به صورت حرف نشانه يا امضاء چاپ مي کردند که معرف حرفه و صنعتگري آنان بوده است. در آغاز سده بيستم نيز گاوچرانان آمريکائي براي مشخص کردن مالکيت دام هاي خود از علائم انحصاري استفاده مي کردند، در واقع آنها از نوعي زبان تصويري استفاده مي نمودند که سابق آن به مصريان باستان مي رسد.

عوامل موفقيت لوگو يا نشانه:

يک لوگو يا نشانه موفق به سرعت بر مخاطب تاثير مي گذارد و چشم را به شدت به خود جلب مي کند. لوگو يا نشانه بايد بي هيچ سخن يا کلامي به سرعت قابل تشخيص باشد و داراي انسجامي باشد که آن را از ديگر نشانه ها متمايز سازد. نشانه خوب بايد آنچنان قوي و معتبر باشد که تا مدت زمان طولاني همچنان اعتبار خود را حفظ نموده و قابل استفاده باشد. براي طراحي هر نوع حرف نشانه اي را هاي زيادي وجود دارد اما اصلي ترين ويژگي يک نشانه يا يک نماد خوب، سادگي يا ايجاز آن است.

اصطلاح معروف “کمترين بيشترين است” به کرات توسط طراحان و کساني که طراحي تدريس کرده اند استفاده شده است. اصل “کمترين بيشترين است” به آموزه هاي مدرسه باهاوس مربوط مي شود و بايد به هنگام طراحي نشانه آن را به خاطر سپرد.

بنابراين ملاحظه مي شود لوگو در عين سادگي داراي ويژگي ها و خصوصيات بسيار زيادي است که بايستي به طور ظريف و دقيق همگي اين مفاهيم در قالب يک تصوير به وجود آيد. به همين دليل است که برخي معتقدند لوگو يکي از مشکل ترين موضوعات طراحي گرافيک است.

آرم (علامت):

طي سال هاي گذشته و توسط بعضي از استادان دانشکده هاي هنري در ايران سعي گرديد به جاي واژه آرم يا لوگو که يک اصطلاح بيگانه بود از واژه نشانه استفاده شود، ولي همانطور که در مباحث قبل اشاره شد واژه نشانه دامنه بسيار وسيع تر و گسترده تر از بحث گرافيک را در بر مي گيرد. پس بهتر است از همان واژه آرم يا لوگو که امروز نيز زياد مورد استفاده قرار مي گيرد، استفاده نمود.طراحي آرم يکي از مهم ترين شاخه هاي رشته گرافيک محسوب مي گردد و معرف هويت و شخصيت يک مجموعه، شخص، شغل و يا هرگونه فعاليت مي باشد.

دسته اي از کارت هاي ويزيت که در آن ها آرم حرف اول را مي زند يعني به نوعي تاکيد بر روي عناصر است. آرم بايد در مکاني قرار گيرد که ترکيب کل کار را بهم نزند و در کنار نوشتار فضايي مناسب و ترکيب بندي چشم نواز داشته باشد. در کنار آرم همواره نام اصلي موسسه محصول يا موضوع درج مي گردد که معرف آن مي باشد. نوع حروف و نحوه قرار گرفتن آن از موارد مهم در کنار طراحي آرم در کارت ويزيت محسوب مي شود. مجموع عناصر طراحي شده در کنار نوشته يک نوشته را کامل مي سازند.يک آدم خوب و متعادل آدمي است که علاوه بر جنبه هاي زيبايي شناختي و رساندن مفهوم و موضوع … در هنگام کوچک شدن و قرار گرفتن در کارت ويزيت از زيبايي و گويايي آن کاسته شود. دونالد آندرسون در کتاب عناصر طرح بيان مي کند که تکنيک گاهي اساسي ترين عامل در ساده نمودن جزئيات يک شکل بغرنج و تبديل آن به يک آرم هنري و قابل درک است و به همين دليل بايد داراي قابليتهاي فراواني باشد، در اصل يک آرم در حکم امضاء و مهر شخص و يا اشخاص مورد نظر است.

3- طراحي لوگو تايپ

يکي از عوامل مهم و گاهي مهم ترين ابزاري که در شکل گيري يک هويت خاص يا يک يونيفورم کلي مورد استفاده طراحان قرار مي گيرد لوگو است، لوگو تايپ يا نشانه نوشته، اغلب نام خاصي براي يک شرکت، مجموعه يا کالا و گاهي تنها يک نوشته حتي فاقد معني است که با طراحي خاص و متفاوت ارائه نشده تا به اذهان بنشيند. در اکثر اوراق اداري در يک نگاه سريع اولين چيزي که به نظر مخاطبان مي رسد لوگوي آن است، نام شرکت يا شخص حقيقي و … که در بسياري موارد مهم ترين پيام اوراق است. بيشترين کاربرد لوگوها آن است که براي مخاطب قابل شناسائي باشند. بنابراين در طراحي لوگو خوانا بودن همراه با متفاوت بودن يا ساير لوگوهاي هم موضوع يک اصل است.لوگو بايد قابل درک، تاثير گذار بوده و در ذهن بيننده باقي بماند. لوگو از سرمايه هاي معتبر يک شرکت محسوب مي شود. با ارتقاء يک شرکت همچنان نام و لوگوي آن ثابت مانده و طراحي لوگو براي نشانه يک شرکت توليدي يا خدماتي متفاوت است.

لوگويي که مصرف نشانه يک موسسه با دامنه فعاليت ها و مخاطبين محدود را دارد مي تواند اندکي با دشواري خوانده شود و چندان ساده نباشد. هر چند که خوانايي و سادگي از اصول طراحي لوگو است.

يک لوگو در واقع، سمبلي بوده که مشخصات شرکت را نمايان مي سازد. لوگو تايپ، نام شرکت مي باشد، زماني که يک لوگو تايپ در صفحه سربرگ قرار مي گيرد به عنوان بخشي از هويت شرکت تلقي مي گردد. لوگو ابزار با ارزشي جهت شناخت سريع تر شرکت به حساب مي آيد.

در کل يک لوگوي ايده آل از يک نظر بايد پيام خود را بيان نمايد و احساس مخاطب را نسبت به شرکت برانگيخته و نمايان سازد. حال اين لوگو ممکن است کليه عملکرد مورد نظر شرکت را بيان نکند.

در هر صورت يک لوگو تايپ بايد داراي خصوصيات عمومي زير باشد:

الف) عملکرد شرکت را نشان دهد.

ب) شناخته شده باشد.

ج) متنوع و متفاوت با لوگو تايپ با همنوع خود باشد.

در صورتي که لوگو تايپ يک شرکت دچار تغييرات و دگرگوني اساسي شود مخاطبان آن فکر مي کنند که نوع مالکيت شرکت تغيير کرده يا حوزه مربوط کاملا معقول شده است. بايدتوجه داشت که جديد ساختن لوگوي موجود با استفاده از لوگوي قديمي بهتر از کنار گذاشتن لوگوهاي قديمي و يا روي آوردن به يک لوگوي جديد مي باشد. نقش لوگو در ايجاد ارتباط و انتقال مفاهيم، نقشي کليدي و بسيار پر اهميت است.

نوشتار و طراحي حروف:

عنوان اصلي و نوشته ها از عوامل بصري اصلي در طراحي اوراق به چشم مي آيند، وجود آنها در صفحه يک امر ضروري جهت هدايت چشم به موضوع مورد نظر مي باشد. نوشته بايد در صفحه خوانا بوده و مزاحم عناصر ديگر نباشد.

هنگام طراحي کارت، سربرگ و پاکت بايد به اين نکته توجه داشت که نوشته ها نبايد با عناصر ديگر تداخل پيدا کنند. قطع کارت ويزيت سبب مي شود که فضاي بسيار محدودي براي رساندن سريع اطلاعات وجود داشته باشد. بايد از نوشته به صورت خلاصه، مفيد و قابل انتقال بهره جست، قرار نگرفتن صحيح نوشته ها در صفحه و حجم زياد مجموعا نازيبايي آنها، مشتري را سردرگم خواهد کرد و باعث مي شود که متوجه خدمات شرکت نشود و نگاه کردن به آن باعث آزار چشم شود. وجود نوشته هاي نا متعادل و نازيبا و قرار نگرفتن آنها در جاي درست ست اداري به يکي از عوامل شکست و ناموفق بودن در طراحي آن هاست.

در يک سربرگ عناصر نوشتاري شامل: اسم، نام شرکت، آدم شرکت، آدرس پستي و شماره تلفن و فکس و آدرس الکترونيکي، شماره و تاريخ پيوست مي باشد، اين استاندارد بايد در همه سربرگ ها رعايت شود.

نوشته هاي ضروري روي پاکت عبارتند از: آدرس پستي، تلفن، نام و آرم شرکت، فکس، وب سايت،ايميل اشاره کرد. در واقع نوشتار عامل جذب ديد مخاطب محسوب مي شود.

(طراحي حروف) واحد اندازه گيري حروف، پوينت point ناميده مي شود.هر چه پوينت بيشتر باشد حروف بزرگتري خواهد داشت. فضاي بين خطوط ليدينگ leading ناميده مي شود. هر چه که عدد ليدينگ بيشتر باشد، فضاي گسترده تري را در اختيار داريد.

فضاي نوشتاري ممکن است به صورت حروف با وزن هاي مختلف در صفحه قرار گيرند، وزن هاي به ميزان ضخامت يا سنگيني حروف باز مي گردد. شکل و نوع حروف در زيبايي کار تاثير گذار است. بايد بدانيد از چه فونت و نوشته اي براي موضوع مورد نظر استفاده کنيد. امروزه وجود کامپيوترها امکانات جديدي از نظر شکل و نوع حروف و انواع قلم (فونت) در اختيار ما قرار مي دهد.

يکي از مهمترين عوامل خوب بودن طراحي حروف، اهميت دادن به خطوط افقي و عمودي است.

نکات زير را در مورد فضاي نوشتار بايد مد نظر داشت:

1- مطالب و نوشته ها بايد به اندازه اي بوده که خوانده شوند.

2- خواندن ترکيبي از حروف بزرگ و کوچک براي مخاطب آسان تر از خواندن حروف صرفا بزرگ باشد.

3- خواندن خطوط طولاني، نوشته ها، چشم را خسته مي کند.

4- فضاي نوشتاري که راست چين يا چپ چين بوده آسان تر از نوشته اي خوانده مي شود که وسط چين باشد.

5- نوشته سفيد روي زمينه سياه سخت تر خوانده مي شود، همچنين نوشتار رنگي، به ويژه روشن به سختي خوانده مي شود. اساسا صحيح نيست که نوشته تيتر، معمولا بزرگ و يا با حرف توپر و به صورت رنگي روي پس زمينه هاي تيره و روشن تايپ شود.

6- حروف توپر، فشرده، يا ايتاليک براي بخش هاي مهم آورده مي شود، چرا که آن ها چشم را خسته مي کند.

7- فضاي نوشتاري خلوت معمولا بهتر از فضاي نوشتاري شلوغ خوانده مي شود.

منبع : آرتي

پیمایش به بالا