
سيد محمد بهشتي رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي طي يادداشتي به بازخواني جايگاه موزه دوران اسلامي پرداخته است. اين يادداشت را که همزمان با بازگشايي مجدد موزه دوران اسلامي موزه ملي ايران در خبرگزاري ايرنا منتشر شده را در ادامه ميخوانيد.
موزه ملي ايران به دليل آثار موجود در بخشهاي پيش از تاريخ و دوران تاريخي مهمترين موزه کشور و از موزههاي بسيار مهم جهان است. اشياء و آثار موجود در موزه ملي ايران حاصل حفاريهاي باستانشناسي است که شناسنامه آنها بهطور کامل مشخص است. ايران بنا به سهمي که در ميراث جهاني داشته و دارد جايگاه بسيار بالايي در جهان دارد. آثاري نيز که در موزه ملي ايران وجود دارد دلالت بر تاريخ طولاني و دورههاي تمدني بسيار شاخص دارد. از همين جهت است که موزه ملي ايران جايگاه بسيار والايي در ميان موزههاي کشور دارد.
بخشهاي دوران اسلامي و پيش از تاريخ که همين چند روز پيش در موزه ملي ايران بازگشايي و افتتاح شدند بسيار اهميت دارند. ازآنجاکه موزه ملي ايران موزه مادر است بايد آثاري از آغاز استقرار بشر تا دورههاي متأخر داشته باشد تا بازديدکنندگان از اين موزه به مفهوم کورنولوژيک (شرح تاريخ به ترتيب زمان) بتوانند بر روند تحولات زيست بشر در ايران بنگرند. موزه ملي ايران نيز بايد آمادگي معرفي همه بخشها را داشته باشد. موجب تأسف است که در دولت قبل بخش دوران اسلامي در موزه ملي ايران به بهانه تعميرات و بازسازي تعطيل شد تا آنکه در دولت جديد عزم مسئولين براي بازگشايي مجدد بخش دوران اسلامي در موزه ملي ايران جزم شد. ساختن سخت است و خراب کردن آسان! که برخي هنرشان ساختن دارند و برخي ديگر خراب کردن! بازگشايي بخشهاي تعطيل شده موزه ملي ايران نيز کار کساني است که هنرشان ساختن است.
روشن است در دولت قبل احتمال بازشدن موزه دوران اسلامي کم بود. چون هنر ساختن وجود نداشت. اين بيهنري تنها در موزه ملي ظهور پيدا نکرد. در بسياري از بخشهاي ميراث فرهنگي شاهد تخريبهاي تلخ بوديم. اکنون نيز ممکن است سالها طول بکشد تا تخريبها جبران شود. ضمن آنکه افرادي با همت بالا بايد بخشهاي تخريبشده را بازسازي کنند.
ايران در قياس با کشورهاي داراي سابقه تاريخي کهن يک ويژگي ممتاز دارد. وقتي از يونان باستان سخن ميگوييم با کشوري کهنسال و تاريخ باشکوه مواجهيم. اما دوره شکوه تمدني يونان تنها به دوران باستان بازميگردد. از حمله اسکندر مقدوني به يونان اين کشور ديگر نقش چشمگيري در تاريخ نداشت. رم نيز تاريخ طولاني و باشکوه دارد. اما دوران شکوه تاريخي آن مربوط به دوره رومنها است. پس از آن افول تاريخي رم تا دوره رنسانس ادامه يافت. در مصر نيز چنين بود. مصر تاريخ کهن دارد که شکوه تمدني آن تنها متعلق به عصر فراعنه است. در دوره اسلامي نيز اوج شکوفايي تمدن اسلامي در عهد فاطميون است. در همه اين تمدنها فاصله بسيار طولاني تا دوران شکوه مشاهده ميشود. اما در تمدن ايران فاصله زماني وجود ندارد.
مشخصه تمدني ايران نسبت به تمدنهاي کهن ديگر آن است که شکوه تمدني بدون انقطاع و گسست در ايران تداوم يافت. ايران از نخستين شواهد استقرار بشر داراي آثار شاخص است و شکوه تمدني ايران بدون انقطاع تا دورههاي جديد نيز تداوم يافت. دورههاي بحران نيز در ايران وجود داشته است. اما شواهد نشان ميدهد که طبع فرهنگ ايراني شبيه به ققنوس است که هر بار در خاکستر آنچه سوخت ققنوسي ديگر سر برآورد و اوج گرفت. در دورههاي متأخر نيز شاهد آثار بسيار شاخص هستيم. در دوران اسلامي سهم ايرانيها در فرهنگسازي و تمدن سازي سرزمينهاي اسلامي قابلتوجه است و هيچ کشوري با سهم ايرانيها در تمدن سازي برابري نميکند. اين سهم در تمامي عرصههاي علم، هنر، حکمت، معماري و شهرسازي قابلمشاهده است. از اين منظر است که موزه دوران اسلامي به دليل نمايش مقاطعي از تاريخ ايران جايگاه مهمي يافته است.
منبع : هنرآنلاين
