هنر محيطي؛ حرکتي چالش‌برانگيز و مستقل

احمد نادعليان معتقد است، هنر محيطي ايران با وجود نبودن حمايت و برخي بي‌توجهي‌ها هنوز نفس مي‌کشد و مي‌تواند در بيان چالش‌هاي زيست‌محيطي کشور حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.

 

اين هنرمند محيطي به بهانه‌ي برپايي نمايشگاه هنر محيطي ايران در روماني به خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي ايسنا گفت: در سال‌هاي گذشته به‌دليل سياست‌هاي غلط دولت قبل، بسياري از هنرمندان از فضاهاي رسمي‌ مانند موزه هنرهاي معاصر و فرهنگستان هنر فاصله گرفتند. البته اين شرايط به استقلال اقتصادي و فرهنگي منجر شد.

 

او ادامه داد: ما اکنون در هنر، دو حوزه تعريف‌شده داريم؛ يکي از آن‌ها که بيشتر به ارزش‌گذاري اقتصادي يک اثر هنري متناسب با بازار‌ معطوف است و مجراي ورود به اين حوزه، ابتدا از کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس‌ شروع شد و به اروپا راه پيدا کرد و در حال حاضر در داخل ايران دنبال مي‌شود. در اين حوزه الگوهايي به تبع کشورهاي غربي به هنر ايران وارد شده که مي‌تواند يک پشتوانه اقتصادي باشد و من وجود آن را تصديق مي‌کنم، اما بايد به اين نکته توجه کرد که حضور در اين حوزه چارچوب‌هاي خاص خود را دارد.

 

نادعيان همچنين بيان کرد: نوع ديگر هنر‌ که خاستگاه برون‌مرزي دارد، هنر انتقادي و اعتراضي است. هنر محيطي با توجهي که به مسائل محيط زيست دارد، تنها هنري است که در ايران به‌دليل نداشتن تعارض با سياست‌هاي کلي، هنوز نفس مي‌کشد و با اين‌که ممکن است ديدگاه‌هاي اجتماعي با استنباط سياسي داشته باشد‌ و حرکت‌هاي چالش‌برانگيز درپي داشته باشد، استقلال خود را حفظ کرده است.

 

اين هنرمند در بخش ديگري از سخنانش به فعاليت نسل جوان در زمينه هنر محيطي اشاره و اظهار کرد: اين نسل جوان – به‌جز برگزاري نمايشگاه روماني – به‌دليل ارتباطاتي که در طول سال‌ها فعاليت به‌دست آورده، کارهاي‌شان در کاتولوگ‌ها، تقويم‌ها و برنامه‌هاي بين‌المللي پذيرفته مي‌شود. هنرمندان محيطي در رسانه‌هاي مختلف از جمله ويدئوآرت، هنر اجرا و چيدمان، فعاليت مي‌کنند که همه آن‌ها منشعب يا مرتبط با هنر محيطي است.

 

او ادامه داد: در جامعه‌ي ما که استادان هنر به‌صورت سنتي در يک قلمرو کار کرده و درس داده‌اند اين هنر زياد جدي گرفته نشده و موفقيت‌هاي آن‌ها در عرصه‌هاي بين‌المللي مورد توجه قرار نگرفته است. جامعه ما طوري شده است که توانمندي و موفقيت به‌نوعي با ابعاد اقتصادي ارزشيابي مي‌شود. کسي که با سنگ، برگ و کالبد خودش کار و هنرش را ارائه مي‌کند، جدي گرفته نمي‌شود. با اين حال با اشرافي که من نسبت به وضعيت هنر محيطي در کشورهاي همسايه دارم، مي‌دانم که پيشينه و گستره هنر ايران نسبت به همسايه‌هايش بسيار پيش‌روتر است.

 

اين هنرمند در ادامه به تأثير هنر محيطي بر بيان چالش‌هاي زيست‌محيطي اشاره کرد و گفت: اکنون که در کشور ما چالش‌هاي زيست‌محيطي گريبانگير مردم شده است، هنر محيطي مي‌تواند فرصتي باشد که ذهن ما را بيدار کند. اين هنر در آينده، حرف‌هاي زيادي براي گفتن خواهد داشت. سازمان‌ها و نهادهاي مرتبط با حوزه محيط زيست بايد بدانند که گاهي مي‌توان به جاي صدور دستورالعمل‌هاي مختلف و گرفتن اسلحه در دست، از کشته شدن بز کوهي و پلنگ ايراني جلوگيري کرد. خوبي اين هنر آن است که با وجود اين‌که توجهي به آن نمي‌شود، تغيير کردن مسوولان و دولت‌ها وقفه‌اي در کار آن ايجاد نمي‌کند و روي پاي خودش ايستاده است.

 

او همچنين هنرمندان فعال در زمينه هنر محيطي ايران را به سه دسته تقسيم کرد و توضيح داد: هنرمنداني که به‌شکل حرفه‌اي درگير اين هنر هستند، به سه دسته تقسيم مي‌شوند؛ يک دسته نسل جواني که از قبل، در کلاس‌هاي نظري من که سال‌ها پيش برگزار کردم، شرکت مي‌کردند و حالا به‌صورت مستمر و جدي، اين هنر را دنبال مي‌کنند. عده‌اي ديگر که فاصله سني آن‌ها با من کم است، در قلمروي نقاشي، مجسمه‌سازي يا هنر جديد براي خودشان جايگاهي داشتند و در بعضي از کارهاي‌شان گرايش‌هاي هنر محيطي داشته و حالا اين هنر را به‌صورت جدي دنبال مي‌کنند. دسته سوم نيز کساني هستند که حتي اين گرايش‌ مستمر را هم ندارند، اما به‌شکل موردي و پراکنده کارشان را مي‌توان در اين تعريف و چارچوب دنبال کرد.

 

وي ادامه داد: فعال‌ترين بخش ماجرا آن‌هايي هستند که اين نوع الفبا و قلمرو را به‌شکل حرفه‌اي سرلوحه کارشان قرار داده‌اند. در سال‌هاي اول، هنرمندان به‌صورت گردشي در شهرهاي مختلف و در نمايشگاه‌هايي که برپا مي‌شد، حضور پيدا مي‌کردند و بيشتر آن‌ها از نسل جوان بودند. چهار – پنج سال بعد، شرايط حرفه‌اي باعث شد آن‌ها به‌صورت مستقل هنر محيطي را دنبال کنند. ما اگرچه اکنون از جريان کاري هم مطلع هستيم، اما استقلال کاري داريم و آن‌ها با مرکز ما در تعامل هستند.

 

اين هنرمند همچنين به ارتباطات مرکز پرديس با مراکز خارجي اشاره و اظهار کرد: مرکز هنري پرديس که سه ساختمان دارد، به‌عنوان هنرمندسرا تعريف مي‌شود، يعني مکاني که هنرمندان کشورهاي ديگر مي‌توانند در آن حضور يابند و زندگي و کار کنند. اين موقعيت باعث شده که ما با ديگر مراکز هنر محيطي در خارج از کشور ارتباط بگيريم که يکي از شاخص‌ترين آن‌ها، گروه «ياتو» است که دوسالانه هنر در طبيعت را در کره جنوبي برگزار مي‌کند. ما بعد از يک دوره برگزاري نمايشگاه، تبادل فرهنگي‌ داشتيم و آن‌ها يک‌بار به ايران آمدند و به واسطه وزارت فرهنگ کره و يونسکو، با هنر محيطي ايران ارتباط برقرار کردند. بعد از سفرهاي من به کره جنوبي، مرکز هنري ما اعتبار خاصي بين مراکز خارج از کشور و گروه «ياتو» پيدا کرد و نتيجه آن، حضور هنرمندان ايراني در دوره‌هاي مختلف اسکان هنرمندان ايراني بود و کارهاي هنرمندان ايراني در ساختمان اين گروه معرفي شد.

 

نادعليان اضافه کرد: نسل جوان ما استعداد و توانمندي خود را در هنر محيطي نشان مي‌دهد. محمود مکتبي بعد از سفر به کره جنوبي، با يک هنرمند و کيوريتور از کشور روماني آشنا شد و به اين ترتيب، موضوع برپايي نمايشگاه‌ هنر محيطي ايران در کشور روماني مطرح شد. مکتبي با کمک ديگر هنرمندان محيطي تمام برنامه‌ريزي‌هاي مربوط اين رويداد را انجام داد و از من هم دعوت کرد تا در کنار آن‌ها حضور داشته باشم که متأسفانه به‌دليل طول کشيدن سفرم به آمريکاي جنوبي نتوانستم با آن‌ها همسفر شوم؛ اما تا آنجا که اطلاع دارم افرادي از دو – سه نسل هنرمندان محيطي که به آن‌ها اشاره کردم، در اين نمايشگاه حضور دارند. همچنين علاوه بر هنرمنداني که در قالب يک گروه به روماني سفر کرده‌اند، گزيده‌اي از 10 سال هنر محيطي ايران و آثار هنرمندان مختلف در اين نمايشگاه به‌نمايش گذاشته مي‌شود.

پیمایش به بالا