کانون پرورش فکري و دوران طلايي انيميشن در ايران


هنر انيميشن سازي (نقاشي متحرک) در ايران از اواخر دههٔ سي شمسي شکل گرفت. نخستين تلاش‌ها در اين زمينه به وسيله نسل اول انيماتورهاي ايراني مثل اسفنديار احمديه، جعفر تجارتچي، پرويز اصانلو و نصرت کريمي در فاصلۀ بين سال‌هاي ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۰ در ادارهٔ کل فرهنگ و هنر تهران صورت گرفت.
اما با تاسيس بخش انيميشن کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۹ بود که انيميشن سازي در ايران، وارد مرحله اي تازه و خلاقه شد. در واقع اين کانون بود که با راه اندازي بخش انيميشن و اعزام برخي از نقاشان و طراحان به کشورهاي اروپايي براي فراگيري تکنيک هاي انيميشن سازي، باعث رشد و توسعۀ هنر انيميشن در ايران شد.
اسد بيناخواهي، انيماتور و کارتونيست ساکن آلمان در اين باره مي گويد: "فعاليت کانون در خصوص نقاشي متحرک و دعوت از هنرمندان تحصيل کردۀ نقاش، گرافيست و تصوير ساز، موجب شد که يک نوع ديد مدرن و روح تازه به اين هنر دميده شود. بايد توجه داشت که هيچکدام از هنرمندان اين حوزه، ابتدا دانش آموختۀ اين هنر نبودند و آن را در کانون و يا با حمايت کانون در کشورهاي ديگر آموختند."
تجربه هاي گرافيست هاي کانون در زمينۀ تصويرگرى کتاب کودک، بستر مناسبي براى رشد نقاشى متحرک در اين مرکز شد. با تاسيس "مرکز تجربيات نقاشى متحرک" براي آموزش انيميشن در کانون در سال ۱۳۵۴، کانون علاوه بر توليد انيميشن، نقش مهمي در پيشبرد، رشد و شکوفايى انيميشن در ايران به عهده گرفت.
کارنامۀ کانون در زمينهٔ توليد فيلم انيميشن، به ويژه در دهۀ پنجاه که از آن به عنوان دوران طلايي انيميشن در ايران ياد مي شود، کارنامه اي پربار و درخشان است. آثاري که در اين دوره به وسيلۀ نسل دوم گرافيست ها و انيماتورهاي ايراني مثل نورالدين زرين کلک، فرشيد مثقالي، مرتضي مميز، پرويز نادري، علي اکبر صادقي، آراپيک باغداساريان، عبدالله عليمراد، وجيه الله فرد مقدم، احمد عرباني، محمد مقدم و نفيسۀ رياحي خلق شده، از نظر سبک، تکنيک و مضمون بسيار متنوع اند و جزو گنجينه انيمشين ايران به شمار مي روند.
قصه ها و افسانه هاي عاميانه ايراني، دستمايۀ اغلب انيماتورهاي کانون بود. با اين حال بسياري از فيلم هاي انيميشن توليد شده در اين مرکز اگرچه از نظر سبک اجرايي و روايت براي کودکان جذاب اند، اما به خاطر بيان استعاري و مضامين روشنفکرانه شان به سختي مي توانند با کودکان ارتباط برقرار کنند.
اما به اعتقاد اسد بيناخواهي، فيلم هاي کانون با اينکه از يک انديشه روشنفکرانه تغذيه مي شد اما با اين حال بسياري از آنها براي کودکان قابل فهم بودند و با آنها ارتباط خوبي برقرار مي کردند.
به گفتۀ او البته تعدادي اين فيلم ها نه تنها براي بچه ها بلکه حتي براي بزرگسالان هم قابل فهم نبود مثل "هفت شهر" علي اکبر صادقي که برداشتي از هفت شهر عشق عطار بود و زباني تمثيلي داشت.
امروز بخش انيميشن کانون، ديگر مثل گذشته فعال نيست و مراکز دولتي و خصوصي متعددي مثل "مرکز پويا نمايي صبا"، شبکه يک و دو سيما، مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، براي توليد انيميشن به وجود آمده اند. با اين حال هيچ يک از اين مراکز به رغم توليدات متنوع و انبوه خود نتوانسته اند به جايگاه کانون در اين زمينه برسند.
در اين جا نگاهي داريم به ده فيلم انيميشن شاخص توليده شده در کانون که به رغم گذشت زمان و تحولات تکنيکي چشمگير در صنعت انيميشن ايران و جهان، همچنان ديدني و تاثيرگذارند.

پیمایش به بالا