
توليدي پوشاک سياهمرد ، عنواني است که بخشي از اعضاء گروه ويديو آرتيست براي ايونت يکروزه خود انتخاب کرده بودند. فريد امين الاسلام، فرشته عالمشاه، فاطمه بهمن سياهمرد، دنيا حاجيزاده، اليکا زارعي، مرواريد قاسمي، تارا گودرزي و عاطفه مهدياني هنرمندان حاضر در اين رخداد بودند.
عنوان اين رويداد اشاره به مکان مشخصي هم دارد، به توليدي پوشاک آقاي سياهمرد. چرايي برگزاري اين ايونت در فضايي خارج از گالري خود موضوعي است قابلتوجه، اما چرايي اين مطلب در همراستايي با تم کلي آثار که پوشش بود، قرار ميگيرد.
هنرمندان ويديو آرتيست با انتخاب مکاني غيرمتعارف براي نمايش آثارشان ابتداييترين و عامترين مفهوم از واژهي پوشش را در ذات مکان به نمايش گذاشتند و در ادامه حضور آثارشان دربطن فضا تعاريف ديگر از اين واژه را بيان ميکرد؛ گويي مکان فيزيکي محل نمايش، بخشي جداييناپذير از هر اثر ميشد و در هويت هر اثر تأثيري متفاوت را ميگذاشت و بلعکس.
انتخاب هوشمندانهي اين مکان، فضايي متفاوت را هم براي مخاطبانش تجربه پذير ميکرد، تجربهاي که قابليت رسوخ و رسوب در ذهن مخاطب علاقهمند به هنر را در خود داشت.
مکان و فضايي که در زماني خاص بازتعريف شده بودند و مخاطبان حاضر شکلي متفاوت از حضور را در آن حس ميکردند و در مييافتند، حسي همراه با اکتشافي جديد، البته در حوزهي هنر.
چيدمان کلي آثار هم در فضاي کلي قابلتوجه بود. شکل چيدمان آثار را در مختصات مکاني داخل ساختمان جستوخيز و هياهويي زيرکانه را دنبال ميکرد. راهپلهها، زير طاقيها، اتاقهاي کوچک و بزرگ و حتي انباري اين توليدي همگي مکانهايي ميشوند قابلاجرا براي نمايش آثار، مکانهاي غريبي که حتي بهصورت عادي هم فضايي براي تأمل يا دمي استراحت بهحساب نميآيند، اما اين بار با دخالت هنرمندان تبديل به فضاهايي شدند براي ايستادن، تأمل کردن، نگريستن، نشستن، و حتي فضايي براي بحث در مورد يک اثر.

شکل ارائهي آثار هم در اين مجموعه بسيار متفاوت بود هنرمند بر اساس مفاهيمي که به دنبالش بود، شکل متفاوتي از ارائه اثر را انتخاب کرده بود.گاهي يک سيستم صوتي، تصويري خانوادگي، با درجاتي ديگر نمايش اثر بهوسيلهي يک پروجکشن و هنرمندي ديگر با چيدماني از انبوه پارچهها که در لابهلاي آنها تصويري در قاب پخشکننده ديده ميشود و در ديگري تصويري در انتهاي يک ستون توخالي سياهرنگ به ارتفاع تقريبي ۵/۱ مترو بعدتر به قاب ديجيتال نصبشده بر روي ديوار. اين گوناگوني در نوع انتخاب ارائهي اثر هم، وزني متفاوت را بر کل مجموعه اعمال ميکرد و از تأکيدي داشت بر رويکرد کلي اين ايونت يکروزه، (فضايي خارج از گالري و قوانين حاکم بر آن.)
آثار به نمايش درآمده همگي ديدگاههاي کاملاً متفاوتي داشتند نسبت به واژهي پوشش. مثلاً در ويديوي "سهيلا، مريم، ندا" اثر فرشته عالمشاه، نشاني از فروپاشي در ساختاري از پيش تثبيتشده داريم (فروپاشي و تغيير ناهنجار فرم چهرهاي از يک زن) در ادامه ويديوي "نميتواني پنهانش کني " اثر فريد امين الاسلام که رويکردي بسيار رازآميز نسبت به پوشش دارد رويکردي شايد مردسالارانه، دستي که از چادري مشکي در حال طراحي است اما مخاطب قادر به ديدن آنچه ترسيم ميشود نيست و در انتها چادري در قاب تصوير در حال حرکت. ويديوي "بلاتکليفي زمان" اثر مرواريد قاسمي هم نشان از کنشي ميدهد که واکنش آن پوشش ميتواند باشد اما به زماني سورئال. (۱)
ويديو تارا گودرزي با نام "رنگ زنانه" طعنهاي ميزند به لحظاتي که شايد همهي ما تجربهاش کردهايم، (خسته بر روي زمين مينشيني و رفتوآمد زنان در هياهوي يک مراسم زناني با پوشش چادر، و در پسزمينه در افقي کمي دورتر کپهاي از آتش شعلهور با شعلههاي لرزان. اما در ويديوي "فست وردز" حروف و کلمات در کنش دوزندگي، محصول نهايي ي (بيان) را عرضه ميکند. ويديوي فست وردز اثر اليکا زارعي در مکاني که انباشتي از پارچه را در برگرفته بود. (انبار) نمايش داده ميشد. اما در پاگرد راهپله طبقه دوم ويديو چيدماني با عنوان " او مرد مجذوب مرگ بود" اثر عاطفه مهدياني واژهي پوشش را با پوشاندن قاب تصويرش فيگورهاي خطي از انسان، بهتدريج و با انباشت آنها يکي پس از ديگري در صفحه تصوير تداعي ميکرد و در انتهاي يک ستون مکعب مستطيل شکل نمايش داده ميشد. در ادامه در ويديوي "سياهمرد" اثر دنيا حاجيزاده که رويکردي فمينيستي (۲) به واژهي پوشش داشت، دو دست يک مرد در حال پهن کردن، برش دادن و دوختن واتو کردن يک چادر همراه با صداهايي اغراقشده از چرخ خياطي، قيچي اتو و زناني که مصرفکنندهي محصول نهايياي اين سيستم هستند به نمايش درميآمد. اين اثر هم در قابي ديجيتال به نمايش درآمده بود نصبشده بر روي ديوار راهپلهها. "قبل از …." ويديوي ديگر اين رخداد از فاطمه بهمن سياهمرد بر وجه تعليقي پوشش اشاره داشت،، حتي چيدمان اين اثر که شامل يک تلويزيون ۲۴ اينچي قديمي بر روي يک آينه بود، چيده شده بر روي زمين و متعلقات ديگر (دستگاه ديويدي و بلندگوها)، همگي در وضعيتي بلاتکليف چيده شده بودند و درنهايت ۲ تصوير از ويديو يکي تصويري که در قاب تلويزيون ديده ميشود و ديگر انعکاسي از تصوير تلويزيون؛ اين ويديو چيدمان هم در پاگرد پلههاي طبقهي اول چيده شده بود.

برگزاري اين رويداد يکروزه در فضايي خارج از گالري باز خورهاي جديدي را نمايان کرد. بهطور مثال علاقهمندي کارکنان توليدي به داشتن يکتکه از پوستر يا استيتمنت هنرمندان بهعنوان يادگاري ميتواند يکي از اين مثالها باشد.
انتظار آن ميرود تا هنرمندان مفهومي تلاش بيشتري براي شناساندن هنرهاي پويايي مثل ويديو آرت (در ايران) در ميان عام مردم در بستر جامعه بکنند تا در ارتقاء سطح دانش عام مردم در حوزهي هنر مشارکت بيشتري داشته باشند.
……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
پاورقي
۱- سورئال: SURREALISM فراواقعگرايي. جنبشي در هنرها و ادبيات که با بيانهي بروتن آغاز شد (۱۹۲۴)
۲- فمينيستي:Feminisim مجموعهي گستردهاي از نظريات اجتماعي، جنبشهاي سياسي، و بينشهاي فلسفي است که عمدتاً بهوسيلهي زنان برانگيخته شده يا از زنان الهام گرفته شده. مخصوصاً درزمينهٔ شرايط اجتماعي، سياسي، اقتصادي آنها. پيدايش آن قرن ۱۹ ميلادي است.
منبع :�هنرآنلاين
