اداره کشور بدون توجه به هنر امکان‌پذير نيست / حدادعادل از نمايشگاه ˝آزادسازي خرمشهر˝ ديدن کرد

 

به نقل از روابط عمومي خانه هنرمندان ايران، نخستين همايش تحول در نظام دانشگاهي هنر، توسط دبيرخانه شوراي تخصصي تحول و ارتقا علوم انساني و خانه هنرمندان ايران چهارشنبه 6 خرداد در محل اين خانه برگزار شد.

در نشست اول اين همايش که با حضور نمايندگان و گروه‌هايي از حدود 30 دانشگاه و دانشکده هنري سراسر کشور برگزار شد، نمايندگاني از دانشگاه همدان، آزاد اسلامي، اصفهان، سيستان و بلوچستان، الزهرا، کاشان، شهيد چمران اهواز، شهيد باهنر کرمان، دامغان، بيرجند، اروميه، دانشگاه هنر تهران، شيراز و تبريز به ارائه نقطه نظرات و ديدگاه‌هاي خود در رابطه با اصول و مباني و نيز مشکلات و موانع ايجاد تحول در نظام دانشگاهي هنر سخناني را ارائه کردند.

در پايان نشست اول موارد زير به عنوان مهم ترين مسائل مرتبط با تحول در نظام دانشگاهي هنر مطرح گرديد:

1. اختلاط در دو هدف مهم دانشگاه هاي هنر:

الف) تربيت هنرمندان

ب) تربيت کارشناس و پژوهشگر هنر

2. توجه به مباني نظري و الگو هاي بنيادين تحول

3. نگراني از تسلط فضاي تئوريک بر دانشگاه هاي هنري

4. فقدان ساز و کار مناسب اجرايي براي ايجاد تحول

5. مشکلات مربوط به ارتقا رتبه استادان رشته هاي هنر به دليل عدم انطباق معيار هاي وزارت علوم با رشته هاي هنري

6. مشکلات به وجود آمده براي دانشگاه ها و دانشجويان در مورد پذيرش دانشجو در رشته هاي در حال تصويب

در نشست دوم اين همايش دکتر غلامعلي حدادعادل رئيس شوراي تحول و ارتقا علوم انساني با اشاره به اهميت هنر و توجه به آن در جامعه گفت: اهميت و ضرورت هنر در جامعه امري غيرقابل چشم‌پوشي است، هنر چه در زندگي فردي و چه در زندگي اجتماعي افراد از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. به بيان ديگر زندگي افراد بدون درگيري و مواجهه با هنر سامان نمي‌يابد، و از سوي ديگر هر نظامي اگر بخواهد کشور و جامعه‌اي را اداره کند، نمي‌تواند نسبت به هنر بي‌تفاوت باشد، به همين منظور هنر يک امر فرعي و حاشيه‌اي نيست، بلکه هنر يک امر متعالي است که نمي‌توان آن را به يک امر مادي تقليل داد، بلکه بايد به آن توجه ويژه‌اي داشت؛ به طوري که تلاش براي مطالعه هنر و بسط آن در جامعه بايد به يکي از اولويت‌هاي اساسي ما تبديل شود.

 

حدادعادل در ادامه صحبت‌هاي خود با اشاره به رابطه هنر و اثر هنري با جهان‌بيني هنر گفت: در اين موضوع شکي نيست که اثر هنري هر هنرمند با جهان‌بيني او ارتباط دارد، به بيان ديگر اثر هنري يک هنرمند محصول مواجهه او با هستي است. ما نيز در طول تاريخ خود، با هنري به نام هنر اسلامي رشد پيدا کرده‌ايم. اين هنر اسلامي يک واقعيت است که ريشه در ميراث هنر اسلامي دارد که پيش از 1400 سال در اين سرزمين قدمت دارد. به همين دليل ما نمي‌توانيم از اين ميراث جدا شويم، اما مي توانيم با آن خو بگيريم، و آن را در زندگي خود حس کنيم.
رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي در ادامه صحبت هاي خود افزود: هنر اسلامي اگرچه در کشور هاي مختلف اسلامي به گونه اي متفاوت خود را به نمايش مي گذارد، اما يک زبان است که لهجه هاي گوناگون دارد. هنرمندان اسلامي در هر کجاي دنيا که باشند، آثاري مشابه خلق مي کنند که اين آثار ريشه در ميراث اسلامي دارد. در اين ميان يک وحدت مشترک نيز در بين آثار هنرمندان عرصه هاي مختلف هنر اسلامي وجود دارد، براي مثال بين موسيقي اسلامي و نقاشي اسلامي و آثار اين دو با يکديگر اشتراکات بسيار زيادي وجود دارد، به طوري که گويي موسيقي اسلامي مولفه هايي دارد که مي توان اين مولفه ها را در نقاشي اسلامي نيز جست و جو کرد. اين وحدت که در آثار هنري هنرمندان اسلامي وجود دارد، خبر از جوهر حقيقي اين آثار مي دهد. توجه به اين جوهر حقيقي نياز به فلسفه هنر، تبين و تئوري دارد که ما متاسفانه نتوانسته ايم در اين عرصه فعاليت خوبي داشته باشيم.
حدادعادل در بخش ديگري از صحبت هاي خود با اشاره به فعاليت شوراي تحول علوم انساني گفت: ما در شوراي تحول علوم انساني از نظر علمي با هيچ رويکردي مشکلي نداريم، اما سوالي که براي ما وجود دارد اين است که آن چه که از ديگري گرفته ايم به چه منظور و هدفي بوده است؟ ما دستاوردهايي را از غرب گرفته ايم، اما دليلي براي آن نداريم. ما در شوراي تحول مي کوشيم تقليد کورکورانه را کنار بگذاريم، و به خود و داشته‌هاي خود اعتماد کنيم، تا بتوانيم دستاوردهاي خود را حفظ و از آن‌ها استفاده کنيم، تا جامعه‌اي زنده و پويا داشته باشيم.

مشروح خبر

منبع : هنر آنلاين

 

پیمایش به بالا