به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي ايسنا، عکسهايي که از عشاير گرفته ميشود بهخاطر نوع زندگي آنها و تفاوتي که با مردم شهرنشين دارند، همواره مورد توجه علاقهمندان به عکاسي بوده است. برخي عکاسان هر سال با فرارسيدن فصل کوچ عشاير، راهي مناطق کوچ آنها ميشوند و عکاسي ميکنند. با اين حال به نظر ميرسد سختيهاي دسترسي به عشاير، نداشتن دانش درست از زندگي آنها، اين حوزه را با مشکلاتي مواجه کرده است.
مهدي سروري – مدير پايگاه عکس چيليک – که تابستان امسال با ترتيب دادن يک تور عکاسي امکان حضور عکاسان جوان را در کنار عشاير ايل شاهسون فراهم کرد، دربارهي عکاسي از عشاير، زيباييها، لذتها، مشکلات و آسيبهاي آن گفت.
چرا عکاسي از عشاير از پرمخاطبترين و محبوبترين موضوعهاي مورد توجه عکاسان است؟
آنچه در گذر زمان و شرايط، دستخوش تغيير نشده و کمتر در دسترس باشد، طالب بيشتري دارد. قواعد شهرنشيني و ضوابط زندگي در دوران مدنيت، چنان افراد را در شرايط شان تنيده که حس تجربهي نوع متفاوتي از زندگي مثل زندگي عشاير ميتواند جذاب و دلانگيز باشد. حسي که براي نگاه عام مردم تا اين حد عالي باشد، براي چشمان ظريف و ژرفانديش عکاس، تجربهاي فوقالعاده بهشمار ميرود. حضور در اين موقعيت يک امکان است که کمتر هوشمندي با انجام محاسبات، از خير تجربه و لذتش ميگذرد.
مهمترين کاربردهاي عکاسي از عشاير در کشور ما چيست؟
عکسهايي با مضامين زندگي عشاير در کشور ما اغلب جنبهي تزييني پيدا کردهاند و موارد بهرهبرداري از آنها در شأن و جايگاه صحيح قرار نگرفته است. اين اعترافي است که عکاسان باتجربه در عرصهي اين ميدان هم ميتوانند با دردي عميق آن را بيان کنند. جاهايي مثل ديوار هتلها و لابهلاي صفحات سررسيدها و شبيهسازي آتليههاي عکس و محيطهايي از اين قبيل، بديهيترين و رايجترين موقعيتهاي بهکارگيري اين آثار است، نه نهايت امکان بهرهمندي و کاربري آن.
مستندسازي اين رويه و اين فرهنگ ميتواند مانند يک شناسنامه براي يک کودک عمل کند و هويتي متکي بر تاريخ و فرهنگ را به او ببخشد تا جايگاه حقيقي عکسهايي که از قوميتهاي گوناگون عشاير و سبکهاي کار و تلاش و معيشتشان ثبت ميشود، بتواند در يک موسسه پژوهشمحور، بانکي مدون از هزاران شيوه و روش متفاوت در سبک زندگي عشاير و ويژگي آنها را براي ديگران به يادگار بگذارد.
آيا سفارشدهندگاني براي عکاسي از عشاير مناطق گوناگون هستند؟
گمان نميکنم سفارشدهنده براي ثبت، وجود خارجي داشته باشد، ولي ارتباطات غيراصولي و وسيع ميان لايههاي متقاضي تا توليدکننده حاکم است و حتي اگر نيازي هم باشد توسط عدهاي محدود برآورده ميشود؛ آن هم نه از توليد بهروز عکاسي که از بايگاني ديروز عکاسان که حاوي اطلاعاتي ناصحيح از فرهنگ امروز و شکل زيستبومي عشاير است.
دليل اصلي محدوديت کار در اين حوزه شايد در همين عدم تقاضاي وسيع و توليد فراوان باشد. متأسفانه عرصهي عکاسي از عشاير در دسترس عدهاي محدود است که در برههاي از زمان به اين موضوع پرداختهاند. واضح است که تربيت نکردن و وسعت نبخشيدن به عکاسي و پذيرش عکاسان در اين حوزه، خسارتهاي مستندسازي شئون زندگي از عشاير را خيلي جديتر ميکند و رفتهرفته ناچاريم به آنچه همان تعداد محدود توليد کردهاند، بسنده کنيم.
عکاسي که ميخواهد از عشاير عکاسي کند چقدر بايد با دانش و فرهنگ اين مردم آشنا باشد؟
عکاسي که اراده ميکند دوربين را از زمين بردارد و به ماهيت و موجوديت موضوعي بپردازد، بايد به دانش فني عکاسي مجهز شود و اين يعني آغاز کار. عکاسي که عزم عکاسي از هر سوژهاي را دارد بايد نسبت به شناخت آن، سطح مطلوبي از دانش، آگاهي و اطلاعات پيرامون آن هدف را داشته باشد. شما عکاس تبليغات و يا موضوعي مستند هم باشيد همين قانون صادق است و عکاس معماري و حياتوحش هم باشيد، همينطور است. اصلا لايههاي صحيح پردازش همين اطلاعات است که به نگاه عکاس کمک ميکند تا در مواجهه با موضوع، دست به انواع انتخابها بزند و به عکس برسد.
وجود کارشناس عکاسي در گروه عکاسان و حضور فردي از عشاير منطقه بهعنوان راهبلد فرهنگ و ارتباط با اهالي هميشه براي حضور عکاس و تعريف اين شخصيت بين خانوارهاي عشايري مفيد و موثر بوده است.
عکاس شاخصي که در اين زمينه با نگاهي تخصصي کار کرده باشد، ميشناسيد؟
امروزه با آسان شدن مسير سخت و شکنندهي ديروزي، اين امکان براي بسياري فراهم شده است تا با تجربهاي از عکس و عکاسي در انبوه قومها و ايلات عشاير کسب نام کنند، ولي شخصيتي مانند استاد نصرالله کسرائيان يا مرحوم نيکول فريدني به واقع در اين عرصه چنان دقيق تلاش کردند که آثار و نگاهشان تا سالها ميتواند پشتوانهاي براي اهالي تحقيق و پژوهش در حوزه ايرانشناسي، جامعهشناسي ايلات و عشاير قرار بگيرد.
جواناني که در کارگاههاي اجرايي و تورهاي عکاسي شما شرکت ميکنند چگونه قبل از کارگاه عکاسي، با اين فرهنگ آشنا ميشوند؟
آموزش در برخي موارد اينگونه نيست که عکاس پيش از وقوع واقعه، زماني محدود را براي خود صرف کند و تجهيز شود. عکاسي از عشاير، زيرمجموعهي عکاسي مستند از شاخه اجتماعي بهشمار ميرود و تجربهي حضور در اين گرايش عکاسي بايد در علاقهمندان به اين نوع نگاه و عکاسي به شکل پايهاي وجود داشته باشد. ديگر اطلاعات از قبيل فرهنگ و آداب و نوع تغذيه و خوراک محلي و پوشش سنتي و آداب جاري و مواردي از اين دست نکاتي است که پيش از سفر و در حين گذر از مسير مبدأ تا رسيدن به مقصد و موضوع در اختيار قرار ميگيرد و تبادل اين نکات بهشکل کاملا مؤثر، تأثير خود را در شکلگيري صورت و روح فايل عکسهاي توليدشده همسفران آشکار ميکند.
مهمترين عناصري که در زندگي عشاير مورد توجه عکاسان قرار ميگيرد، چيست و آنها چگونه اين عناصر و ويژگيها را با عکسهايشان منتقل ميکنند؟
تعلقات و تضادها همواره در محور زندگي انسان، دستخوش نگاه پژوهشگران و جامعهشناسان بوده است. اينکه عشاير را در صورت عيني بايد به دام و زمين و طبيعت وابسته دانست و در قالب پوششي بومي و رعايت آدابي ويژه در مسير زندگي مانند بازي، آشپزي، کار، ازدواج، بارداري، جابجايي، همکاري، تربيت و … معرفي کرد بخشي از تعلقات است و دخالت تکنولوژي که دليل تسهيل در ساير امور و شئون زندگي ميشود، در بخشي زيرمجموعهي تضادها قرار ميگيرد.
بهعنوان مثال کوچهايي که در طي زمان ديده ميشد و به جابهجايي چندهزار رأس دام از يک طايفه و از نقطهي به نقطهاي ديگر با پاي پياده در مدت روز تا چند هفته منجر ميشد، امروزه به چند صد رأس دام تقليل يافته و خودروهاي باربري در اين جابهجايي حداقل زمان را براي انتقال فراهم کردهاند. پرداختن به اين دو نکته اغلب براي عکاسان در کنار عشاير جذاب و نقطه تمرکز نگاه و موضوع است.
يکي از مواردي که معمولا اساتيد جامعهشناسي روي آن تأکيد ميکند، نحوهي حضور عکاسان در چنين محيطهايي است. آنها معتقدند اين حضور نبايد مزاحمتي براي روند زندگي عادي مردم ايجاد کند، در غير اين صورت عکسهايي که گرفته ميشوند از سنديت لازم برخوردار نيستند؛ شما اين موضوع را چگونه در تورهايتان رعايت ميکنيد؟
درست است. مجموعه کارگاههاي عکاسي و تورهايي که براي علاقهمندان و دانشجويان برگزار ميکنيم نسبت به موضوع و منطقه تعيين ظرفيت ميشوند و در برخي موارد با حداقل نفر و در برخي موارد با ظرفيتي مناسبتر عزم سفر ميکنيم و در هر دو اين موارد، تنها ملاک ما امنيت و آرامش موضوع است که نبايد دستخوش تغيير احوال شود، چون اين تغييرات براي عکاسان هم خسارتبار است و جنس و نوع نگاه و موضوع و عکس را دگرگون ميکند.
البته ديده شده، برخي با نوع دوربين به دست گرفتن نوپايانه و ورودهاي بدون هماهنگي به حريم ايل و عشاير، از روح مهماننوازي اين مردم بهرهبرداريهاي سويي انجام ميدهند و رعايت نکردن هنجارها در ميان اقشار و قوميتها بازخوردهاي بسيار ناخوشايندي در اذهان در مواجهههاي بعديشان با عکاسان دارند. همچنين قشر عکاس بهقدر کافي از نمايشها و رفتارهاي اهالي تلويزيون و مديران فرهنگي در سطح جامعه آسيب ديده و نبايد تن مجروح شخصيت عکاس با اين قبيل خودزنيها دچار آسيبي بيشتر و مضاعف شود.
شما براي ايجاد نگاهي مثبت و تغيير نگاه عشاير به عکاس چه کردهايد؟
همسايهشان شديم؛ اصل احترام گذاشتن را در ارتباطات دو لايه از فرهنگي مستقل فراموش نکرديم. از آنچه خوردند خورديم، از آنچه در کولهبارمان داشتيم خورانديم و در ملاقات با اهالي هر خانواده عشايري، نقش عکاس خانواده را ايفا کرديم تا از اين پذيرش و نوازش، بهقدر يک برگ عکس از ما به ذهن و خاطرات خوش خانوادهشان بسپارند.
اغلب شرکتکنندگان در تورهاي شما جوانان علاقهمند به عکاسي هستند؛ فکر ميکنيد پتانسيل و ظرفيت اين نسل براي ثبت زندگي عشاير و ساير جلوههاي زندگي اجتماعي مردم ديگر نقاط ايران در چه حدي است؟
متأسفانه با وجود اينکه گمانهاي بيروني اينگونه ميبينند که دانشجويان رشتههاي عکاسي محوريترين مخاطبان تورهاي عکاسي و کارگاههاي آموزشي ما هستند، ولي واقعيت تلخ گزارشهاي دريافتي، خلاف اين نکته را حکايت ميکنند. ما حتي بارها کارگاههايي رايگان يا تورهاي عکاسي با موضوعهايي بسيار ويژه براي دانشجويان عکاسي تدارک ديدهايم که نتايج آن با وجود ارتباط گستردهاي که همکاران ما با دانشجويان دارند، تأثرآور بوده است. البته فقط بخش کوچکي از اين تمايل نداشتن برعهدهي دانشجو است و بخش عمده اين قصور را بايد در محيط دانشگاه و نگاه و تفکر اساتيد و دلايل همکاري نکردن مديران دانشگاهي با مراکز بيروني جستوجو کرد.
آيا نسل آينده ميتواند با ديدن عکسهاي اين نسل، سندهاي ارزشمند و مفيدي براي آگاهي، مطالعه و پژوهش در اختيار داشته باشد؟
نسل آينده در صورتي مي تواند اسنادي ارزشمند توليد کند که راه براي نسل امروز عکاسان جوان هموار شود و عکاسان تربيتشده را در اين مسير بدرقه کنيم. ما در محيط دانشگاهي و فضاهاي آموزشيمان اگر دانشجو و عکاسي را داريم که تعريف صحيحي از عکاسي دارد، مديون نگاه سلامت اساتيد آنها هستيم. سخاوت ديد و وسعت نظر در اين حوزه اثرگذار و نتيجهبخش است و البته به همين نسبت شرايط معکوس را هم داريم. دقيقا به همين دليل و همسويي نگاه و انديشه صحيح برخي اساتيد است که اندک دانشجويان حاضر در اين گروههاي عکاسي، انگيزه، تجربه و سابقه حضور بهدست ميآورند.
در طول سال، تعداد زيادي از عکاسان بهصورت انفرادي يا در قالب تورهاي عکاسي به محل زندگي عشاير ميروند و از زندگي و کار آنها عکس ميگيرند؛ با اين حساب چگونه ميتوان در اين زمينه به نگاه جديدي رسيد که مخاطب با عکسهاي متفاوتي روبهرو شود و قابهاي تکراري را نبيند؟
باور ندارم که در طول سال، بسياري از دانشجويان براي عکاسي از عشاير به محل زندگي عشاير ميروند، چون اين کار علاوه بر مسير سخت و شرايط دشواري که در حوزه ارتباط گيري و پشتيباني دارد، تنگناهاي اقتصادي خاص خود را هم دارد. دانشجوي امروز از سويي با تزريق نشدن انگيزه از سوي دانشگاه مواجه است و از سوي ديگر با عکاساني که در اين مسير ياريگر آنها نيستند و موضوع عکاسي از عشاير را بر دانشجويان و علاقهمندان بسته نگاه داشتهاند، مواجه هستند. همچنين هيچ ارزشگذاري ويژهاي از طرف دانشگاه براي کار روي چنين پروژههايي تعريف نميشود.
در مسير برگزاري موضوعهايي که به کارگاهي عکاسي يا تور عکاسي منجر ميشود، کدام تشکل و نهاد صنفي در حوزه عکاسي ياريگر و حمايتگر شما است؟
�پايگاه عکس چيليک� يک رسانهي مستقل است و اين را عملکرد همکاران در طول آغاز به کار نهمين سال اين رسانه اگر اثبات نکرده باشد، لااقل نشان داده است. بدون ترديد بخش کارگاه و تورهاي عکاسي هم زيرمجموعهي همين تفکر مستقل است که تا به امروز توانسته با وجود ضعفها و نقايصي که داشته است، مسير سختي را از تنگ نظريها و کجانديشيها و آسيبهاي اخلاقي پشت سر بگذارد و در آستانه هشتادمين تور عکاسي بايستد.
از بداخلاقيها گفتيد. اين احتمال را نميدهيد که شايد خطايي از سوي شما، آنها را به بداخلاقي کشانده باشد؟
کار فرهنگي، تعريف و محيط متعهد رسانه، اقتضائات خود را دارد. حفظ استقلال يک واحد فرهنگي و عدم پذيرش پيشنهادهاي ناثواب تحميلي اگر خطا است، بفرماييد. اگر درخواستها و فرمانبريهاي يک سويه، خطا نيست، پس چيست؟ ما بدون دريافت يک ريال در آخرين مراسم �10 روز با عکاسان� حضور داشتيم و با انبوهي از پيامهاي اعتراضي و انتقادي هم مواجه شديم، ولي با اين وجود نه درباره گزارش مالي اين فعاليت که توسط رياست انجمن گزارش شد، خبري منتشر کرديم و نه نيازي به دفاع از حضور و حرکتمان ديديم. ما حتي انتقادها را آمادهي نشر کرديم، ولي با وجود مشورتهاي انجام گرفته حتي اقدام به نشر انتقادات پيرامون اين برنامه نکرديم تا زمانش برسد، چون اعتقاد داريم بايستي از شکل گرفتن تشکلها حمايت کنيم ولي باز هم متهم شديم که ميليوني مبلغ گرفتيم و …
شما قصد داريد با فايلهايي که در اين سفرها توليد ميکنيد چه کنيد؟
تا امروز برگزاري نمايشگاههاي گروهي و ارائهي آثار و نگاه عکاسان همسفر و همراه و جوانمان را دنبال کردهايم و زمينهساز حضور آنها در جشنوارهها و رقابتهاي داخلي شدهايم و کتابي وزين با 100 قطعه عکس با عنوان �انتهاي زمين� چاپ کرديم و اين کار را ادامه خواهيم داد. باور داريم که جوانان سلامت و هنردوست ما جوياي محيطي امن براي حفظ سلامت روحي و روانيشان هستند و درپي اينکه در محيطهايي اينچنين بتوانند استعداد و توانمنديشان را بروز دهند.
در پايان اگر نکتهي ناگفتهاي باقي مانده، بفرماييد.
متأسفانه تنگناهاي صعبالعبور در مسير معيشت عکاسان امروز اغلب افراد اين قشر را به زير سايهي توانمندان اقتصادي عرصه تجارت در تجهيزات عکاسي کشانده و اين رابطه و رفتار بي هيچ نسبتي در دنيا از شأن هنر و هنرمند به دور است. ناتوانيهاي انسان را در مسير کشف و ثبت و ارائه، اگر قرار باشد ماديات جبران کنند، به سرنوشتي دچار ميشويم که در حال حاضر مبتلا به آن هستيم. اين نکته به هيچ عنوان مخالف حمايت بخش خصوصي از هنر و هنرمند نيست، ولي اينکه دست کداميک به سوي ديگري براي کمک و حمايت بلند شود، در مقابل آنچه تا به حال ديده و تجربه کردهايم معکوس بوده است و اين نگاه واژگون را در مديران عرصهي عکاسيمان به وضوح ميتوانيم ببينيم.
بد نيست عکاسان و سياستگذاران و اعضاي هيئت مديره انجمنهاي عکاسي، قدر و قيمت نگاه چند صد نفر عکاس زيرمجموعه يک تشکل را به چند قطعه فلش مموري و باطري و حتي دوربين عکاسي و مبالغي ناچيز از اقتصاد کلان نفروشند و استقلال رفتاري و سلامت عملکرد را از بيش از 1200 عکاس جوان و علاقهمند و مستقلي بياموزند که باور کنند به دور از شعارزدگي اگر به اخلاق و اخلاق مداران متوسل شويم، راهکارهايي شدني براي کار هست.







