
نسرين فروغيآذر کارشناس طراحي دوخت و مدرس دانشگاه جامع علمي کاربردي گفت: از کودکي به دليل علاقهاي که داشتم با دوخت لباس آشنا شدم و براي مصرف شخصي يا اطرافيان لباسهايي آماده ميکردم. پس از ورود به دانشگاه کار را به صورت جديتري ادامه داده و چند نمايشگاه لباس برگزار کردم و پس از آن يک موسسه فرهنگي هنري را با مجوز وزارت ارشاد راهاندازي کردم.
سال 85 تدريس در دانشگاه علمي-کاربردي بروجرد را آغاز کردم و آن زمان با توجه به کم بودن اين رشته در دانشگاهها و کيفيت بالاي آن در دانشگاههاي موجود، بازخورد خوبي داشت. اما بعداً اين رشته در دانشگاهها زياد شد و کيفيت آموزشي پايين آمد.
ارتباط دانشگاه با صنعت يک موضوع واجب است و اگر چنين ارتباطي نباشد، آموزش هيچ فايدهاي ندارد. واحدهاي عملي بايد در کارخانهها انجام شود نه تئوري تا دانشجو کاملاً با کاربرد آنها آشنا شود، اما اين اتفاق نيفتاده است. دانشجويان ما اصلاً با خط توليد آشنا نيستند. آنها در طول چند سال تحصيل در هنرستان، کارداني و کارشناسي فقط اصول شخصيدوزي را ياد ميگيرند، در نتيجه زماني که وارد توليد ميشوند نميتوانند کار کنند. آنها نه مدل موردپسند جامعه را ميشناسند نه با خط توليد آشنا هستند. دروس کارگاهي دانشجويان به معني واقعي بايد در کارگاه توليدي برگزار شود، نه اينکه در يک کلاس کوچک چند چرخ خياطي بگذارند که به تعداد دانشجويان هم نيست. در اين کلاسهاي شلوغ هم دانشجو نميتواند به درستي کار کند و هم استاد نميتواند به همه دانشجويان رسيدگي کند. کمبود امکانات يکي از دلايل کمبود بازدهي اين رشته است.
زمان کارگاهها کم است و جوابگوي کل کار نيست، در نتيجه دانشجو به آموزشهاي مکمل در خارج از دانشگاه هم نياز دارد. از هر 30 نفري که هر ترم در اين رشته تحصيل ميکنند شايد فقط 5 نفر از آنها مهارت پيدا کرده و وارد اين کار شوند. اين موضوع يا به دليل نبود امکانات است يا خود دانشجو به اين کار علاقه ندارد.
دانشگاه در بخش تئوري خوب عمل ميکند، اما در بخش عملي اصلاً خوب نيست. حتي گاه جزوههايي که تدريس ميشوند در زمان حاضر بدون استفاده هستند و در عوض دروس ضروري وجود ندارد. بعضي از درسهايي که الان در اين رشته تدريس ميشود همان چيزي است که خود من در سال 77 آن را آموزش ديدم.
براي آموزش مولاژ سعي ميکنم مطالبم به روز باشد و با ترکيب جزوههاي قديمي و کتابهاي جديد ترجمهشده تدريس ميکنم. سعي ميکنم بهروزترين اطلاعات را استفاده کنم ولي در نهايت بايد مطابق سرفصلها پيش برويم.
به نظر من بايد بين درسها هم ارتباط بيشتري برقرار شود و به عنوان مثال وقتي دانشجو در يک ترم دو درس دوخت و طراحي لباس را دارد بايد هر دو را با هم ادغام کرده و از دانشجو بخواهيم طرح خود را به کارگاه دوخت آورده و الگوسازي و دوخت آن را انجام دهد تا ببيند آن طرح اصلاً قابل اجرا هست يا نه.
دروس دانشگاهي بايد بهروزرساني شوند و براي اينکه نتيجه خوب و قابل قبولي از دانشگاهها به دست آيد بايد يک بررسي دلسوزانه انجام شود.
منبع : هنرآنلاين
