مغول‌ها در قلب هنر مدرن لندن؛ نمايش آثار پرويز كيمياوي در گالري تيت مدرن


نمايي از فيلم اوکي مستر. حقوق عکس‌ها متعلق به پرويز کيمياوي است

گالري تيت مدرن، پربازديدترين موزه هنر مدرن در جهان، مجموعه‌اي از آثار سينمايي پرويز کيمياوي را به نمايش گذاشته است.

اين برنامه بعدظهر روز جمعه سي خردادماه با حضور خود فيلمساز آغاز شد و در طي دو روز تعطيلي آخر هفته، شنبه و يکشنبه، ادامه پيدا خواهد کرد. فيلم‌هاي نمايش داده شده مغول‌ها، باغ سنگي، پ مثل پليکان و اوکي مستر هستند.

آندره‌آ ليسوني، سرپرست هنري (Curator) موزۀ تِيت مدرن و يکي از طراحان اين برنامه به بي بي سي فارسي مي‌گويد:

"يکي از اهداف بخش سينمايي موزۀ تيت مدرن اين است که سالي سه يا چهار بار روي آثار يک فيلم‌ساز منحصربفرد که آثارش در دنياي هنر ناشناخته مانده‌اند‌ تمرکز کند، فيلمسازاني که مرز بين سينماي مستند، تجربي و قوم‌شناسي با هنرهاي بصري را به چالش کشيده‌اند."

پرويز کيمياوي، فيلم‌ساز برجسته‌اي که ساخت اولين آثارش هم‌زمان با تولد سينماي نوين ايران در اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسي بود، شايد بهتر از هر فيلم‌ساز ايراني ديگري در اين تعريف بگنجد. در سينماي هنري ايران که اتکاي به واقع‌گرايي ريشه‌اي جدي داشت، کيمياوي قالب‌ها را شکست و يک فيلم مستند را به اثري شخصي و تجربي و وراي واقعيت‌هاي عيني تبديل کرد.


 

پرويز کيمياوي پس از انقلاب ايران در فرانسه زندگي مي‌کند

با وجود اين، او به نسبت بقيه هم‌نسلانش کم‌تر ستايشي را که شايسته‌اش بوده ديده. آندره‌آ ليسوني در مورد کشف سينماي او مي‌گويد:

"من اين شانس را داشتم تا فيلم‌هاي پرويز کيمياوي را پارسال در انجمن مستند برلين و روي پرده بزرگ براي اولين بار ببينم و واقعاً حيرت کردم. آن‌ها دقيقاً همان ويژگي‌هايي را داشتند که من دنبالش بودم و باورم نمي‌شد هنرمندي چنين پيشرو تا اين حد ناشناخته باقي مانده باشد. همين بود که تصميم گرفتم آثارش را به عنوان يکي از بهترين بخش‌هاي برنامه سينمايي تيت انتخاب کنم."

کيمياوي که دانش‌آموخته مدرسه سينمايي ايدک در فرانسه است (کشوري که از زمان انقلاب محل سکونت دائمي او شده) بيش‌تر از همه براي اولين فيلم بلندش، "مغول‌ها"، شناخته مي‌شود. اين فيلم تلفيق جسورانه و تکرار نشده‌‌اي از سينماي داستاني، مستند و سينماي تجربي است. به جز اين فيلم کيمياوي آثار ديگري هم – چه بلند و چه کوتاه، مستند و داستاني – هم در ايران و هم در فرانسه کارگرداني کرده است.

اين آثار که تا سال‌ها از دسترس علاقه‌مندان سينما دور بودند اينک دوباره مجالي براي پخش و نمايش پيدا کرده‌اند. ايراني‌ها با مرور اخير بر آثار او در تلويزيون بي بي سي فارسي فرصتي براي تجديد ديدار يا اين‌که ديدار اول با فيلم‌هاي او پيدا کردند.

از آن طرف "مغول‌ها" در يک سال گذشته سفري موفق در فستيوال‌هاي متعدد در اروپا و آمريکاي شمالي داشته و به عنوان اثري دوباره کشف شده نام کيمياوي را سر زبان‌ها انداخته است. اما اين مرور بر آثار او در گالري تيت مدرن شايد مهم‌ترين افتخار سينمايي کارنامۀ او باشد.


آندره‌آ ليسوني مي گويد باورم نمي‌شود هنرمندي چنين پيشرو تا اين حد ناشناخته باقي مانده باشد.

از ليسوني که اين بزرگداشت را با همکاري مراد منتظمي طراحي کرده که چرا در نمونه کيمياوي مي‌شود از سينما فراتر رفت و آثارش را در متن "هنر معاصر" ديد، ويژگي‌اي که باعث نمايش فيلم‌هايش در قلب هنر مدرن بريتانيا شده است:

"براي اين که کيمياوي به کشف دوباره‌اي از جايگاه يگانه و انقلابي فيلم‌ساز نايل آمده که براي او بين سينماي مستند و سينماي داستان‌گوي روياگرا قرار دارد. او با چنين رويکردي به آن تنش مردم‌شناسانه بين هنر و سينما بازگشته که موضوعي داغ و پربحث در هنر ۱۵ سال اخير بوده است."

"با وجود اين، او هم‌چنان موقعيت خودش را به عنوان يک چهره تک‌افتاده که به هيچ جرياني تعلق ندارد حذف کرده و در قلمرويي شخصي از يک طرف به جستجوي مفهوم بازنمايي هويت و جوامع انساني دست زده و از طرف ديگر کليشه‌هاي سينماهاي ملي را به چالش کشيده است. از اين نظر مي‌توان شباهت‌هايي بين کارنامۀ کيمياوي با گلوبر روچا، پير پائولو پازوليني و در نمونه‌اي معاصرتر، آلبرت سرا پيدا کرد."

با آن که کيمياوي متولد تهران است (۱۳۱۸) آثار او پيوندي يگانه با خطه خراسان دارند. اين پيوند در دو سطح جريان دارد. در سطح اول، کيمياوي با آثارش جغرافياي آن سرزمين را از طبس تا بجنورد تصوير کرده، تصويري که شباهت چنداني به مستندهاي قوم شناسي ندارد و حاصل اصالت نگاه خود فيلمساز است.

در سطح دوم، دنياي کيمياوي تحت تأثير ادبيات خراسان و جغرافياي آن به نظر مي‌رسند، سينمايي که اختراع برادران لومير را با دنياي خيام و فردوسي پيوند مي‌دهد.

پنج فيلم کليدي پرويز کيمياوي

يا ضامن آهو (۱۳۴۸)

مردي در راز و نيازش در حرم امام رضا در مشهد مي‌گويد: "يا ضامن آهو! يا ضامن خراسان!" اين آغاز کار سينماي کيمياوي او را جذب يکي از مهم‌ترين شمايل هاي فرهنگ شيعه در ايران و همين‌طور سرزمين خراسان مي‌کند. اين مستند کوتاه بسياري از عناصر سينماي کيمياوي را تثبيت مي‌کند: جادوي تقدس، تعاملي عيني و ملموس بين دنياي زندگان و رفتگان، توجهي ويژه به فرهنگ‌ فولکلور.

به علاوه مثل ديگر آثار کيمياوي، باند صوتي فيلم مکمل تصوير نيست، بلکه روايتِ موازي خودش را با تصاويري که مي‌بينيم دارد.

تپه‌هاي قيطريه (۱۳۴۹)

ظاهراً فيلمي دربارۀ کندوکاو و يافته‌هاي تاريخي در تپه‌هاي قيطريه، اما در اصل فيلمي بازيگوش و تقريباً سوررئاليستي دربارۀ زنده بودن مردگان و حضورشان در جهان مدرن.

اين فيلم، که بي‌شباهت به اشعار خيام نيست، ريتم و ضرباهنگ يک فيلم موزيکال را دارد و به نظر مي‌آيد حتي حرکت کارگران حفاري در فيلم طراحي شده است.

سکانس پاياني فيلم، وقتي کارگران روي حفاري‌ها – که حالا مثل گورها به نظر مي‌آيند – پارچه مي‌کشند و به عنوان موسيقي متن، قطعه رکوييم شنيده مي‌شود شايد بهترين سکانس سينماي کيمياوي باشد.

باغ سنگي (۱۳۵۵)


 

درويش خان، چوپاني کر و لال، بعد از خواب‌نما شدن و پيدا کردن سنگي که مقدس مي‌پندارد باغي از سنگ در نزديکي سيرجان مي‌سازد که در آن قلوه سنگ‌ها از درختان کويري آويزان شده‌اند.

اين فيلم که برنده خرس نقره‌اي بهترين فستيوال فيلم برلين شد اولين موفقيت جهاني کيمياوي محسوب مي‌شود و امتداد علاقه او به آدم‌هاي حاشيه‌اي است.

در سال ۱۳۸۲ کيمياوي دنباله‌اي بر اين فيلم ساخت به نام پيرمرد و باغ سنگي‌اش.


پ مثل پليکان (۱۳۵۱)

آقا سيد علي ميرزا، پيرمردي که بوميان طبس ديوانه مي‌پندارند، چهل سال است در خرابه‌هاي بعد از زلزله ويرانگر زندگي مي‌کند تا اين که به تشويق يکي از بچه‌ها براي ديدن پليکان‌هايي که به باغ طبس آمده‌اند از ويرانه خارج مي‌شود.

اين فيلم يکي از چند فيلم‌ ايراني انتخاب شده در رأي‌گيري بهترين مستندهاي تاريخ سينما توسط مجله سايت اند ساوند بود به عنوان "مطالعه‌اي در انزوا، زيبايي و زبان" توصيف شده که "پاياني دارد که مي‌تواند ديويد لينچ را سر ذوق بياورد."


مغول‌ها (۱۳۵۲)

واقعيت و خيال در اين فيلم به شکلي جدايي ناپذير در هم مي‌آميزند: کيمياوي نقش کارگرداني را دارد که در تدارک ساخت فيلمش به دنبال مأموريتي فني از سوي تلويزيون به زاهدان اعزام مي شود، در حالي که همسرش، با بازي فهيمه راستکار، دارد روي تز دکترا با موضوع حمله مغول‌ها کار مي‌کند. حمله مغول‌ها و گسترش تلويزيون و آينده سينما به شکلي کميک به هم متصل مي‌شوند و فيلم در سيري روياوار از يک دنيا به دنياي ديگري حرکت مي‌کند.

فيلم که اداي ديني به سينماي ژان لوک گدار است به عقيده جاناتان رزنبام، منتقد آمريکايي، از نظر ايدئولوژي و فرم حتي بر آثار خود گدار در دهه‌هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برتري دارد.

پیمایش به بالا