پيشينه «آذين» و «تذهيب» در هنر کتابآرايي ايران، به دوره ساساني و کتاب ارژنگ ماني برميگردد؛ هنري که به واسطه پيشينهاش نه تنها طي دورههايي کتابت بر کتب مذهبي، فرهنگي، تاريخي و ديوان اشعار تاثيرگذار بوده که گاه از متون آن نيز تاثير پذيرفته است. در اين ميان برخي پژوهشگران معتقدند نگارگري ايراني به ويژه در دورههايي، با رويکرد و نگرش حماسي و اسطورهاي شاهنامه پيوند خورده است؛ البته کمتر هنر ايراني را ميتوان يافت که از تاثير شاهنامه برکنار مانده باشد.

به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا، پيشتر هنر تذهيب از سوي ايران، ترکيه، آذربايجان، تاجيکستان و ازبکستان فهرست ميراث ناملموس يونسکو ثبت شد و شمار آثار ايران در اين فهرست به ۲۴ عنصر رسيد.
هرچند که ثبت اين اثر در هجدهمين کميته بينالدولي کميته بين دولتي پاسداري از ميراث فرهنگي ناملموس يونسکو از سوي کشور ترکيه مطرح شده بود و ايران، آذربايجان، ازبکستان و تاجيکستان به دليل داشتن پيشينه فرهنگي مشترک به اين پرونده ملحق شدند اما هنرمندان ايراني آثار فاخري را بر همين اساس از خود به يادگار گذاشتند.

آنطور که گفته شده پيشينه آذين و تذهيب در هنر کتابآرايي ايران، به دوره ساساني و کتاب ارژنگ ماني ميرسد و از آن پس تذهيب در دورههاي مختلف بيانکننده حالات و روحيات آن دوران بوده است. در اين ميان برخي پژوهشگران معقتدند نگارگري ايراني به ويژه در دورههايي، با رويکرد و نگرش حماسي و اسطورهاي شاهنامه پيوند خورده است؛ البته کمتر هنر ايراني را مي توان يافت که از تاثير شاهنامه برکنار مانده باشد.
در اين ميان تعامل ميان شاهنامه و هنرهاي ايراني در بعضي پژوهشهاي هنري مورد توجه قرار گرفته و بر اساس آنها اين اثر ملي بر مهمترين هنرهاي ايراني از جمله آن به نگارگري و به دنبال آن تذهيب، تاثيرگذار بوده است.

از ديرباز قابليتهاي تصويري و روايتهاي اساطيري شاهنامه زمينهساز شاهنامهنگاري شده بود. بر همين اساس نيز نگارگران ايراني، نگارههاي قابل توجهي را با تاثير از داستان، اساطير و پهلوانان شاهنامه همچون رستم و سهراب و … خلق کردند و هنر کتاب آرايي، استفاده از تذهيب و نگارگري با آثار مختلفي چون شاهنامه، منظومههاي خمسه نظامي، کليله و دمنه و گلستان سعدي همراه شده است. همچنين با نگاهي به روند اين آثار ميتوان به مسير پيموده شده از سوي آنان پي برد و در نهايت به دوره دوره معاصر و رواج روزافزون صنعت چاپ رسيد.

شاهنامهنگاري همواره با برخي هنرها همراه بوده است تا حاصل کار به صورتي منسجم دربيايد. کتابت شاهنامه و تذهيب آن اغلب از بايدهاي يک شاهنامه مصور بوده است. تذهيب و آراستن کتب البته از گذشته تاکنون در ايران مرسوم بوده است. اثري مانند شاهنامه به عنوان حماسه ملي آنچنان پيوند عميقي با اين هنر برقرار کرده بود که حاشيههاي تذهيبي زرين، سرفصل و سرلوحههاي زرين مرصع با ظرافيتهاي جواهرنشاني، سرترنج، حاشيهسازي با کاغذ زرافشان يا الوان و قطاعي که تذهيبگران آن به عهده داشتند در بسياري از نسخ خطي شاهنامه به کارگرفته شده است.
