عباس کاتوزيان سال 1302 متولد شد. او يکي از نقاشان نسل دوم مکتب کمالالملک بهشمار ميرود. او در ابتداي مسير هنرياش، به هنرستان کمالالملک رفت و در آنجا نزد اساتيدي مانند حسين شيخ و محمود اوليا آموزش ديد. کاتوزيان بعدها چند سالي را در همين هنرستان مشغول فعاليت شد.

رئاليسم و پرتره، مهمترين سبکهاي کاري عباس کاتوزيان هستند. تابلوهاي او سرشار از المانهاي سبک رئال هستند و سوژهها به واقعيت خود بسيار وفادارند. او يکي از پرکارترين نقاشان معاصر است و در طول فعاليت هنرياش صدها تابلوي نقاشي با موضوعات مختلف خلق کرد. پرترههاي مردم کوچه و بازار، سبد ميوه و گلهاي زيبا موضوعات اصلي آثار او بهشمار ميروند.

او دربارهي علاقهاش به پرداختن به سوژههاي ملي در آثارش گفته است: «عشق من ايران و آيينها و سنتهاي اين سرزمين کهن است. تاريخ حفظ استقلال اين سرزمين را سعي کردهام عاشقانه بر بومهاي نقاشيام روايت کنم.»
سال 1352 آثار کاتوزيان در کنار تابلوهايي از کمالالملک در مجلس شوراي ملي بهنمايش گذاشته شد و بسيار مورد استقبال قرار گرفت. کاتوزيان برپايي اين نمايشگاه را يکي از اتفاقات خوب زندگي هنرياش ميدانست. در واقع او تنها هنرمندي بود که آثارش در کنار استادي که در مکتبش آموزش ديد و کار کرد، بهنمايش درآمد و ديده شد.
از نقاشيهاي اين هنرمند نمايشگاههاي متعددي در داخل و خارج از کشور برپا شد. آخرين نمايشگاه آثار او چند روز قبل از درگذشتش در فرهنگسراي نياوران گشايش يافت. اين رويداد، نمايشگاهي شامل 50 سال نقاشيهاي عباس کاتوزيان بود. او که مدتها بود از عرصهي نمايشگاهي دور شده بود، گزيدهاي از پنج دهه فعاليت هنري خود را در قالب اين نمايشگاه روي ديوار برده بود.
چند اثر از او در موزههاي داخلي و اروپايي از جمله آستان قدس رضوي، موزه بوداپست و موزه سلطنتي اروپا در معرض ديد عموم قرار دارد.

احمد مسجدجامعي دربارهي کاتوزيان گفته است: «عباس کاتوزيان دهها تابلوي ارزشمند خلق کرده و بهيادگار گذاشته است که از سرمايههاي هنر ايران خواهند بود. کاتوزيان قهر را هم با مهرباني تصوير ميکرد. اين هنرمند بزرگ روح و رمز و روانش ايران بود.»
فخرالدين فخرالديني – عکاس و دوست کاتوزيان – نيز در مراسم تشييع او گفته بود: «کاتوزيان شخصيتي از نظر تکنيک و پرترهسازي بود که فکر نميکنم در جامعه کسي مانند او باشد. پرترههاي او از نظر طراحي، رنگ و کمپوزيسيون منحصربهفرد بود. ورزشکار خوبي هم بود؛ هر روز ساعت پنج صبح من را از خواب بيدار ميکرد تا پيادهروي کنيم و اين با توجه به کهولت سن او عجيب بود.»
عباس کاتوزيان بامداد 24 فروردينماه 1387 درگذشت.
