نشست شوراي هنري نهمين جشنواره تجسمي فجر با کاظم خراساني در حالي برگزار شد که اعلام نتيجه نهايي کپي بودن اثر اين هنرمند که طوباي زرين جشنواره را دريافت کرده منوط به برگزاري جلسه اي ديگر شد.
به گزارش گالري آنلاين به نقل از مهر، اختتاميه نهمين جشنواره تجسمي فجر که تمام شد حواشي اين جشنواره آغاز شد که مهمترين آن طوباي زريني بود که به يکي از هنرمندان اهدا شد و پس از آن با انتشار عکسي از سوي شاکر گوکچه باء هنرمند ترکيه اي در فضاي مجازي از يکي از آثارش شائبه کپي بودن اثر هنري اين هنرمند برگزيده دهان به دهان چرخيد تا امروز که دو بيانيه از سوي ستاد برگزاري اين جشنواره در اين باره صادر شده است و بيانيه انجمن هاي هنري و نشست شوراي هنري در تقبيح کپي بودن يک اثر برگزيده در جشنواره تجسمي مطرح شده است. همچنين شوراي هنري جشنواره طي اين روزها نشستي با علي مرادخاني معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داشته و در اين ميان اظهارنظر صريح مديرکل هنرهاي تجسمي و رييس شوراي سياستگذاري جشنواره تجسمي مبني بر کپي بودن ۸۵ درصدي اثر هنرمند ايراني را هم رسانه ها منعکس کردند.
شامگاه روز گذشته ۱۵ اسفندماه شوراي هنري نهمين جشنواره تجسمي فجر نشستي با حضور نمايندگان دو رسانه از جمله خبرگزاري مهر، با کاظم خراساني هنرمندي که اثرش محل بحث و نظر قرار گرفته است در محل دبيرخانه دائمي جشنواره هاي ملي تجسمي فجر برگزار کرد که گرچه از دل اين جلسه که قريب به سه ساعت به طول انجاميد، نتيجه نهايي حاصل نشد اما شوراي هنري اعلام کردند پس از بررسي صحبت هاي اين جلسه نظر نهايي را اعلام خواهند کرد و آنچه مشخص بود دو دستگي در نظرات اعضاي شوراي هنري درباره کپي بودن يا کپي نبودن اين اثر بود. عده اي از اعضا پنهان کردن اثر ارجاع شده توسط هنرمند ايراني را نشانه اي از بيراهه رفتن داوري دانستند و عده اي بر اين اصل پافشاري داشتند که با خوانش پسامدرنيستي اين اثر را نمي توان کپي ناميد.
در اين ميان کاظم خراساني که طوباي زرين و لوح تقدير خود را از مشهد همراه آورده بود با پيشنهاد خود اين هدايا را نزد دبيرخانه جشنواره به امانت گذاشت تا تصميم نهايي اعلام شود؛ تصميمي که به نظر مي رسد به همين راحتي ها به دست نيايد.
تشابه ظاهري دو اثر دردسر شده وگرنه خوانش دو اثر متفاوت است
در ابتداي اين نشست که با حضور رضا يساولي، سيد نظام امامي فر، اصغر کفشچيان مقدم، بهروز دارش، جمشيد حقيقت شناس، مهوش مشيري، کامبيز درمبخش، علي شيرازي، مجتبي آقايي، عبدالحميد سياهکارزاده و بدون حضور محمد آقاميري و مهران هوشيار ديگر اعضاي شوراي هنري جشنواره تجسمي فجر برگزار شد، مجتبي آقايي دبير جشنواره گفت: دبير جشنواره طبق اساسنامه اين اختيار را دارد تا در مواردي که در فراخوان پيش بيني نشده است عمل کند و از همين رو به دنبال شائبه هايي که بعد از جشنواره تجسمي فجر ايجاد شد دو بيانيه صادر شد و اين جلسه نيز در همين راستا برگزار مي شود.
وي ادامه داد: به نظر مي رسد ساختار جشنواره در دوره هاي بعد بايد براي موارد پيش بيني نشده اصلاح شود و شخصا بعد از جشنواره بيست و سوم موردهايي را يادداشت کرده ام که اگر در دور بعد در جشنواره بودم اين موارد در ساختار جشنواره اصلاح شود و در غير اين صورت آنها را در اختيار دبيرخانه جشنواره قرار خواهم داد تا اين اصلاحات صورت بگيرد.
به نظر مي رسد ساختار جشنواره در دوره هاي بعد بايد براي موارد پيش بيني نشده اصلاح شود و شخصا بعد از جشنواره بيست و سوم موردهايي را يادداشت کرده امآقايي با انتقاد به اينکه در عرصه هنرهاي تجسمي در اکران آثار قوي عمل مي شود اما در نقد و نظر هنگام برگزاري رويدادها ضعف وجود دارد، بيان کرد: اميدواريم منتقدان و انجمن هاي تجسمي در طول برگزاري يک رويداد نسبت به آن واکنش نشان دهند. ما از هر نقدي استقبال مي کنيم و معتقد هستيم حتي کساني که با ادبيات ناشايست در حال نقد ما هستند در نهايت دوست دارند اين رويداد به شکل بهتري برگزار شود. من اميدوارم در اين ميان حرمت ها حفظ شود و اصل يک رويداد با اين مسائل زير سوال نرود.
دبير نهمين جشنواره تجسمي فجر با اشاره به اينکه بايد گام هاي مهمي براي برگزاري دوره دهم جشنواره تجسمي که فصل تازه اي براي جشنواره تجسمي فجر است برداشته شود اداره جلسه را در ادامه به جمشيد حقيقت شناس دبير هنري نهمين جشنواره تجسمي فجر واگذار کرد.
حقيقت شناس صحبت هاي خود را با ذکر سوال هايي از کاظم خراساني آغاز کرد و پيش از آن گفت: درباره اثر شما امروز يکسري سوال مطرح شده است. شما همراه اثرتان استيتمنتي ارسال کرديد و قرار بود قبل از انتخاب يک نمونه از اثرتان به دست ما برسد که اين اتفاق نيفتاد اما چون اثرتان ايده خوبي داشت آن را پذيرفتيم. شما گفته ايد که اثر هنرمند ترکيه اي را قبل از خلق اثر ديده ايد. سوال اين است که آيا دقيقا از تصوير هنرمند ترکيه اي استفاده کرديد؟ کي اين اثر را ديده بوديد؟ بين ديدن اثر و خلق اثر چه زماني صرف شد؟ در واقع از زماني که شما اثر هنرمند ترکيه اي را ديديد تا خلق اثر فرايندي را که طي شد براي ما توضيح دهيد.
خراساني در پاسخ به پرسش هاي مطرح شده گفت: من دوست داشتم زودتر جواب اين سوال ها را بدهم و در اين چند روز فشار روي من بسيار زياد بود. من ۲۲ سال است کارمند دولت هستم و ۱۷ سال است تدريس مي کنم. فوق ليسانس گرافيک و دکتراي پژوهش هنر دارم. خانواده من هم پيشنيه قوي در عرصه فرش دارند. دغدغه من خوانش متن فرش است و نه فرم. ما براي اين جشنواره دو اثر ارائه داديم. ساختار اثر اولي که ارائه داديم و در جشنواره پذيرفته شد کوچ و گذر چهارپايان است. من دو ماه قبل از جشنواره اثر هنرمند ترکيه اي را ديده بودم اما نزديک به چند روز طول کشيد تا اثر را آماده و ارسال کنم. خيلي به اين فکر کردم گليم اصلي را روي زمين پهن کنم يا به شکل ديگر بصري ارائه دهم اما از نظر بصري روي خط افق تاکيد داشتم و مي خواستم فضاي خالي پشت اين حيوانات هم به چشم بيايد تا بتوانم حرکتي را که در اثر ديده مي شود بيان کنم براي همين سراغ اين فرم رفتم.
وي ادامه داد: در اثر هنرمند ترکيه اي خوانش فرش اهميت ندارد بلکه او فقط کادر و برش کادر برايش اهميت دارد نه مباني نظري هنري. من قبول دارم که استيتمنت را به سرعت نوشتم و در روزهاي آخر مهلت فراخوان اثر را در سايت جشنواره بارگذاري کردم اما مشخص است در اثر من در لايه دوم اثر به جز کوچ خوانش ديگري هم وجود دارد که مبني بر گذر از سنت به مدرنيته است. من يک درصد هم فکر نمي کردم اين اثر راي بياورد وگرنه شايد استيتمنت بهتري مي نوشتم.
اين هنرمند اظهار کرد: من فرم چهارپايان را سال ۹۰ روي پايان نامه همسرم کار کردم (تصوير پايان نامه در اين جلسه ارائه شد) حتي مي خواستم جلوي اثر آيينه اي بگذارم تا خودبيني انسان هم ديده شود اما حس کردم ديگر اين حرکت که مورد نظرم است و کوچ را نشان مي دهد به چشم نخواهد آمد. ضمن اينکه من ۱۲ دسامبر (۲۲ آذرماه) پيامي به آقاي کفشچيان مقدم دادم و توضيح دادم که فرم اين اثر آماده است و من ايده را به آن اضافه کردم. عکسي هم از همان کار گرفتم و با يک فاصله مشخصي روي همان اثر هنرمند ترکيه اي کار کردم.
در ادامه حقيقت شناس با بيان اينکه يکي از مشکلات اساسي اين است يک شتابي براي آماده کردن و ارسال کار به جشنواره وجود دارد و اين به اثر آسيب زده است، گفت: شباهت ظاهري اثر شما با اثر هنرمند ترکيه اي به حدي زياد است که امروز مشکل ساز شده است. گرچه کانسپت اثر شما چيز ديگري است اما به نظر مي رسد زمان کافي براي معرفي اين کانسپت نگذاشته ايد. اگر شما به همين شيوه تدريس کنيد که بسيار آسيب زاست. قبل از انتقال يک اثر هنري بر مبناي اثر هنرمند ديگر بايد پروسه شخصي سازي صورت بگيرد. از شما خصوصا به عنوان يک استاد انتظار بيشتري مي رود.
خراساني تاکيد کرد: ه من با ديدن اثر هنرمند ترکيه اي احساس کردم در و تخته به هم مي خورد و تنها از فرم اين اثر استفاده کردم. ضمن اينکه هيچ جايي در فراخوان و بارگذاري اثر فضاي اين در نظر گرفته نشده بود که مثلا ذکر شود با اقتباس از اثر هنرمند ديگر.
آقايي در ادامه نشست بيان کرد: دو نکته به کار شما بسيار آسيب زد. شباهت چيدمان و حتي زواياي اثر نسبت به اثر هنرمند ترکيه اي در کار شما بسيار زياد است. دوم اينکه ما در اين جشنواره آثار گرته برداري شده زياد داشتيم اما روي آنها حساسيتي نبود چرا که در استيتمنت به اثر اوليه ارجاع داده شده بو و چون منبع و مواخذ ذکر کردند حساسيت برانگيز نبود اما در اثر شما ارجاعي داده نشده بود و هيچ داوري نمي تواند بگويد همه آثار در گوشه و کنار دنيا را ديده است و امکان تطابق را داديم. الان بسياري از جشنواره ها قبل از اکران اثر آثار را روي سايت مي گذارند تا اگر اعتراضي هست ذکر شود. تطابق عين به عين و اشاره نشدن به اصل اثر شائبه جدي ايجاد کرده است.
بسياري دليل تعمد شما را در استفاده از اثر هنرمند ترکيه اي متوجه نمي شوند
کامبيز درمبخش در ادامه نشست گفت: وقتي هنرمندي روي اثر موناليزا کار جديدي مي کند کاملا مشخص است که عمدا آن کار را انجام داده است اما براي کسي که مي رود اثر شما را مي بيند که هيچ توضيحي هم نداده ايد و اثر هنرمند ترکيه اي هم معروف نيست و صحبت هاي شما را هم نشنيده است، اين شبهه کپي بودن ايجاد مي شود. من در طول بي ينال هاي کاريکاتور بسيار با مواردي برخورد کردم که اثري مي آمد که شبيه اثر ديگري بود اما اين شباهت از دو حالت خارج نيست يا مشخص است هنرمند ناخودآگاه اين کار را کرده و يا از روي اثر ديگر کپي کرده است. شما اعلام کرديد اثر را ديده بوديد و با تعمد اين کار را کرديد و الان بسياري از افراد دليل اين تعمد شما بدون ذکر منبع اصلي را متوجه نمي شوند.
رضا يساولي نيز گفت: وقتي شما در جشنواره اي بين المللي شرکت مي کنيد اين اصلا توجيه منطقي نيست که بگوييد فضا براي اينکه من ذکر کنم اثر اقتباسي است وجود نداشته است. مثل اين مي ماند که من جلوي پارکينگ منزلم ننويسم لطفا پارک نکنيد. مشخص است جلوي پارکينگ نبايد خودرو خودتان را پارک کنيد. در واقع اين بي احترامي است به کساني که از اصل اثر خبر نداشته اند. ضمن اينکه در حال حاضر فارغ از همه اين مسائل يکي از نگراني ها اين است که هنرمند ترکيه اي بخواهد شکايت کند. ممکن است در حال حاضر برخي اظهارنظرها شخصي باشد اما نکته اين است که اگر هنرمند ترک شکايت کند به آن رسيدگي مي کنند.
در ادامه از علي شيرازي نظرش درباره اين مساله را اينگونه بيان کرد: اگر هنرمند به اثر هنرمند ترکيه اي ارجاعي مي داد و اين تغييرات را ايجاد مي کرد در آن صورت بسيار جالب مي شد اما به نظر مي رسد الان اين مساله قابل توضيح نباشد مگر اينکه از طريق ديگري وارد توضيح دادن قضيه شويم.
مهنوش مشيري نيز نظر خود را چنين بيان کرد: به همان اندازه کاظم خراساني مورد اتهام قرار گرفته است که اعضاي شوراي هنري با اين سابقه طولاني اين اتهام به سمتشان است. فرش به طور کلي از متن و حاشيه تشکيل شده است. فقط در گبه ها ما حاشيه نداريم که به طور ضمني مرزي که آن گبه را از محيط پيرامون جدا مي کند مي شود حاشيه گبه. اثر شما يک حاشيه دارد و يک متن. از متن اثر شما چهارپايان بيرون مي زنند که اين البته اتفاق عجيب و جديدي نيست. نکته اما اين است که هنرمند ترکيه اي روي يک فرش با هويت شرقي کار کرده و براي شما موتيف هاي گليمي که استفاده کرديد مهم بوده است و اين تفاوت کار شما با آن هنرمند است. اما سوال من اين است اگر يکي از شاگردان شما بيايد عينا اثر شما را بردارد و به جاي چهارپايان درختان اين گبه را جدا کند و بگويد استاد من از اثر شما خوشم آمد و رويش کار کردم شما به او چه جوابي مي دهيد؟
خراساني در پاسخ به مشيري گفت: يکي از روش هاي ايده يابي که من سر کلاس هايم به شاگردانم درس مي دهم تعميم پذيري است. اين اثر من دقيقا کار هنرمند ترکيه اي نيست. من يک چيدمان ارائه دادم و مفهوم اثر برايم اهميت داشت اما اگر کسي عين مفهوم اثر من را ارائه بدهد مي شود کپي.
وي در پاسخ به اينکه پيش از اين کار چيدمان انجام داده بود يا نه، گفت: من ۱۳ سال پيش يک کار چيدمان ارائه دادم اما ۳۰۴ تيراژ از مجسمه هاي من در مشهد و جاهاي ديگر در سطح شهر وجود دارد. ضمن اينکه من ۵۴ مقام در جشنواره هاي گوناگون به دست آورده ام.
سيد نظام امامي فر با طرح اين پرسش که به نظر خودتان ميزان تاثيرپذيريتان از اثر هنرمند ترک چقدر بوده است صحبت هاي خود را پي گرفت.
خودم اثرم را ۵۰ به ۵۰ نسبت به اثر هنرمند ترکيه اي مي بينم
خراساني بيان کرد: با تاکيد بر اينکه براي من فرم مهم بوده است و نمي شود از نظر ظاهري تاثير از ظاهر اثر ديگر را وجب گرفت اما خودم اين تاثير را ۵۰ به ۵۰ مي بينم.
در ادامه نشست بهروز دارش با تبريک به کاظم خراساني و تاکيد بر اين نکته که اين اثر را به هيچ عنوان کپي نمي داند اما به نظر نهايي شوراي هنري احترام مي گذارد اظهار کرد: شما اثر هنرمند ترکيه را برداشته ايد و به جاي ديگري برده ايد. حتي به او نشان داده اي اگر در اثرت يک کاروان مي گذاشتي بهتر بود. تکامل در عرصه هنر به همين معناست. اول کسي يک کاري مي کند و در ادامه هنرمند ديگري آن را تکميل مي کند. مردم بايد تقليد کنند تا بتوانند جلو بروند.
کفشچيان مقدم نيز با تاکيد بر اينکه اين اثر را کپي نمي داند، بيان کرد: مشکل اين است که يک عده براي مصاحبه به شوراي هنري دعوت شدند و ما حتي در بسياري از موارد به هنرمندها کمک کرديم ايده خود را بهتر پياده کنند. در مورد اثر آقاي خراساني متاسفانه اين اتفاق نيفتاد.
يساولي با بيان اينکه اگر بخواهيم خيلي اصولي تر نتيجه بگيريم بايد در واقع هنرمند ترکيه اي هم اينجا مي بود و صحبت هاي او را هم مي شنيديم که البته اين امکان پذير نيست گفت: من در توانايي هاي آقاي خراساني که رزومه خود را گفتند و حتي آثارشان را نشان دادند شکي ندارم و احترام مي گذارم اما در حال حاضر يک بحث اخلاقي نيز مطرح است. ايشان به عنوان يک معلم دارند بحثي را باب مي کنند که به نظر خطرناک مي رسد. دنيا آثار ما را رصد مي کند. شايد تا مرحله انتخاب اثر از آن دفاع کنم اما به عنوان اثري که برگزيده شده نمي توانم از اين اثر دفاعي بکنم.
کفشچيان مقدم در ادامه نشست با اشاره به صحبت هاي خراساني مبني بر اينکه به او اعلام شده بود «بيس» اين اثر آماده است، گفت: اين را بعدها هم آقاي خراساني به من گفت اما من اين پيام را نديده بودم و بعدا ديدم که چنين پيامي در ۱۲ دسامبر به من زده شده است. اما به نظرم بخشي از اين مساله به مسئوليت ما به عنوان شوراي هنري باز مي گردد و نبايد از زير بار آن شانه خالي کنيم. بله ما علم غيب نداشتيم اما اين بد است که ما در جريان هنر معاصر دنيا نباشيم. من شخصا مسئوليت بخشي را که به عهده من است قبول مي کنم.
وي ادامه داد: من از آقاي خراساني مي پرسم وقتي کار مي کند اصالت برايش ساختار است يا ايده و مفهوم. اگر شما ايده گرا هستيد و ساختار برايتان اصالت ندارد بايد با قدرت اين باور را بيان کنيد و بگوييد هنرمند ترکيه اي فرماليستي کار کرده و اثر من ايده گراست. بايد مشخص باشد شما در چه حوزه اي کار مي کنيد. آيا در حوزه سنتي کار خود را مي بينيد يا مدرنيته و يا پسامدرن. چون معيار سنجش اثر شما بر اساس هر کدام از آنها يک جواب متفاوت خواهد داشت. اگر بگوييد خوانش اثر من در فضاي مدرنيته است در آن صورت بحث اصالت ها پيش کشيده مي شود. اگر در حوزه پسامدرن باشد ديگر ساختار کنار مي رود و ايده مطرح مي شود.
کفشچيان مقدم در ادامه با انتقاد از دبيرخانه جشنواره نيز گفت: دبيرخانه از اين منظر که فرصت سرچ آثار را پيش بيني نکرده مقصر است. حداقل مي شد ۱۰ اثر برگزيده را رصد کرد. اما صحبت اصلي من اين است که ما چرا با تاخير نسبت به جريان روز دنيا در حال حرکت هستيم؟ چون مي ترسيم تصميمات قطعي شجاعانه بگيريم. مي ترسيم مانند آقاي دارش با جرات بيان کنيم اين اثر کپي نيست. بايد بحث حقوقي را از بحث هنري جدا کرد وگرنه خطرناک مي شود. اين اثر به گمان من گرچه نشانه هاي ساختاري اش ۸۵ درصد کپي است اما در نهايت اثر کپي محسوب نمي شود اما تبيين اين نظر نياز به ساعت ها بحث تئوريک دارد.
اين اثر به گمان من گرچه نشانه هاي ساختاري اش ۸۵ درصد کپي است اما در نهايت اثر کپي محسوب نمي شود اما تبيين اين نظر نياز به ساعت ها بحث تئوريک دارددارش نيز در ادامه گفت: اثر هنرمند ايراني و هنرمند ترک در ادامه هم هستند. من اين اثر را يک اثر بين رشته اي مي بينم که چيزي به اثر هنرمند ترکيه اي اضافه و يک همکاري ايجاد کرده است. اگر هر اثري با شخص سومي برخورد نکند سوژه «دکارتي» مي شود که تنها به خودش فکر مي کند. من اساسا به اين جشنواره دعوت شدم که چنين نگاه هايي را تشويق کنم. حالا منبع اثر را ابراز نکرده است که به نظر من ايرادي هم ندارد. اما در هر صورتي چه بگوييم اين اثر کپي است يا نه تبعاتي خواهد داشت و اصلا دادن اين نظر بحث سهل و راحتي نيست ولي نهايتا داوري وجود دارد و بايد به نظر نهايي آن احترام گذاشت.
آقايي نيز با بيان اينکه ما در هر دو بيانيه پذيرفتيم ساختار اين دو اثر به هم شباهت دارد، گفت: به نظرم بحث هاي تئوريک در حوزه هنر همپاي اين جشنواره رشد نکرده است. البته من به اين معترض هستم که بايد اثر به کار هنرمند ترکيه اي ارجاع داده مي شد. خود آقاي خراساني به عنوان استاد دانشگاه هيچ مقاله اي را بدون ارجاع نمي پذيرد و هر چه ارجاعات بالاتر باشد آن مقاله اعتبار بيشتري دارد اما اينجا محکمه نيست اما مشخص است در همين جلسه هر کدام از اعضاي شوراي هنري نماينده يک نحله فکري هستند. من ممکن است نظر کسي را قبول نداشته باشم اما حق ندارم به آن نظر احترام نگذارم.
وي ادامه داد: حتي اثبات دوپينگ در يک جدال ورزشي سال ها طول مي کشد تا نظر نهايي اعلام شود و در اين سالها مدال را از کسي پس نمي گيرند. به تازگي بعد از ۱۵ سال مدرک دکتراي يک فرد هندي را ابطال کردند چون مشخص شد سرقت علمي صورت گرفته است. امروز هم ما بيش از دو ساعت بحث کرديم و حتي نکته هاي جديدي مطرح شد. ما اين جلسات را بدون حضور هنرمند در شوراي هنري ادامه مي دهيم و به زودي نتيجه را به افکار عمومي جامعه اعلام مي کنيم.
گرچه در پايان اين نشست نتيجه اي به هنرمند اعلام نشد و مشخص نيست نتيجه نهايي چه زماني و بعد از چند جلسه ديگر و يا پس از پايان همين جلسه با راي گيري اعلام خواهد شد و فارغ از بحث هاي نظري، به نظر مي رسد نفس برگزاري اين نشست براي پاسخ دادن به افکار عمومي و همچنين به امانت گذاشتن طوباي زرين جشنواره از سوي هنرمند خراساني با تصميم خودش از نکات قابل تامل اين نشست بود. ضمن اينکه با رجوع به صحبت هاي هر عضو شواري هنري مي توان برآيند نظر جمع شوراي هنري را تا حدود زيادي حدس زد.
