روايت ليلي گلستان از وضعيت هنر و گالري‌داري در کانون عکس اصفهان

اصفهان: در سلسله نشست‌هاي تخصصي کانون عکس اصفهان با حضور اساتيد برجسته کشور، هفته گذشته اين کانون نشست متفاوت خود را با حضور ليلي گلستان برگزار کرد.

ليلي گلستان در اين نشست که عليرضا ارواحي پژوهش‌گر هنر، مجري‌اش بود، گفت : سال 67 در بحبوحه دوران جنگ گالري گلستان را افتتاح کردم که با نمايش آثاري از سهراب سپهري همراه بود. تا آن زمان کسي نمي‌دانست که سهراب نقاش چيره‌دستي بوده و به همين دليل و به دليل تبليغات گسترده‌اي که در روزنامه‌ها انجام داديم روز افتتاحيه با استقبال بسيار خوبي همراه شد. تا امروز هم 28 سال است که گالري گلستان هر هفته ميزبان آثار هنرمندان مختلف است و البته برنامه اين گالري تا سال 98 تکميل است…!

ليلي گلستان که براي نخستين بار در گالري‌اش اقدام به فروش آثار به صورت اقساط کرده در اين باره توضيح داد: زماني که به اين کار اقدام کردم از سوي هنرمندان سرشناس مختلفي مورد انتقاد واقع شدم و حتي گالري‌دارهاي بسياري هم مرا به تنزل ارزش هنر و هنرمند متهم کردند، اما من بر عقيده خودم اصرار داشتم و دارم که هنر نبايد تنها در دسترس افراد مرفه و پولدار باشد. اثر هنري بايد به خانه مردم عادي و معمولي راه پيدا کند، تا بتوان هنر را اشاعه داد و آن را به رسالت‌اش نزديک کرد. من در گالري‌ام آثار هنري را به صورت اقساط فروخته‌ام و نتايج خيلي خوبي هم از اين کارم به چشم ديده‌ام.

آنچه همواره توانسته اعتراض قشر هنرمند را به همراه داشته باشد، بي‌مهري‌هايي است که گاه از سوي مسئولين و مديراني صورت مي‌گيرد که خود از درک عمق و اهميت هنر بي‌بهره بوده، اما بر مسند و جايگاه اداره امور آنها قرار گرفته‌اند. ليلي گلستان که به دليل فعاليت مستمر و جدي‌اش در عرصه هنر همواره با مسئولين در تعامل بوده در اين باره گفت: در سال‌هاي فعاليتم در کشور دوران و تجربه‌هاي متفاوتي را در اين زمينه از سر گذرانده‌ام. دوراني بوده که بسيار بر ما سخت و دشوار گذشته و فقط ناچار به تحمل بوده‌ايم تا آن دوران سپري شود. مثلا در دولت‌هاي نهم و دهم شرايط و نوع برخوردها بسيار نامناسب بود و اين عرصه را بر ما تنگ مي‌کرد، اما در دولت يازدهم برخوردها شکل منطقي‌تر و بهتري به خود گرفت و فضا قدري بازتر شد.

گلستان در ادامه افزود: چندسال پيش بود که ما تصميم گرفتيم نمايشگاه "هفت نگاه" را که هر سال در آبان‌ماه با مشارکت هفت گالري معروف و صاحب نام در تهران برگزار مي‌کنيم را به اصفهان بياوريم. موزه هنرهاي معاصر اصفهان با ما نهايت همکاري را کرد و کل فضاي زيباي اين موزه را در اختيار ما قرار داد. نمايشگاه دو هفته در اصفهان برگزار شد و جالب است بدانيد که در کل اين دو هفته حتي يک اثر هنري هم در اين گالري در اصفهان به فروش نرفت! هرچند جمعيت زيادي هر روز در گالري حضور داشتند و بخصوص دانشجويان رشته‌هاي هنري از صبح در آنجا حاضر بودند، اما در بحث خريد آثار متاسفانه اتفاقي رخ نداد.

اين هنرمند نقش گالري‌داران را در ترويج درک و خريد آثار هنري در يک گالري بسيار موثر دانست و گفت: من نمي‌دانم چرا مردم اصفهان علاقه‌اي به خريد آثار هنري ندارند، اما شايد بتوان دلايل مختلفي براي اين مسئله پيدا کرد. مثلا بايد پرسيد گالري‌داران اصفهان چقدر نسبت به کاري که در حال انجامش هستند اشراف دارند؟ چقدر تاريخ هنر مي‌دانند و خودشان مي‌توانند فرق ميان اثر هنري خوب و بد را بدانند؟

لازم به توضيح است که نزديک به 200 سال پيش نيسفور نيپس توانست نخستين تصوير تثبيت‌شده دائمي را توليد کند. نخستين کادر به جاي مانده از او به ۴ سال بعد از اين تاريخ مربوط مي‌شود. نيپس بعدها با يک عکاس جوان‌تر به نام لوئي ژاک ماندداگر که طراح دوربين عکاسي پيشرفته‌تري بود به همکاري پرداخت. اما پيدايش عکاسي و رواج روش‌هاي گوناگون اين فن در کشور ما در کمتر از سه، چهار سال از اعلام موجوديت عکاسي در جهان رخ داده‌است. نخستين دستگاه‌هاي عکاسي به روش داگرئوتيپ، به درخواست محمدشاه قاجار از کشورهاي روسيه و انگليس به دربار ايران وارد شد. دستگاه‌هاي عکس‌برداري روسيه که هديه امپراتور بود، زودتر رسيد و نيکلاي پاولوف ديپلمات جوان روس که به اين منظور تعليم عکاسي ديده بود، اين دستگاه‌ها را به تهران آورد و در اواسط دسامبر ۱۸۴۲ م مطابق پايان آذر ۱۲۲۱ ه‍. ش نخستين عکس‌برداري در ايران را انجام داد.

البته  در اصفهان و نزديک به 120 سال‌پيش ارنست هولتسر معماري و مردم اين شهر را به تصوير درآورد. محور بودن صادرات صنايع‌دستي اين شهر به‌خصوص در طي صد سال‌ گذشته باعث ورود انواع محصولات تاريکخانه، شيشه، کاغذهاي چاپ و… از روسيه، آلمان  و ديگر کشورها مي‌شود. پس از دوران ناصري و از زمان پهلوي اول عکاسي جنبه مردمي‌تري به خود گرفت. به‌مرور زمان عکاسي از حضور و ديده شدن مرفهين به ميان مردم عادي مي‌آيد. خيابان قديمي چهارباغ جايگاه ويژه عکاسان اين شهر مي‌شود. شهره عکاس‌خانه‌هاي اصفهان و به کار بردن تکنيک‌هاي علمي و تجربي آن پس از تبريز و تهران فراگير مي‌شود. از مشروطه، جنگ‌دوم جهاني، کودتاي 28 مرداد، کارخانه‌هاي ريسندگي و بافندگي، هنرمندان و صنايع‌دستي تا انقلاب 57 و جنگ تحميلي همه و همه در اين دويست سال تأثيرات بسياري بر تاريخ عکس و عکاسي اين شهر گذاشته است.

حال و  نزديک به يک دهه پيش چند جوان فعال در زمينه عکاسي به دنبال مکاني بودند تا بتوانند ايده‌ها، نظرات و از همه مهم‌تر عکس‌هاي خود را به اشتراک بگذارند؛ و در اين دنياي مدرن و ماشيني توانستند کانون عکاسان اصفهان را به ثبت برسانند؛ و شايد خودشان هم تصور نمي‌کردند که اين کانون تا به امروز بيش از 800 عضو را در دل خود جاي بدهد و البته اعضاي اين کانون توانسته‌اند افتخارات بسياري را در سطح ايران و جهان داشته باشند. اعضاي اين کانون در انتخابات آزادانه امسال خود به پريسا فهامي به عنوان رئيس راي دادند.

از اهداف اصلي اين کانون مي‌توان به موارد زير اشاره داشت؛

برنامه‌هاي روتين هفتگي کانون که هر سه‌شنبه برگزار مي‌شود.

برگزاري کارگاه‌هاي آموزشي و علمي مختلف

دعوت از اساتيد مطرح هنر عکاسي کشور

برگزاري نمايشگاه‌هاي فصلي و ساليانه از برترين عکس‌هاي سال اعضاي کانون

توليد مجله فصلي و همچنين کتاب ساليانه کانون

تبادل و همفکري با ديگر کانون‌ها و انجمن‌هاي عکاسي در داخل و خارج کشور

پیمایش به بالا