نشست «بررسي نويافتههاي هنر مانوي در چين و ژاپن» با هدف شناخت عميقتر ميراث تاريخي و تمدني فرهنگ و هنر شرق، با حضور دکتر محمد شکري فومشي و سونيا ميرزايي به برگزار شد.
به گزارش گالري آنلاين به نقل از روابط عمومي پژوهشکدة هنر فرهنگستان هنر، در اين نشست پژوهشي که شنبه 16 بهمن در تالار همايشهاي اين مجموعه برگزار شد، ابتدا نسرين دستان، مديرگروه هنر شرق پژوهشکدة هنر، با تببين اهداف اين گروه در فراهم ساختن امکان شناخت بيشتر و عميقتر با مباني و مولفههاي اين ميراث هنري و دستاوردهاي آن، نشستهاي برگزار شده توسط اين پژوهشكده را گامي در جهت تحقق اين هدف عمده دانست و با بيان مقدمهاي از قلمرو تفکر و تعليمات ماني و جغرافياي فکري مانويت و گسترش دامنه آن تا مرزهاي شرقي و چين، به منشاء و خاستگاه ايراني اين « انديشه» و «آئين» و اشاعه هنر آن در آن سرزمين با همين ريشه ايراني، پيشروي آن تا ترکستان شرقي و چين و شناخته شدن آن به عنوان يکي از اديان رسمي ترکان اويغور در قرن 8 ميلادي اشاره کرد و گفت: اين منطقه يعني ترکستان در شرق چين و شرقيترين نقطه چين، به عنوان مرز فرهنگي و کانون تبادلات و تعاملات فرهنگي و هنري آن روزگار به شمار ميرفته است.
اديان مختلف، با توجه به همزيستي در يک نقطه و هم زمان با هم، و تعامل و تبادل و داد و ستدي که بين آنها صورت ميگرفت، بر يکديگر تأثير داشتند؛ و ما تقريباً در هيچ کجاي جهان آن روزگار، نظير و مشابهي برايش نمييابيم. وي با ذکر ويژگيهاي منطقه «تورفان» و گنجينه عظيمي که از فرهنگ، جهانشناسي ، طريقت و هنر مانويت در آن نقطه يافت شده است اظهار داشت: تا کنون بخش مهمي از اسناد اين گنجينه بزرگ و پنهان به همه جاي جهان از جمله آلمان، فرانسه، روسيه و ژاپن انتقال يافته است و در موزهها و کتابخانه هاي اروپاي نگهداري ميشود.
سپس دکتر محمد شکري فومشي و سونيا ميرزايي به ترتيب به ايراد سخنراني در باره «نويافته هاي هنر مانوي در چين و ژاپن» پرداختند.
محمد شکري فومشي، مدرس و عضو هيات علمي دانشگاه اديان و مذاهب، متخصص و صاحبنظر مطالعات مانوي، ايرانشناس با گرايش تاريخ و ادبيات ايران، دانش آموخته دانشگاه برلين و عضو انجمن بينالمللي مطالعات مانوي که تأليفات متعددي از مقاله و کتاب در اين حوزه دارد، نخستين سخنران اين نشست بود که سخنراني خود را با شرحي از ناشناخته بودن اين حوزه مطالعاتي در کشورمان آغاز کرد.
وي با بيان اينکه در طول سال در ايران، تنها پنج يا شش مقاله تخصصي در اين حوزه منتشر ميشود، افزود: ما گمان ميکنيم همه آن ميراث که از مانويت داريم تنها و تنها منحصر به همان اسنادي است که در آستانه قرن بيستم در منطقه تورفان کشف شده بود.
اين پژوهشگر در ادامه به ذکر سابقهاي از کشف متون تورفاني در آغاز قرن 20 توسط يک هيات اکتشافي از آلمان که توسط ويلهلم به آن منطقه اعزام شده بود پرداخت و افزود: اين اکتشافات در سه مرحله صورت گرفت و در مرحله نخست، اين گروه موفق به يافتن چهل هزار برگ سند شد که از اين ميان، يافتههاي هنري منحصر به همان تصويرها و ديوارنگارهها بوده است.
دکتر شکري سپس با اشاره به چاپ مستندات و مدارک هنري در کتابهاي دو باستانشناس آلماني(مولر و لوکوک)، خاطرنشان کرد: بعد از اين دو نفر، هانس يوآخيم کليم کايت کتاب « هنر مانوي» را منتشر کرد که اين کتاب در ايران توسط دکتر اسماعيلپور ترجمه شده است. اشکال عمده کار او اين است که همچون دو نفر قبلي تخصص هنري نداشت و زبانشناس بود نه هنرمند. تفسيرهايي هم در اين کتاب با استفاده از متون مانوي نوشت اما بايد دانست که بدون آگاهيهاي مردمشناسي، زبانشناسي و اسطورهشناسي امکان شناخت درست و کاملي از اين تصويرها فراهم نخواهد شد. و سرانجام آخرين چهره شاخص که در اين حوزه دست به پژوهش زده خانم سوزانو بولاچي است که در حال حاضر بزرگترين متخصص هنر مانوي در دنياست و متخصص شناخته شده و مطرحي هم سراغ نداريم.
اين صاحبنظر مانوي پژوه در ادامه سخن خود با بيان تاثير انديشهها و تعاليم مانوي در دوره خوارزمشاهيان در ايران، سيري از تکوين مانويت در افق تاريخي از ماجراي مهاجرت و اقامت مانويان در طول قرنها در ترکستان از قرن چهارم ميلادي در دوره ساساني ( سلطنت شاپور اول ) و تعامل پادشاه تخارستان با دربار چين در قرن ششم به تشريح يافتههاي تازه در معبد مانوي و اسناد، تصاوير و کتيبههاي بسيار توسط گروه پژوهشگران ژاپني و نيز چگونگي يافته شدن اين معبد و راهبان مانوي که شباهتي تمام به راهبان بودايي و دائويي داشتند پرداخت.
در ادامه جلسه سونيا ميرزايي، مبحث يافتههاي جديد هنر مانوي را با اشاره به جزئيات تصاوير، نگاره ها و مستندات براي حاضران جستارگشايي کرد.
اين کارشناس هنري در آغاز سخن خود به تقسيمبندي آثار و مواريث به جامانده از هنر مانوي در 4 دسته ترسيمي (شامل: نقاشي روي ديوار و نقوش ابريشم که ابريشم نگارهها و پردههاي ابريشم)، آثار هنرها و صناعتهاي دستي (شامل: تنديسها و نقش برجستهها)، آثار معماري (شامل: آرامگاه ها و معابد) و آثار مکتوب (شامل: کتيبه ها و دست نوشتههاي نظم و نثر) پرداخت.
وي در ادامه به ترکيب و اختلاط عناصر مانوي با بودايي، مسيحي و زرتشتي در طول تاريخ با ارائه تصاوير پرداخت که با توضيحاني از جانب دکتر شکري همراه بود. وي در اين قسمت، مطالبي در خصوص اصول و مباني اعتقادي و معرفت شناختي مانويت، چگونگي و ساز و کار کشف اصالت مانوي اين آثار بر اساس الگوها و مولفههاي نمادشناسي، نشانهشناسي، کيهانشناسي و عناصر فکري مانويت و همچنين متون مانوي يافت شده از فوجيان و پردههاي کيهان نگاره و طومارنگارههاي کيهاني چيني مانوي ارائه کرد و سخن خود را با اشاره به ضرورت گونهشناسي ميراث مانويت به پايان برد. در پايان، پرسش و پاسخ با مشارکت حاضران اين نشست برگزار شد.
