بهنقل از روابطعمومي پژوهشگاه ميراثفرهنگي و گردشگري، فرهاد زارعي کردشولي روز گذشته 25 بهمن با بيان اين مطلب گفت: "از اين آثار ميتوان به دو معدن سنگهاي آهکي تراورتن سفيد در کوه الماسبُري تنب کرم و معادن سنگهاي ماسه سنگي موسوم به ابوالوردي اشاره کرد."
بهگفته اين باستانشناس، اگرچه معدن الماسبري را در گذشته را باستانشناساني که در حوزه پاسارگاد و تختجمشيد کار ميکردند شناسايي کرده بودند، ولي از نحوه و چگونگي برداشت اين سنگها گزارشي منتشر نشده بود.
او با اشاره به وسعت بيش از 6 کيلومترمربع معدن الماسبري گفت: "اين معدن مهمترين و بزرگترين معدن هخامنشي مربوط به پاسارگاد است که از بيش از چهل قسمت آن سنگ برداشت شده است."
زارعي کردشولي درباره سيستم برداشت سنگ از معادن نيز گفت: "پس از انتخاب محل بُرش و براساس ابعاد بلوک موردنياز، حجاران اقدام به جداسازي بلوکها با انواع تيشه و قلم ميکردند و در مرحله بعد بلوکها را که بهصورت قلمهستونهاي نيمهتراش و مکعبيشکل 2 تا50تُني بودند از صخرهها جدا ميکردند و در درههاي ريگزار مانند معدن به دامنه کوه انتقال ميدادند."
اين باستانشناس در ادامه گفت: "در مرحله بعدي بلوکها را سوار بر ارابههاي بزرگ ميکردند و با چهارپاياني مانند گاو، پس از گذار از تنگههاي بلاغي و سعادتشهر، به پاسارگاد انتقال ميدادند و کار ميگذاشتند. سپس بلوکها يا قلمهستونها را با انواع تيشهها (از زبرهتراش تا بسيار ظريف) صاف ميکردند و در پايان بهوسيله ليف درخت خرما يا پوست کوسه صيقل ميدادند."
زارعي کردشولي در ادامه به معدن ابوالوردي اشاره کرد و گفت: "اين معدن بهتازگي شناسايي شده و از سنگهاي استخراجشده آن در پر کردن فضاي داخلي ديواره صفه تُلتخت و زيرسازي کاخها و آبنماهاي باغشاهي استفاده کردهاند."
تلاش براي شناسايي معدن
او از ديگر سنگهاي مورداستفاده در بناهاي مجموعه پاسارگاد، به "سنگ سياه" اشاره کرد و افزود: "گروه بررسي اميدوار است در حوزه فرهنگي همين شهرستان، معدن آن را شناسايي کند."
او خاطرنشان کرد: "رگههايي از سنگهاي سياه، در بخش جنوب شرقي شهرستان (منطقه دهستان سرپنيران) شناسايي شده که از نظر نوع و جنس سنگ با سنگ سياه مجموعه قرابت نزديکي دارد."
سرپرست هيئت بررسي شهرستان پاسارگاد با بيان اينکه کشاورزي يکي از زير ساختهاي حکومت دوره هخامنشي را تشکيل ميداد، گفت: "هخامنشيان اقدام به ساخت کانال، جوي و سدهايي در دشت پاسارگاد و نواحي همجوار آن ميکردند و به کشت و زراعت و باغداري ميپرداختند."
او ازجمله اين آثار، به کانالهاي هخامنشي "جوي دختر" اشاره کرد و گفت: "هخامنشيان از بالادست رود پلوار، ترعهاي (کانالي) جدا کرده، آب را با استفاده از شيب طبيعي زمين (شيب در پاسارگاد از شمال به جنوب است) در دامنه تپه ماهوريهاي شرق پاسارگاد، به پشت سد هخامنشي سرپنيران، انتقال ميدادند."
بهگفته اين باستانشناس، آب در فصول پُربارش سال ذخيره، و در فصول زراعي و کشاورزي آزاد ميشد و پس از گذر از کانالهاي دستساز تنگ سعادتشهر به اراضي مرغوب شرق دشت سعادتشهر (بالغ بر 10هزار هکتار) ميرسيد.
زارعي کردشولي در ادامه افزود: "هخامنشيان در تنگه تاريخي بلاغي نيز اقدام به حفر کانالهاي دستکند منحصربهفرد بهصورت منقطع در دو طرف شرق و غرب رود پلوار بهطول 5/5 کيلومتر کرده بودند و آب را به اراضي کشاورزي تنگه و بخش غربي دشت سعادتشهر انتقال ميدادند."
کانالهاي منحصربهفرد دوران هخامنشيان
او با اشاره به اينکه اين کانالها در اصلاح باستانشناسي و محاوره بهنام دختربُر يا راه شاهي معروفاند، گفت: "اين کانالها کاملاً منحصربهفردند و هخامنشيان با استفاده از دانش بالايي که در زمينه مديريت آب و کندهکاري در صخرهها داشتند چنين آثار بيبديلي خلق ميکردند."
او افزود: "هخامنشيان با اين کانالها آب را از بالادست رودخانه به محوطههاي استقراري هخامنشي تنگ بلاغي و اراضي مرغوب تنگه و احتمالاً اراضي مرغوب بخش غربي دشت سعادتشهر ميرساندند."
بهگفته اين باستانشناس، بعد از افول هخامنشيان و از دست رفتن کارايي انتقال آب اين کانالها، از بخشهايي از آن بهعنوان ايلراه عشايري ايلات فارس استفاده ميشد.
اين باستانشناس، دوره ساساني را يکي از دورههاي مهم تاريخي دانست و افزود: "خاستگاه اصلي سلسله ساساني استان فارس است که بيش از420 سال بر ايران و انيران (نواحي متصرفي که طي جنگها ضميمه ايران ميشدند) حکومت کردند."
او گفت: "شهرستان پاسارگاد و بخش مرغاب از مناطق بسيار مهم در دوره ساساني هستند که بهلحاظ جغرافيايي، همجوار آثار مهم اين دوره نظير نقشبرجستههاي ساساني، نقش رستم و نقش رجب (که روي هم داراي 10 نقش برجستهاند) و شهر استخر بوده و وجود دشتهاي حاصلخيز مرغوب و رودخانه پلوار باعث توجه ويژه ساسانيان به اين منطقه شده است."
او خاطرنشان کرد: "علاوهبر محوطههاي استقراري مهم، آثاري نظير انواع استودان (گور ساساني) مکعبيشکل و گِرد شناسايي شد که دو نمونه از آنها کتيبه سنگ مزار دارند."
شناسايي 50 محوطه صنعتي
او از ديگر آثار دوره ساساني به کارگاههاي توليد مواد غذايي (شيره انگور) و کارگاههاي ذوب فلز اشاره کرد و گفت: "بيش از 50 محوطه استقراري از اين نوع محوطههاي صنعتي شناسايي شده است."
زارعي با بيان اينکه از دوره اسلامي نيز آثار بيبديلي در دشتهاي شهرستان و نواحي همجوار آن شناسايي شده گفت: "بيشتر آثار اسلامي شناساييشده مربوط به اوايل اسلام بودند."
او همچنين از شناسايي تعدادي محوطه استقراري با سفال شاخص شهر استخر با نقش قالبزده يا استامپي (قرن اول تا چهارم هجري) خبر داد.
اين باستانشناس افزود: "از قرون متأخر اسلامي (از قرون نهم هجري تا چهارده هجري) آثاري نظير بقاع متبرکه و قبرستانهايي با سنگقبرهاي نفيس (دوره صفوي)، تعدادي پايه پل بر روي پلوار (حداقل چهار پل)، سه آسياب و همچنين کاروانسرا شناسايي شدهاند."
بهگفته سرپرست هيئت برنامه بررسي و شناسايي باستانشناختي شهرستان پاسارگاد، پيشبيني ميشود بررسي باستانشناختي شهرستان پاسارگاد و بخش مشهد مرغاب بهلحاظ وجود مناطق صعبالعبور و کوهستاني تا پايان سال جاري و بهار سال 1396 ادامه يابد.
او افزود: "بعد از اتمام بررسي پيمايشي و ثبت و ضبط اطلاعات در فرمهاي استاندارد پژوهشکده باستانشناسي کشور، اطلاعات در نرمافزار GIS گنجانده خواهد شد."
منبع:هنرآنلاين
