14 ژوئيه سالروز تولد نقاش نمادگراي اتريشي گوستاو کليمت

گوستاو کليمت (زاده: ۱۴ ژوئيه ۱۸۶۲ – درگذشت: ۶ فوريه ۱۹۱۸) يک نقاش نمادگراي اتريشي و يکي از برجسته‌ترين اعضاي آرت نوو وين (Vienna Secession) بود. کارهاي برتر او عبارتند از نقاشي، نقاشي‌هاي ديوارنما، انگاره و کارهاي هنري ديگر که بسياري از آن‌ها در نگارخانه Vienna Secession نمايش داده مي‌شوند. موضوع و سبک اصلي نقاشي‌هاي کليمت زنان بود.

محبوبيت و افزايش قيمت تابلوهاي گوستاو کليمت در حراجي‌ها از سده بيستم ميلادي آغاز شد.

کليمت طراحي زبردست بود. از او بيش از سه هزار طراحي باقي مانده، که از نگاه دقيق و دست پرقدرت او خبر مي‌دهند. قلم جسور و چابک او در رسم پيکرها و حالت‌هاي انساني، به ويژه زنان برهنه، به گروهي از هنرمندان جوان‌تر مانند اگون شيله درس بسيار داد.

کليمت طراحي زبردست بود. از او بيش از سه هزار طراحي باقي مانده، که از نگاه دقيق و دست پرقدرت او خبر مي‌دهند. قلم جسور و چابک او در رسم پيکرها و حالت‌هاي انساني، به ويژه زنان برهنه، به گروهي از هنرمندان جوان‌تر مانند اگون شيله درس بسيار داد. کليمت با رشته‌اي از طرح‌ها به عنوان "استعاره" نام‌آور شد که بسياري از آن‌ها "سياه مشق" براي کارهاي بزرگتر و تابلوهاي رنگي او هستند. اين آثار او معمولاً زمينه‌اي يا مرجعي دراماتيک دارند، در اساطير باستاني يا قهرمانان تراژيک، مانند سالومه، يوديت، دانائه و آتنه. کليمت با صحنه نمايشي دوران خود پيوند نزديک داشت. در بسياري از اين کارها او به سمبوليسم گرايش دارد که از گرايش‌هاي اصلي در هنر روزگار بود. او تلاش مي‌کند بسان شاعري پراحساس، مفاهيم کلي و انتزاعي مانند زندگي، مرگ، فلسفه، موسيقي، شهوت و حسادت را با خطوط و اشکال ظريف و نمادين مجسم کند.

در سري طرح‌ها و تابلوي رنگين "اميد" زني باردار است که به شکم برآمده خود خيره شده است. با وجود چيره‌دستي کليمت در طراحي، او در تابلوهاي رنگين از بازنمايي دقيق دنياي واقعي دوري مي‌کند. پيکرهاي انساني او همراه با موج خط‌ها و رقص فرمها شکل عوض مي‌کنند. کليمت هميشه جاي موتيف "طبيعي" را با طرح‌هايي ريز و فشرده پر مي‌کند، به گونه‌اي که بافت اصلي فيگورها و پيرامون آن‌ها از روح و حرکت سرشار باشد.

کليمت اين آزادي را به بيننده مي‌دهد که کار را به شيوه خود ببيند و با حس و حال خود بسنجد و تفسير کند. در هنر او چيزي پنهان با معنايي شگرف بيابد که قابل بيان نيست؛ يا تنها نگاه کند و چشم را در زواياي خط‌ها و طرح‌ها و رنگ‌ها گردش دهد و از هماهنگي آنها لذت ببرد. کليمت براي هر ديد و سليقه چيزي دارد و نزديک شدن به هنر او به کارشناس و متخصص نياز ندارد.

نقاشي‌هاي زرنگار

بيشترين شهرت کليمت با کارهايي است که به "دوره طلايي" معروف هستند و کمابيش در دوره بلوغ هنري او، در حوالي ۴۰ سالگي، خلق شده‌اند. پدر کليمت گراورسازي باذوق بود و با طلا کار مي‌کرد. مي‌توان گفت که او عشق به طلا را از پدر به ارث برده بود، اما آشنايي او با کاشي‌ها و نگاره‌هاي بيزانسي نيز بي‌ترديد در علاقه او به نقوش زرين مۆثر بود.

از شمايل‌نگاري و نقش قديسان که بگذريم، زرنگاري يا استفاده از آب طلا ابداعي است که در هنر مدرن با کارهاي کليمت مشخص مي‌شود. کليمت شمايل بيزانسي را با دستمايه‌هاي زميني آشتي داد. در کارهاي او معمولاً زنان زيبا و برهنه و دلفريب به جاي قديسان قرار گرفته‌اند. او شايد به پيروي از سنت پدر، هر پيکره را به سان يک "تکه جواهر" نشان داد. شايد معروفترين اين کارها تابلوي بوسه باشد. در اين تابلو همه چيز برگرد يک بوسه عاشقانه شکل گرفته است. مرد و زن در فضايي زرنگار و اثيري در برابر هم زانو زده‌اند. مرد هم بر زن مسلط است و هم با بازواني قوي او را در پناه گرفته است. روپوش مرد از نقش‌هاي گوشه‌دار و "سخت" است، درحاليکه جامه زن از نقش‌هاي مدور و "نرم" پوشيده شده‌است. فضاي تابلو يکسره لخت و مجرد است و هيچ چيز از شرايط و موقعيت زن و مرد را روشن نمي‌کند. آن‌ها تنها دو انسان عادي هستند که با دو اندام متفاوت در هم فرو رفته‌اند و مي‌توانند به هر زمانه و فرهنگي متعلق باشند. منتقدي اين موقعيت را "تصوير بشريت" لقب داده است. در دوره پاياني زندگي کليمت، افسون سرد و عبوس اکسپرسيونيسم فضا را پر کرده بود، اما کليمت بيشتر به ستايش لذت زندگي، کامراني از عشق و نوشخواري گرايش داشت.

طبع سرزنده و زيباپسند او را بهتر از هر جا در چشم‌اندازهاي طبيعت و پرتره‌هاي زنانه او ديده مي‌شود که در دهه آخر زندگي، از حوالي ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۸ با کمالي خيره‌کننده به روي بوم آورده است. در اين آثار کليمت به سبکي آرام و موزون دست يافته که مي‌توان آن را مثل ترنم موسيقي حس کرد. اما گاه در اين ترنم لطيف و نوازشگر، حس و حال زمانه پرآشوب محسوس است، حتي در تابلوهاي تغزلي مانند بوسه يا "هماغوشي"، اضطرابي پنهان حس مي‌شود که به زوج عاشق نهيب مي‌زند که هرگز به اين لحظه بيکران پايان ندهند. اگر به پشت بنگرند مصيبتي بزرگ در انتظار آن‌هاست

پیمایش به بالا