ساعتي در ميدان بهارستان و مرور خاطره‌ها

يکي از مهمترين و قديمي‌ترين ميدان‌هاي شهر است، ميداني که ناظر رخدادها و اتفاق‌هاي کوچک و بزرگ در طول تاريخ بوده‌است، کساني که ساکن تهران هستند حداقل يکبار گذرشان به ميدان بهارستان افتاده است. ساختمان‌هاي قديمي و عمارت‌هاي تاريخي که چشم‌ها را به خود خيره مي‌کند و امکان دسترسي به نقاط مختلف شهر يکي از ويژگي‌هاي اين ميدان به شمار مي‌آيد، اگرچه در برخي از ساعت‌ها، به دليل نزديکي به بازار ترافيک زيادي در اين منطقه وجود دارد اما اغلب به عنوان مرکز خريد کالاهاي مختلف مثل کارت عروسي، کيف و کفش و لباس شناخته مي‌شود. در اين گزارش گذري کوتاه داريم به ميدان بهارستان، يکي از خاطره انگيزترين ميدان‌هاي تهران.

نگارستاني که بهارستان شد
ميدان بهارستان تا اواخر دوره سلطنت رضاشاه ميدان نگارستان ناميده مي‌شد که از نام باغ و کاخ نگارستان گرفته‌شده‌بود. مجموعه نگارستان در شمال ميدان قرار داشت و به‌دستور فتحعلي شاه قاجار به عنوان خانه تابستاني پادشاه در خارج از شهر تهران آن روز ساخته شد.
دليل اصلي اهميت ميدان بهارستان، ساختمان مجلس شوراي ملي از دوره مشروطه و مجلس شوراي اسلامي است، علاوه بر آن ساختمان مهم ديگري مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم در ضلع شمال غربي ميدان قرار دارد. کتابخانه مجلس هم که از جمله مراکز غني کتاب به شمار مي‌رود در اين ميدان قرار دارد و مدرسه عالي شهيد مطهري هم در اين ميدان واقع شده‌است. در کنار همه اينها بورس خريد انواع کالاها را هم مي‌توان در بخش‌هاي مختلف اين ميدان يافت، در بخش شمال غربي بهارستان، بورس فروش ساز قرار دارد، البته به آن بورس انواع آلبوم و کارت دعوت تا قلم و کاغذ و سررسيد‌ را هم بايد اضافه کرد و دو پاساژ با انواع و اقسام کيف و کفش که مشتريان خاص خود را دارند. اين ميدان از جنوب به محله سرچشمه و پس از آن چهار راه سيروس و ميدان شوش، از شمال به محله فخرآباد و سپس پل چوبي، از غرب به باغ سپهسالار و از شرق به خيابان شهدا محدود است.
جايي براي تعاملات اجتماعي
به سراغ مهرداد مال عزيزي طراح و معمار شهري، مي‌رويم، او درباره نقش ميدان‌ها در کلان شهرها، مي‌گويد: «اهميت ميدان‌ها علاوه بر ايجاد دسترسي براي مردم به حدي بالا است که مردم همه با هم در آن نقطه تعامل ايجاد مي‌کنند، در کل مي‌توان گفت ميدان‌ها، اهميت تعادلي و ايجاد دسترسي براي مردم دارند.»
او ادامه داد: «ميدان بر ضرورت تعاملات اجتماعي، در نقطه‌اي از روستا و شهر رخ مي‌دهد، امروزه کمر ميداني را مي‌توان يافت که که بارگذاري تعاملات اجتماعي به صورت پررنگ در آن رخ دهد، در اين ميان ميدان بهارستان به عنوان ترازو و کفه تعاملات اجتماعي بيشتر از يک فلکه موجب دسترسي شهري است و فرصتي است تا به آن اهميت داده شود و اين موضوع فرصت مغتنمي است که نبايد به تهديد و نقطه ضعف تبديل شود.»
مال عزيزي با بيان اينکه ميدان بهارستان را بايد نجات داد، يادآور شد: «به نظر من بايد بهارستان را قبل از اينکه به يک فلکه تبديل شود، نجات دارد، بايد با تکيه به تاريخچه‌اي که در آن وجود دارد، نوعي پاتوق شهري در آن ايجاد کرد. ساختمان مجلس، کتابخانه مجلس و باغ نگارستان از پربارترين و قديمي‌ترين بناهاي معماري در تهران به شمار مي‌آيند که يادگاري معمار سه نسل ايراني از قاجار تا پهلاو و دوره معاصر را در بر مي‌گيرد و نقاط مختلف اين ميدان در بارگذاري و روند تکميل تاريخ ايران بسيار سنگين است.»
اين کارشناس حوزه شهري در بخش ديگر سخنان خود به اهميت ميدان بهارستان اشاره‌کرد و گفت: «اين ميدان ورودي و پاتوق فعاليت‌هاي شهري در مقياس کشور است و طراحي آن بايد بازنگري شود و اين کار نياز به تعمق دارد، چون دو رويکرد اساسي بايد براي طراحي ميدان در نظر گيرد؛ نخست خوانايي طراحي و دوم اسطوره‌اي بودن طراحي، در ادامه نتيجه کار هدف ما را بارگذاري مي‌کند.»
او در اين زمينه توضيح داد: «خوانايي يعني اين ميدان از حيث سناريو، مفاهيم و مصالح بايد کاملا شفاف و ساده انگاري شود، آنچه در ميدان است تلفيقي از توده‌هاي مختلف است، در نرده‌ها و کف تنوع زيادي در طراحي ميدان است و اين موضوع اساسا ويژگي خوانايي ميدان را به شدت تضعيف مي‌کند، تنوع در مصالح و مواد سبب مي‌شود معماري خوانايي نداشته باشد و يکدست نباشد. طرح‌هاي اوليه مربوط به دهه 30 بود، به عنوان مثال قبلا يک حوض 10 متري وجود داشت که ماشين ها دور آن پارک مي‌کردند اما اين حوض کم کم تبديل به چمن شد.»
مال عزيزي با بيان اينکه بايد تلاش کرده زنده‌سازي تاريخ در اين ميدان شکل گيرد، افزود: « به نظرم بايد تنوع سه دوره معماري و رخدادهاي تاريخي و کل کارکردها در ميدان وجود داشته باشد، در ورودي بازار قديم راسته کاغذفروشي، يا پاساژ کيف و کفش فروشي تنوع کارکردي و معماري اين فرصت را مي‌دهد که آنچه در وسط ميدان رخ مي‌دهد از خوانايي بيش از حدي برخوردار باشد، همچنين توده‌هاي فضاي سبز طرح کاشت و الگو دارد.»
او همچنين درباره لزوم وجود طرح اسطوره‌اي در اين ميدان، عنوان‌کرد: «بايد زمينه‌اي ايجاد شود که به سبب رخدادهاي سياسي و تاريخي که در اين ميدان رخ داده داده، طراحي‌ها نماد و اسطوره آن اتفاقات باشد، به عنوان مثال در ميدان نقش جهان اصفهان طراحي به گونه‌اي است که که سر ميدان يک اتفاق و ته آن يک اتفاق ديگر رخ داده و وسط، ساده انگاري شده‌است تا مصالح کف ميدان، بيننده را منحرف نکند، منظور اين است که رخدادها را ساده‌انگاري کرده و به محيط بياوريم.»
به گفته وي، ما در اين ميدان سرديس شهيد مدرس را داريم، در حالي که جاي آن، در بهارستان نيست، سرديس نشانه يک پاتوق شهري است و وقتي به ميدان بهارستان ارجاع مي‌دهيم و بايد يک اتفاق شهري رخ دهد. يعني عناصر در حد و مقياس فضاي شهري باشد، پيشنهاد مي‌کنم در اين ميدان با وضعيت موجود درخت‌ها بايد جابجا شود و طرح ميدان ساده‌انگاري شود. استفاده از المان‌هاي شهري مثل آبنما، فضاي سنگ و سنگفرش کاهش پيدا کند، نرده و آبنما و جداول دور ميدان حذف شود، اين ميدان زمانيي خوانا مي‌شود که جدول‌هاي ارتباطي را هموار کنيم.»
شاهدهاي بي زبان
در روزگاري، دور ميدان، باغ بزرگ سردار و نظاميه و نگارستان بود که هنوز هم زيبايي و سرسبزي آن باغ‌هاي قديمي، بر باغ‌هاي نگارستان و مجلس سايه افکنده است. اين ميدان در سال‌هايي نه چندان دور، محل زندگي رجال و اعيان قديمي تهران بوده‌است. به نوشته عبدالله مستوفي، شاه پس از عزل صدراعظم براي فراموشي ياد او در بين مردم، نام «بهارستان» را پيش کشيد، عنواني که تا امروز باقي است و بايد آن را يادگار ناصرالدين شاه دانست. هرچند عبدالله انوار اين نام‌گذاري را به سپهسالار نسبت داده و در جايي نوشته است که «عزيزالسلطان، مليجک ناصرالدين شاه که مدّتي در يکي از عمارت‌هاي بهارستان (مرکز پژوهش‌هاي فعلي مجلس) مي‌زيسته، نام عزيزيه را به جاي بهارستان براي منطقه انتخاب کرده که از قرار، ميان مردم رواج نيافته‌است.
ساختمان‌ها و ديوارهاي اين ميدان شاهدان بي‌زباني هستند که اتفاقات و رخدادهاي بزرگي را در سينه حفظ کرده‌اند. سال‌ها پيش وقتي ميرزا علي‌اصغرخان اتابک از مجلس خارج مي‌شد، فکر نمي‌کرد کسي مي‌خواهد او را ترور کند، اما ديوارها و سنگفرش‌ها به خوبي شاهد اين موضوع بودند، اين بناها حتي لحظه به توپ بسته‌شدن مجلس توسط قزاقان زير فرمان لياخوف روسي را هم به ياد دارند يا حتي راهپيمايي‌هاي متعدد مردم در حمايت از دولت مصدق، همچنين راهپيمايي مخالفين دولت مصدق در اين ميدان

پیمایش به بالا