گپي با «حسين فخيمي» بازنشسته نمونه/ روايت راهي شدن «مجسمه خيام» به آمريکا و ساخت شهر تنديسان

زنگ طبقه اول را مي‌فشارم، در باز مي‌شود و صدايي که ابتدا نمي‌دانم از کجاست به داخل راهنمايي‌ام مي‌کند. صدا از طبقه پايين مي‌آيد، استاد با لبخندي گشاده به سمت کارگاه که در زيرزمين منزلش واقع شده، هدايتم مي‌کند. به هر گوشه‌اي نگاه مي‌کنم يک تابلو و يک مجسمه که هر کدام حرف‌ها در دل‌شان دارند، جاخوش کرده‌اند.

به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا، در گوشه‌اي از آتليه تصوير سنجاب شهربازي تهران را مي‌بيني و به يک‌باره به دوران کودکي‌ات پرتاب مي‌شوي؛ کمي آن‌طرف‌تر تصويري از نقش‌برجسته‌هاي سالن اصلي ايستگاه مترو امام خميني (ره) و در گوشه‌اي ديگر مجسمه سنگي سفيد استاد عمر خيام جلب توجه مي‌کند. در آن ميان، دو قو را مي‌بيني که با گشودن بالاهاي‌شان، واژه صلح را ساخته‌اند، همان تنديس صلح که حالا در يونسکو نصب شده است.

«حسين فخيمي» استاد بازنشسته و پيشکسوت نمونه مجسمه‌سازي متولد ۱۳۲۴ و در شهرستان ابهر به دنيا آمده است و خودش مي‌گويد «از دوران کودکي اشکالي با گل و خمير نان درست مي‌کردم و بعدها دست‌سازهاي هنري‌ام در مدرسه به نمايش گذاشته شد».

او پس از پايان دوره راهنمايي و در سال ۱۳۴۱ به موزه مردم‌شناسي راه مي‌يابد و مجسمه‌سازي را به‌صورت تجربي شروع مي‌کند و ۱۲ سال بعد براي تحصيل رهسپار اسپانيا مي‌شود و در مدت ۵ / ۲ سال موفق به کسب عنوان پروفسوري در رشته طراحي از سوي پادشاه اسپانيا و طي دوره‌هاي فوق تخصصي در رشته مدال و نشان‌سازي و ريخته‌گري و گراور مي‌شود.

وي پس از بازگشت به ايران در وزارت فرهنگ و هنر مشغول به کار مي‌شود. خود او درباره دوران کاري‌اش مي‌گويد: من ۱۰ سال از عمرم را وقف انقلاب کردم و از پايه‌گذاران سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي ايران و از جمله برنامه‌ريزان و موسسان انجمن مجسمه‌سازان و به‌عنوان هيات مديره اين انجمن در سال ۱۳۷۷ بودم. در شوراي انقلاب هم خيلي کار کردم و وقت زيادي در ابتداي انقلاب براي فعاليت شورا داشتم که البته بعدها هم تا حدودي به ضرر من شد. از سال ۱۳۶۶ من بازنشسته شدم تا بتوانم خدمات موثرتري ارائه کنم.

فخيمي که نشان درجه يک هنرمندي از شوراي ارزشيابي هنرمندان کشور (همتراز دکتري هنر) و دو بار لوح و گواهي پيشکسوت نمونه ملي در کل کشور را از رياست جمهوري در سال‌هاي ۱۳۷۸ و ۱۳۹۲ براي طراحي و ساخت تنديس صلح در سال ۱۳۶۴، از دبيرکل يونسکو تقديرنامه دريافت کرده است، دوران بازنشستگي را دوران پايان کار و استراحت نمي‌داند و مي‌گويد: بسيار فعال هستم. هر شب تا ساعت ۳ يا ۴ بيدار مي‌مانم و مشغول کارکردن هستم، چون واقعا وقت کم است. معتقدم تا عمر داريم بايد تلاش کرد.

او ادامه مي‌دهد: «من روحيه و عشق به کار و تلاش را از خداوند گرفته‌ام. بايد با انديشه و فکر تلاش کرد. وقتي من قدر و منزلت خودم را بدانم هر لحظه از عمر من گران است و هر لحظه بي‌کاري خيانت است. خدا هم نمي‌فرمايد که اگر به سني از زندگي رسيديد، بازنشسته مي‌شويد، بلکه تاکيد دارد که آن انساني شايسته است که پرستش مي‌کند و عمل صالح انجام مي‌دهد و به حق توسل مي‌جويد و صبر مي‌کند. شايد سوره والعصر براي انسان راهنماي خوبي در زندگي باشد. انسان تا زماني که زنده است و تا آخرين لحظه بايد تلاش کند.

اين استاد بازنشسته و پيشکسوت نمونه پيشنهادي هم براي صندوق بازنشستگي دارد و مي‌گويد: در همين زمينه، من طرحي به صندوق بازنشستگي کشوري ارائه کردم که ظاهرا به معاون اول رئيس جمهور ارائه شده است تا جايگاه پيشکسوتان و افراد باتجربه در دستگاه‌ها و اداره‌هاي دولتي حفظ شود. در اين طرح تلاش مي‌شود تا در اداره‌ها جايگاه يا صندلي مخصوصي براي فردي که به‌دليل پايان يافتن دوره خدمت اداره را ترک کرده، اختصاص يابد تا او بتواند حداقل هفته‌اي يک‌بار در اداره و در محل کار خود حاضر شود.

فخيمي ادامه مي‌دهد: اين به معني ارج نهادن به جايگاه و ارزش افراد ديرپاي و باتجربه جامعه به او است، ضمن اين‌که کارمند جوان‌تر نيز درمي‌يابد که اين جايگاه محترم است و بايد حرمت اين جايگاه و تجربه حفظ شود. بنابراين اين فرد به راحتي به فرد فعال جامعه تبديل مي‌شود و جامعه نيز به جامعه‌اي با اخلاق، مودب و صميمي تبديل خواهد شد، چراکه حرمت‌ها حفظ مي‌شود. اگر بپذيرند که از تجربه پيشکسوتان مي‌توان استفاده کرد، جامعه و بخصوص بخش دولتي و اداري وضعيت بهتر و متعالي‌تري خواهد يافت.

او با اشاره به اين‌که اگر فردي با يک تجربه خاص، سن کاري‌اش تمام شده، در بيشتر افراد اين وضعيت به معني اتمام کار است، مي‌گويد: اما اگر مديريت صحيحي حاکم باشد، از وجود اين افراد مي‌توان استفاده کرد. وقتي افراد به سن پيري مي‌رسند، يعني از تجربه بالايي برخوردارند. حضرت علي (ع) هم مي فرمايند که تجربه بالاتر از علم است. براي انسان تجربه است که پختگي همراه مي‌آورد. براي انسان‌هاي امروز، پس از يک دوره کار کردن، وقتي حکم بازنشستگي دريافت مي‌کنند، به معني اين است که زندگي و کار تمام شده است. در حالي که تازه از پختگي بايد بهره‌برداري کرد. در گذشته اگر در خانواده مشکلي وجود داشت، بزرگ‌ترها، تکيه‌گاه خانواده بودند و پادرمياني مي‌کردند تا مشکل برطرف شود. در واقع اين‌گونه است که خانواده رنگ و بوي مهرباني خود را باز مي‌يابد.

استاد با حوصله و اشتياق پيشينه تک‌تک مجسمه‌هايش را بازگو مي‌کند. اثر ماندگار او تنديس خيام است. وي درباره تنديس خيام و ماجراي ساخت آن اين‌گونه توضيح مي‌دهد: سال ۱۳۷۹ از طرف سفارت ايران در رم اطلاع دادند که شهرداري فلورانس به مناسبت نهصدمين سالگرد خيام مراسمي برگزار مي‌کند و علاقه‌مند است تا تنديس خيام در فلورانس نصب شود. در نتيجه از من خواستند تا در اين کار شرکت کنم. من تا آن زمان خيام را مثل ديگران مي‌شناختم که تنها يک شاعر است؛ اما پس از شش‌ماه مطالعه فهميدم که او اصلا علاقه‌اي به شاعري نداشته و شعرهاي منتسب به او نيز پس از وفات خيام منتشر شده است. خيام در حقيقت يک متفکر، فيلسوف، منجم و رياضيدان بود و با اين انديشمندي پيکره خيام را از متن شعر معروف او ساختم که مي گويد: اجرام که ساکنان اين ايوانند / اسباب تردد خردمندانند / هان تا سر رشته خرد گم نکني / کانان که مدبرند سرگردانند.

او ادامه مي‌دهد: براي تهيه سنگي که با آن مجسمه خيام را بسازم، ۵ / ۱ سال در تمام معادن ايران و حتي از شرق تا غرب ايران جست‌وجو کردم و بيش از ۱۰۰ جلد کتاب، بروشور و منابع مختلف را مطالعه کردم تا سنگ مناسب را شناسايي کنم. پس از اين مدت مطالعه و جست‌وجو از شرق تا غرب، در نهايت در ازناي لرستان و در ۲۰۰ متري عمق زمين و با هشت‌ماه تلاش شبانه‌روزي قطعه‌اي ۱۸ تني از سنگ مورد نظر را استخراج و به کارگاه منتقل کرديم، البته براي تراش پيکره فقط ۱۲ تن کافي بود. اين سنگ ويژگي‌هاي خاصي بايد داشته باشد، يعني بايد سفيد و بي‌رگه و از خانواده چيني باشد. اين نوع سنگ بسيار کمياب است. مقاومت سنگ هم در مقابل عوامل جوي بسيار بالاست.

وي مي‌افزايد: سال ۱۳۷۹ با وزارت خارجه قرارداد کار منعقد شد، اما با توجه به مشکلاتي که پيش آمد، کار تا چند سال بعد طول کشيد. در هنگام ساخت مجسمه و در زمان سفر آقاي روحاني به آمريکا اين بحث مطرح شد که خوب است مجسمه‌اي از ايران در يک باغ ايراني در آمريکا نصب شود، به اين ترتيب مجسمه‌اي که براي ايتاليا ساخته شده بود با هماهنگي وزراي خارجه و فرهنگ و ارشاد و موافقت شهردار تهران به آمريکا ارسال شد. يکي ديگر از مجسمه‌هاي خيام که درخواست شد تا در نيشابور نصب شود. قرار بود براي اين مجسمه در نيشابور بقعه‌اي تعبيه شود و داخل بقعه، آب‌نمايي نصب شود تا آب وسيله‌اي براي ايجاد فاصله مجسمه با بازديدگنندگان و جلوگيري از تخريب آن باشد. ضمن اين‌که مکاني براي نمايش آثار ديگر خيام در ديوار بقعه در نظر گرفته شود تا مردم با آثار خيام و انديشه او آشنا شوند و عملا فضاي زمان زيست خيام به بازديدکنندگان نشان داده شود که به هر حال، ساخت اين فضا به جايي نرسيد و مجسمه نيز با وضعيت بسيار بدي تا نيشابور حمل شد و اکنون هم در داخل شيشه نگهداري مي‌شود.

وي درباره تنديس صلح که چند سالي است در يونسکو نصب شده است نيز مي‌گويد: تنديس صلح در سال ۱۳۶۴ و در بحبوحه جنگ تحميلي ساخته شد که کلمه صلح به‌طور خاصي در اين تنديس تعبيه شده است. در واقع، اين تنديس حاصل پيوستن دو قو به شکلي است که کلمه فارسي صلح را نشان مي‌دهد. اين تنديس سبب شد تا تقديرنامه‌اي از طرح يونسکو به من اهدا شود و در سراسر جهان هم اين تنديس ساخته شده است. از جمله خود يونسکو که تنديس صلح در آن نصب شده است و کشورهاي زيادي از جمله فدراسيون روسيه و رييس شهرداران صلح جهان خواستار داشتن آن هستند.    

نمي‌توان حسين فخيمي را بازنشسته‌اي با مختصاتي مانند خمودي و خستگي و بيماري توصيف کرد. او پويا و فعال است و فکرهاي نويي در سر و کوله‌باري از تجربه بر پشت دارد. ايده او راه‌اندازي «شهر تنديسان» است، شهري که با آموزش از سطح ابتدايي شروع مي‌شود و تا دوره دکتري به آموختن و خودباوري انسان‌ها کمک مي‌کند. اين شهر مجموعه‌اي است از زيرمجموعه‌هاي مختلف صنعت و هنر که فرد در هنگام آموزش در کارگاه‌هاي مختلف هم در حال کسب تجربه است. عامل ورودي و ماندگاري در اين شهر نيز عشق است. شايد در دنيا شهرهاي مشابهي وجود دارد که بيشتر جنبه نمايشي دارند، اما در اينجا فرد به جايي مي‌رسد که خود و استعدادش را کشف مي‌کند و خودش را باور مي‌کند. بخشي از اين برنامه در فرهنگستان هنر با همکاري علي معلم اجرايي شد و او با امکاناتي که در اختيار داشت، زمينه‌هاي آموزش طراحي و مجسمه‌سازي را براي علاقه‌مندان ايجاد کرد.

در اين شهر، چيزي به نام کپي کردن وجود ندارد، بلکه بايد تفکر شود و براساس اين تفکر چيزي خلق و توليد شود. در شهر تنديسان، بخش‌هاي متفاوتي مانند مجسمه‌سازي براي تمام متريال‌ها، کارگاه‌هاي ريخته‌گري، مدال و نشان‌سازي و بخش‌هاي فراواني از نظر آموزشي در نظر گرفته شده و امروز به‌دليل تقاضاي دانشجويان و مسوولان و صاحب‌نظران فرهنگي و هنري کشور و احساس ضرورتي که براي اجرايي شدن اين طرح وجود دارد که مي‌تواند اقتصاد مقاومتي را در همه ابعاد، اشتغال و کارآفريني و خود اتکايي و خودکفايي جوانان را عملياتي کند و بازار را از بي‌هويتي برهاند، قرار است تا اجرايي شود. اکنون براي اين طرح در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ۲۰۰ ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده و با زميني که شهرداري تهران اختصاص داده، در ادامه فازهاي سه‌گانه بوستان نهج‌البلاغه و در فاز سوم آن، به وسعت ۴۰ هزار مترمربع در نظر گرفته شده، پياده مي‌شود.

پیمایش به بالا