به گزارش گالري آنلاين به نقل از مهر ، سينماي ايران اين سال ها کم و بيش جاي خودش را در عرصه اقتصاد پيدا کرده و اگر روزگاري فروش بالاي يک ميليارد براي يک فيلم رکورد محسوب مي شد، حالا ديگر هر سال تعداد فيلم ها با فروش ميلياردي بيشتر مي شود. البته سينما هنر هزينه بري است و بخش عمده اي از فروش فيلم صرف بازگشت هزينه ها مي شود.
در تئاتر گرچه وضع گيشه بهتر شده و چرخ اقتصاد تئاتر با وجود کم شدن حمايت هاي دولتي مي چرخد اما يک سالن تئاتر با ۱۵۰ صندلي اگر هر روز به صورت کامل بليت هايش را با قيمت متوسط هر صندلي ۲۵ هزار تومان بفروشد، در يک ماه چه رقمي خواهد شد؟
در موسيقي اوضاع بهتر از تئاتر است خصوصا اگر موضوع موسيقي پاپ باشد. با اينکه اجراي موسيقي از نظر سانس، اجرايي محدودتر از همه مديوم هاي هنري دارد اما قيمت بالاي بليت ها و سالن هايي که ظرفيت بالايي براي پذيرش مخاطب دارد و پر مخاطب بودن اين عرصه باعث شده اوضاع اقتصادي موسيقي در عرصه کنسرت خوب باشد.
اما شايد مردم کمترين اطلاعات را در زمينه گردش اقتصادي در عرصه هنرهاي تجسمي داشته باشند. چگونگي گردش اقتصادي در عرصه هنرهاي تجسمي به دليل پيچيدگي هايي که دارد و حتي به دليل حساس نبودن سطوح مختلف جامعه و مسئولان نسبت به اين بازار، تنها وقتي تيترهايي مانند «فروش ميلياردي تابلوي سهراب سپهري در حراج تهران» در رسانه ها منتشر مي شود توجه ها را به خود جلب مي کند و اغلب مخاطب نا آگاه با خود مي گويد چرا بايد يک تابلوي نقاشي يک ميليارد و نيم فروش برود.
روتين ترين شيوه گردش اقتصادي در عرصه هنرهاي تجسمي از طريق برپايي نمايشگاه و مجراي گالري ها رخ مي دهد اما در تمام دنيا يکي از مهمترين مراجعي که در چرخه اقتصادي عرصه هنرهاي تجسمي تعيين کننده هستند حراجي ها هستند و از اين راه مي توان براي کشور ارزآوري داشت و روي گردش مالي آن حساب کرد؛ اتفاقي که در ايران هنوز جدي گرفته نشده و شايد يکي از علت هايش همان پيچيدگي هاي بازي اقتصادي در اين وادي و يا نبود شناخت اين عرصه باشد. برپايي پنج دوره «حراج تهران» که به دلايل متعدد از جمله نزديک کردن قيمت اثر هنري در داخل و خارج از کشور برپا شده است يکي از واکنش ها به اين مساله اقتصادي است اما اين حرکت به تنهايي براي پويا کردن اقتصاد هنرهاي تجسمي کافي نيست.
برپايي حراج کريستيز در دبي و سهم قابل توجه هنر ايران در اين حراج
بيست و يکمين حراج کريستيز که ۲۷ مهرماه در دبي برگزار شد بار ديگر بحث اقتصاد هنرهاي تجسمي ايران را بر سر زبان ها انداخت. حراجي که ۶,۳۶۴,۸۷۵ دلار فروش داشت و يازده اثر ايراني در اين حراج بالاي يکصد هزار دلار چکش خوردند و از ميان ۴۱ اثر ايراني از ۱۸ هنرمند، ۳۹ اثر به فروش رسيدند و سهم قابل ملاحظه اي از فروش اين حراج را به خود اختصاص دادند.
خانه حراج کريستيز (christies) در حال حاضر ۸۵ شعبه در ۴۳ کشور جهان دارد که از مهم ترين آنها مي توان به شعبات نيويورک، پاريس، لس آنجلس، دبي، آمستردام، هنگ کنگ، رم و برلين اشاره کرد. گفته مي شود روزگاري قرار بود اين حراج به جاي دبي در تهران برپا شود اما به دليل مهيا نبودن زيرساخت هاي برپايي اين حراج در ايران اين اتفاق مهيا نشد. حجم بالاي مبادلات مالي که در اين حراج اتفاق مي افتد يکي از اين دلايل بود، اما امروز در منطقه خاورميانه بيشترين حجم تبادل مالي در عرصه هنرهاي تجسمي دوبار در سال در اين حراج و در دبي رخ مي دهد؛ حراجي که برپايي اش بدون حضور هنر ايران امکان پذير نيست و تقريبا بين يک سوم تا يک پنجم آثار هر دوره حراج را به خود اختصاص مي دهد. در اين حراج آثار هنرمندان ايران، عرب و ترکيه چکش مي خورد.
فروش آثار ايراني در سه دوره اخير کريستيز و آخرين دوره حراج تهران
|
دوره بيست و يکم کريستيز (قيمت ها به دلار) |
دوره بيستم کريستيز (قيمت ها به دلار) |
دوره نوزدهم کريستيز (قيمت ها به دلار) |
حراج تهران خرداد ۹۵ |
|
حسين زنده رودي: ۳۰۷۰۰۰ |
منير فرمانفرماييان: ۳۷۷۰۰۰ ۱۳۱۰۰۰ |
سهراب سپهري: ۴۲۵۰۰۰ |
ليلي متين دفتري: ۱۴۰ ميليون تومان |
|
فرهاد مشيري ۱۹۹۵۰۰ ۱۰۶۲۵۰ ۸۱۲۵۰ |
سهراب سپهري: ۳۴۱۰۰۰ ۲۲۷۰۰۰ ۱۲۵۰۰۰ |
فرهاد مشيري: ۳۸۹۰۰۰ ۲۴۵۰۰۰ ۱۲۵۰۰۰ |
ناصر عصار: ۲۰۰ ميليون تومان ۲۸۰ ميليون تومان |
|
پرويز تناولي: ۱۵۰۰۰۰ ۱۳۷۰۰۰ ۵۰۰۰۰ ۶۸۷۵۰ |
منصور قندريز: ۳۱۷۰۰۰ |
حسين زنده رودي: ۳۶۵۰۰۰ ۷۵۰۰۰ |
حسين کاظمي: ۲۴۰ ميليون تومان ۵۵۰ ميليون تومان |
|
منير فرمانفرماييان: ۱۵۰۰۰۰ ۸۷۵۰۰ |
پرويز تناولي: ۳۰۵۰۰۰ ۱۸۵۰۰۰ ۱۴۹۰۰۰ ۹۴۰۰۰ |
منير فرمانفرمايان: ۲۰۹۰۰۰ |
سيراک ملکونيان: ۲۰۰ ميليون تومان |
|
فرامز پيل ارام: ۱۵۰۰۰۰ ۸۷۵۰۰ ۶۲۵۰۰ ۳۷۵۰۰ ۴۳۷۵۰ |
فرامرز پيل آرام: ۲۴۵۰۰۰ |
منوچهر يکتايي: ۲۰۹۰۰۰ ۵۶۰۰۰ |
پرويز کلانتري: ۳۲۰ ميليون تومان ۴۰۰ ميليون تومان |
|
سهراب سپهري: ۱۳۷۵۰۰ ۳۷۵۰۰ ۳۵۵۰۰ |
حسين زنده رودي: ۲۳۳۰۰۰ |
محمد احصايي: ۱۸۵۰۰۰ |
ژازه طباطبايي: ۱۹۰ ميليون تومان ۲۰۰ ميليون تومان |
|
منوچهر يکتايي: ۱۳۷۰۰۰ ۵۲۵۰۰ ۴۷۵۰۰ |
رضا درخشاني: ۲۲۱۰۰۰ ۶۲۰۰۰ |
بهمن محصص: ۱۴۹۰۰۰ |
بهمن محصص: ۸۵۰ ميليون تومان
|
|
کورش شيشه گران ۱۰۶۰۰۰ ۵۰۰۰۰ |
منوچهر يکتايي: ۱۷۳۰۰۰ ۱۶۱۰۰۰ ۱۳۷۰۰۰ |
رضا درخشاني: ۱۱۲۰۰۰ ۵۰۰۰۰ |
منوچهر يکتايي: ۷۰۰ ميليون تومان |
|
محمد احصايي: ۸۱۲۵۰ ۵۶۲۵۰ |
فرهاد مشيري: ۱۷۳۰۰۰ ۱۵۵۰۰۰ |
سيراک ملکونيان: ۷۵۰۰۰ |
پروانه اعتمادي: ۱۴۰ ميليون تومان |
|
رضا درخشاني: ۵۶۲۵۰ |
بهمن محصص: ۱۷۳۰۰۰ |
قاسم حاجي زاده: ۶۵۰۰۰ ۴۷۰۰۰ |
مسعود عربشاهي: ۴۵۰ ميليون تومان |
|
نصرالله افجه اي: ۹۳۷۵۰ |
پروانه اعتمادي: ۱۳۷۰۰۰ |
ليلي متين دفتري: ۶۵۰۰۰ ۳۳۰۰۰ |
سيراک ملکونيان: ۹۰ ميليون تومان |
|
ناصر اويسي: ۲۰۰۰۰ ۲۳۷۵۰ |
حسين زنده رودي: ۱۳۷۰۰۰ |
حسين کاظمي: ۵۲۰۰۰ ۲۷۰۰۰ |
بهجت صدر: ۲۶۰ ميليون تومان ۲۶۰ ميليون تومان |
|
رضا مافي: ۲۱۲۵۰ |
ابوالقاسم سعيدي: ۱۱۲۰۰۰ ۵۰۰۰۰ |
بهجت صدر: ۵۰۰۰۰ ۳۸۰۰۰ |
منصور قندريز: ۸۵۰ ميليون تومان |
|
ناصر عصار: ۱۵۰۰۰ |
افشين پيرهاشمي: ۱۰۰۰۰۰ ۳۲۰۰۰ |
پرويز کلانتري: ۴۴۰۰۰ |
نصرالله افجه اي: ۲۲۰ ميليون تومان |
|
مليحه افنان: ۱۸۷۵۰ |
حسين زاده: ۱۰۰۰۰۰ |
افشين پيرهاشمي: ۴۴۰۰۰ |
حسين زنده رودي: يک ميليارد تومان |
|
مسعود عربشاهي: ۱۳۷۵۰ ۹۳۷۵ ۱۱۸۷۵ |
هديه شعفي: ۱۰۰۰۰۰ |
فريده لاشايي: ۴۰۰۰۰ |
محمد احصايي: يک ميليارد تومان ۱۸۰ ميليون تومان |
|
صادق تبريزي: ۱۱۲۵۰ ۹۳۷۵ ۳۲۵۰ |
کورش شيشه گران: ۸۷۵۰۰ ۵۰۰۰۰ |
سيراک ملکونيان: ۲۳۰۰۰ |
کورش شيشه گران: ۲۲۰ ميليون تومان |
|
– |
سيراک ملکونيان: ۵۷۰۰۰ ۳۵۰۰۰ ۲۰۰۰۰ |
تيمو ناصري: ۱۹۰۰۰ |
ابوالقاسم سعيدي: ۳۰۰ ميليون تومان |
|
– |
جعفر روح بخش: ۵۱۰۰۰ |
– |
سهراب سپهري: ۳ ميليارد تومان يک ميليارد و ۵۵۰ ميليون تومان |
|
– |
حسين کاظمي: ۵۲۰۰۰ ۵۰۰۰۰ ۱۹۰۰۰ |
– |
فريده لاشايي: ۴۵۰ ميليون تومان |
|
– |
ناصر عصار: ۵۰۰۰۰ ۳۷۰۰۰ |
– |
جعفر روحبخش: ۱۰۰ ميليون تومان |
|
– |
مارکوگريگوريان: ۵۰۰۰۰ |
– |
منير فرمانفرماييان: ۹۰۰ ميليون تومان ۱۲۰ ميليون تومان |
|
– |
ژازه طباطبايي: ۵۰۰۰۰ |
– |
حسين زنده رودي: ۶۵۰ ميليون تومان |
|
– |
بهجت صدر: ۴۷۰۰۰ |
– |
پرويز تناولي: ۲۶۰ ميليون تومان |
|
– |
رکني حائري زاده: ۴۳۰۰۰ |
– |
– |
|
– |
سونيا بالاسانيان: ۳۷۵۰۰ |
– |
– |
|
– |
مسعود عربشاهي: ۳۷۰۰۰ |
– |
– |
رکورد حراج کريستيز نزد هنر ايران
بهار و پاييز هر سال بايد منتظر چکش خوردن آثار هنري ايران در منطقه باشيم؛ آثاري که گاه رکوردهايي از خود مي گذارند که تا سال ها باقي مي مانند. مانند اثر «پرسپوليس» پرويز تناولي که سال ۲۰۰۸ با فروش ۲ ميليون و ۸۰۰ هزار دلار رکورد شگفتي آوري زد و يا در بهار سال ۹۴ سه حراج کريستيز، بانامز و ساتبيز ۵۰ اثر ايراني را چکش زدند که معادل ۳ ميليون دلار نصيب هنر ايران کرد.
حراج کريستيز مشابه حراج هاي ديگر دنيا برگزار مي شود. اين حراج با يک سيستم باز و آزادانه اداره مي شود و هيچ محدوديتي براي قيمت گذاري وجود ندارد به همين دليل هر کسي مي تواند اثر موردنظرش را مستقيما يا از طريق افراد ديگر به حراج کريستيز پيشنهاد دهد. در حال حاضر تعداد زيادي از گالري دارها با اين حراجي مرتبط شده اند و مدير جوان اين حراج لااقل سالي يک بار به ايران سفر مي کند و به گالري هاي مختلف سر مي زند.
به اين سادگي ها نيست
اما چه از نگاه بيروني و چه از منظر دروني (نگاه هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهاي تجسمي) برپايي اين حراجي ها و گردش مالي در آن به همين راحتي ها تحليل نمي شود.
همچنان ارقامي که در اين حراج براي آثار هنري چکش مي خورد براي عده اي ارقامي نجومي است و براي برخي پرسش هايي را پيش رو قرار مي دهد که اين ارقام توسط چه کساني پرداخت مي شود. البته هيچ گاه هيچ حراجي نام فروشنده و خريدار خود را اعلام نمي کند. برخي از کارشناسان داخلي نيز اين ارقام را يک پيروزي بزرگ براي هنر ايراني ذکر مي کنند. در اين ميان البته پرسش هاي ديگري نيز مطرح مي شود مثل اينکه چرا در اکثر دوره هاي اين حراج اسامي ثابتي تکرار مي شود و تقريبا حضور جوان ترها در اين حراجي بسيار کمرنگ است. به طور مثال نام هايي مانند فرهاد مشيري، منير فرمانفرماييان، حسين زنده رودي، سهراب سپهري، پرويز تناولي، فرامز پيل آرام، افشين پيرهاشمي به دفعات در حراج کريستيز به چشم مي خورد.
مايکل جي ها، رييس جوان کريستيز خاورميانه که مليتي لبناني دارد، معتقد است: کريستيز بايد هنرمنداني را بياورد که در جاهاي مختلف نمايشگاه گذاشته و در گالري هاي حرفه اي و بزرگ آثارشان عرضه شده باشد. وظيفه کريستيز اين نيست که جوان ها را وارد مارکت کند. ما بايد آثاري عرضه کنيم که خريدار بين المللي داشته باشند.
براي همين در اين حراج که در اوج رکود اقتصادي بين ۴ تا ۵ ميليون دلار فروش داشت يک دوره بخشي براي ارائه هنر جوان ترها باز کرد ولي به سرعت اين ايده جمع آوري شد تا همچنان دايره هنرمندان در اين حراجي محدود باشد.
اما شايد يکي از مهمترين نکته هاي اين حراجي اين باشد که مشخص نيست خريداران هنر ايراني چه کساني هستند. مدير کريستيز مي گويد: عرب ها کارهاي ايراني را مي خرند اما ايراني ها کمتر به سراغ خريد آثار عربي مي روند.
و اينجا عده اي اين موضوع را مطرح مي کنند که آيا خريد و فروش آثار در حراجي ها صرفا يک بازي براي بالا بردن قيمت آثار يک هنرمند است! هر چند از ديد اقتصاد هنر اين موضوع اگر هم بازي باشد بازي پذيرفته شده اي در تمام دنياست.
مقايسه سه دوره اخير حراج کريستيز
|
دوره بيست و يکم |
دوره بيستم |
دوره نوزدهم |
|
تاريخ برگزاري: ۲۷ مهر ۹۵
|
تاريخ برگزاري: ۲۶ اسفند۹۴ |
تاريخ برگزاري: ۲۸ مهر ۹۴ |
|
۱۱۳ اثر از هنرمندان ايران، عرب و ترک چکش خورد |
۱۲۵ اثري از هنرمندان ايران و عرب چکش خورد
|
١٢١ اثر از هنرمندان ايران، عرب و ترک چکش خورد |
|
پشت جلد کاتالوگ حراج اثري از حيسن زنده رودي بود |
در ميان هنرمندان ايراني گران قيمت ترين اثر به اثري از پرويز تناولي با قيمت پايه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار تعلق داشت که در سال ۲۰۰۷ خلق شده بود |
پشت جلد کاتالوگ اين دوره به اثري فرهاد مشيري اختصاص داده شد. |
|
در اين دوره ۱۸ هنرمند ايراني شرکت داشتند |
در بخش اصلي ۸۶ اثر از ۶۴ هنرمند ارائه شد که ۳۵ اثر آن به ۲۱ هنرمند ايراني تعلق داشت |
گران ترين هنرمندان اين دوره از کريستيز خاورميانه از ايران، مصر، فلسطين و لبنان بودند. ها ۲ هنرمند از مصر و لبنان، ۲ هنرمند از فلسطين و پنج هنرمند از ايران بودند |
|
پرويز تناولي در کنار فرامرز پيلارام بيشترين آثار حراج را با تعداد آثار هر کدام ۵ اثر داشتند
|
بالاترين فروش هنرمندان ايراني به منير فرمانفرماييان رسيد که اثر وي ۳۷۷ هزار دلار چکش خورد |
اثر فرهاد مشيري از ميان هنرمندان ايراني بالاترين قيمت پايه را داشت و حسين زنده رودي با ارائه پنج اثر هنرمندي بود که بيشترين تعداد اثر ارائه شده را داشت |
|
در مرحله قيمت گذاري، مجسمه اي از » پرويز تناولي با قيمت پايه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار دلار به عنوان گران ترين اثر در اين حراج شرکت داده شد |
به مناسبت ۱۰ سالگي حراج بخش مجزايي با کاتالوگي مجزا ايجاد شد تا شماري از آثاري که در اين ۱۰ سال در حراج حضور موفقي داشتند ارائه شود و در اين بخش حضور هنر ايران بسيار قابل توجه بود و ۴۰ اثر از ۳۷ هنرمند ارائه شد. |
از ۱۲۱ اثر شرکت کننده در اين حراج ۸۸ اثر فروخته شده و ۳۳ اثر به فروش نرسيده که مي توان آن را رقم بالايي دانست |
|
براي نخستين بار بخش مجزايي شامل ۲۷ اثر از «مکتب سقاخانه» ارائه شد |
۵۲ اثر از هنرمندان ايران، ۱۹ اثر از لبنان، ۱۶ اثر از مصر، ۹ اتر از عراق، ۹ اثر از سوريه، شش اثر از فلسطين، پنج اثر از ترکيه، چهار اثر از مراکش، سه اثر از عربستان و دو اثر از الجزاير به کاتالوگ و ميز حراج راه يافتند |
ايران با ارائه ۳۴ اثر از ۲۰ هنرمند پيشتاز اين دوره بود |
|
۵ هنرمند ايراني آثارشان بالاي ۱۰۰ هزار دلار قيمت گذاري شد |
شش اثر از سيد محمد احصايي، فرهاد مشيري، سهراب سپهري، سونيا بالاسانيان، رکني حائريزاده و افروز عميقي به فروش نرسيدند
|
اثري از فرهاد مشيري پشت جلد کاتالوگ اين دوره هم نقش بست |
|
سهراب سپهري به عنوان گران قيمت ترين هنرمند در داخل ايران با سه اثر در حراج حضور داشت |
– |
پرويز تناولي که در اکثر دوره ها جزو هنرمنداني است که آثارش قيمت گذاري بالايي دارد غايب بود |
|
از ميان ۱۱۳ اثري که در بيست و يکمين حراج سالانه کريستيز شرکت داده شدند ۱۴ اثر به فروش نرسيدند که در ميان آن ها اثر رکني حائري زاده و يکي از آثار رضا درخشاني هم به چشم ميخورد |
– |
اما هنرمندان جوان در اين دوره از حراج کريستيز چندان حضور پرنگي نداشتند و روي هم رفته تعداد آنان به ۱۵ نفر هم نمي رسيد
|
|
تابلوي حسين زنده رودي با قيمت ۳۰۷.۵۰۰ به عنوان دومين اثر گران قيمت حراج به ثبت رسيد |
– |
شايعه تقلبي بودن يک اثر ايراني بعد از حراج مطرح شد |
|
– |
– |
در جايگاه دوم تابلويي از مجموعه درخت هاي سهراب سپهري ايستاد که گرچه حراج ۱۵۰۰۰۰ دلار تا ۰۰۰۲۰۰ دلار براي آن پيشنهاد داد اما ۴۲۵۰۰۰ دلار به فروش رسيد |
صنايع بزرگ و بانک هاي عامل وارد چرخه اقتصاد هنر شوند
و اما حبيب الله صادقي هنرمند نقاش درباره حراج کريستيز و ساز و کارهايش گفت: حراجي ها يک امکان در دنياي هنر هستند و بسيار اتفاق خوبي است که عده اي از هنرمندان ما در اين حراجي جاي خوبي دارند و کارهايشان به فروش مي رود. البته بيشتر در اين حراجي آثار نقاشي دهه ۴۰ و ۵۰ ما فروخته مي شود اما هر چراغي که در اقتصاد هنر روشن باشد بايد غنيمت شمرد و نبايد به دليل حسادت و اينکه چرا اثر من در اين حراجي ها نيست، آن تلاش تخريب شود. هنر آن دهه ها نيز جزو افتخارات هنر ماست. برخي نقدها در اين حوزه بوي بداخلاقي مي دهد. بايد به پيشينيان احترام گذاشت ولي از سويي بايد اين حرکت را پويا کنيم و همگاني تر بشود.
وي ادامه داد: اتفاقات جديدي در عرصه هنر معاصر ايران رخ مي دهد که در حراج کريستيز ارائه نمي شود و بايد تلاش کنيم جايگاه خود را به دست بياورد. ما نتوانستيم اين گنج پنهان را همراهي و خوب آن را به دنيا معرفي کنيم. ضمن اينکه ما امکانات بسيار خوبي در کشورهايي مثل ژاپن، استراليا، کانادا و… داريم که به سمت آنها نرفته ايم و تنها به کريستيز بسنده کرده ايم.
صادقي در عين حال با انتقاد از جرياني در حراج کريستيز که به عنوان نمونه مبحثي فمنيستي را راه مي اندازد و ترجمان غلطي از زن ايراني ارائه مي دهد، بيان کرد: اين گونه کارها که در اين حراج ها ارائه مي شود و تعدادشان البته کم است باعث مي شود غيرت ملي تهييج شود. عده اي دوست دارند هنرمند ايراني زن ايراني را در اسارت نشان دهد و بعد اين کارها وقتي در کشورهاي عربي نمايش داده مي شود غيرت ملي و انقلابي ما تهييج مي شود. البته هنرمند ايراني آنقدر باهوش است که فريب اين سياه نمايي را نخورد و دنبالرو اين حرکت نباشد.
اين هنرمند در ادامه اظهار کرد: ما هنرمندان ايراني آنقدر توانايي داريم که هنر ملي خود را به دنيا عرضه کنيم و از اين طريق پول دربياوريم و در اين ميان به نظر مي رسد نسل سوم ما که بسيار کاربلد هستند در اقتصاد هنر جايگاه مشخصي ندارند و ما بايد در اين مسير بسيار کوشا باشيم.
وي در پايان گفت: به طور کلي اگر به هنر اين امکان را بدهند که پر و بالي بگيرد مي تواند اندازه صنايع دستي و نفت براي کشور ارزآوري داشته باشد اما براي اين منظور بايد بانک هاي عامل و يا حتي صنايع بزرگ در اين عرصه سرمايه گذاري کنند، گالري تاسيس کنند و وارد چرخه خريد و فروش اثر هنري شوند. همانطور که صنايعي مثل مس کرمان يا فولاد مبارکه در عرصه ورزش وارد شده اند و تيم هاي ورزشي دارند چه ايرادي دارد آنها به عرصه هنر هم وارد شوند. هنر ايران استعداد بسيار شگفت انگيزي دارد.
گران ترين اثر يک حراج بهترين اثر هنري نيست
غلامرضا نامي که نامي آشنا در عرصه اقتصاد هنر است و امروزه به عنوان کارشناس و مشاور هنري گنجينه هنري يکي از بانک هاي خصوصي کشور فعاليت مي کند و در اکثر حراجي هاي داخلي و خارجي حضور دارد درباره ساز و کار حراجي ها در بحث اقتصاد هنر گفت: بدون شک حراجي ها در اقتصاد هنر موثر هستند. از زماني که حراج کريستيز برگزار شده قيمت آثار هنري ما به قيمت هاي واقعي نزديک شده است. از نظر هنري اما هيچ حراجي در دنيا تاثيرگذار نيست و نمي توان گفت گران ترين اثر يک حراج بهترين اثر هنري و يا حتي بهترين اثر هنري آن حراج است. ما در برخي حراجي ها از جواني از هنرمندان کشور خودمان اثري فروخته ايم که اثر يک هنرمند پيشکسوت و خوبمان در همان حراج يک چهار آن قيمت به فروش رفته است. پس حراجي ها در اين زمينه تاثيرگذار نيستند.
وي ادامه داد: بازار بسيار تابع سليقه است. حالا گاهي اين سليقه آموزش ديده است و گاهي بسيار روتين و معمولي. براي همين بايد جامعه آگاه باشد تا سليقه اين حراجي ها به جامعه هنري تحميل نشود و هر هنرمند روش خود را پيش گيرد و به اين ترتيب بازار را مي تواند تحت تاثير قرار دهد.
وي در پاسخ به اينکه آيا حضور کمرنگ خريداران ايراني در اين حراج به دليل اين است که در داخل مي توانند اثر هنرمندان را ارزان تر خريداري کنند نيز بيان کرد: اخيرا قيمت آثار ايراني در حراجي هاي منطقه از داخل کشور ارزان تر شده است، اما اين را بگويم که خريد اثر از گالري درست ترين شکل اقتصادي است که بايد رخ بدهد. در همه جاي دنيا هم اينگونه است و هيچ هنرمندي مستقيم اثرش را براي فروش ارائه نمي دهد بلکه از طريق گالري دار و يا يک نفر که معمولا آثار هنرمند را به بازار ارائه مي دهد اين کار را مي کند. اين درست ترين شکل اقتصادي هنر است.
نامي در ادامه به محسنات حراجي ها اشاره کرد و گفت: وقتي اثري در يک حراجي حضور پيدا مي کند ديگر به عنوان سابقه آن اثر نزد خريدار مي رود و اصالتش گارانتي مي شود. در واقع حتي اگر هنر آن اثر بگويد کار تقلبي است هم تبليغي براي خودش است.
اين کارشناس هنري درباره اينکه در حراج کريستيز معمولا اسامي ثابتي حضور دارند و به ندرت با اسم تازه اي رو به رو مي شويم نيز گفت: موضوع پسند بازار است و نکته بعد اين است که براي مجموعه دار مهم است اثري را بخرد که در تاريخ هنر يک کشور ثبت شده است. در عرصه هاي ديگر هم کمابيش اين موضوع صادق است. مثلا آن قاليبافي که در بازار خريدار بسيار دارد شايد کارش را يک قاليباف خبره تبريزي هم انجام بدهد و حتي بهتر اما آن اسم تثبيت شده است. اين در واقع «تقصير به حق» اين حراجي ها هم هست که مطمئن شوند کاري را به حراج راه مي دهند که خريدار دارد. ضمن اينکه در سال هاي اخير هنرمندان جوان ايراني هم به اين حراجي ها راه پيدا کرده اند.
وي همچنين درباره فروش آثار هنري در حراجي کريستيز در دو دوره اخير که به نظر مي رسد افت داشته است، توضيح داد: کلا روند فروش در اين حراجي رو به رشد بوده است اما يک سال است که کمي ضعيف شده و مجموعه داران با احتياط خريد مي کنند، اما خوشبختانه هنرمنداني که با مهجوريت رو به رو بودند مانند حسين کاظمي، منوچهر يکتايي و… با اقبال رو به رو شدند.
