سه آرزوي ايران درودي در تولد هشتاد و يک سالگي اش
درودي: آرزويم اين است که تا افتتاح موزه ام زنده بمانم
"مهم نيست من نقاش خوبي هستم يا بد ، برايم مهم است که انسان خوبي باشم" ايران درودي با تاکيد بر اين عبارت در زادروزش، به خبرنگار گالري آنلاين گفت: اكنون در ٨١ سالگي تنها سه آرزو دارم و قلباً ارزو ميکنم كه ١١ شهريور ١٣٩٨ موزه ام را افتتاح كنم…
درادامه خواننده ي گفتگو با اين هنرمند پيشکسوت و معاصر کشورمان هستيد.
ايران درّودي نقاش، کارگردان، نويسنده، منتقد هنري و استاد دانشگاه برجسته ايراني است. او در سال 1315 در خراسان و از خانوادهاي خوشنام به دنيا آمد. خاندان پدري او از بازرگانان صاحب نام خراسان، و خانواده مادري او از بازرگانان قفقازي بودندکه پس از انقلاب شوروي به ايران مهاجرت کردند و در مشهد اقامت گزيدند.
ايران درودي در گفتگو با خبرنگار گالري آنلاين سه آرزوي خود در تولد 81 سالگي اش را اينچنين برشمرد و در مورد مراسمي که به مناسبت زادروزش در گالري فرنمانفرما برگزار شد ، گفت :
در جشني که خانم دکتر تکتم فرمانفرمايي رييس گالري فرمانفرما بمناسبت هشتاد و يکمين سال تولد من برگزار کردند و شخصيتهاي مهم فرهنگي و هنري از جمله جناب آقاي دکتر درويش فخر معماري ايران که طراح موزه ام هستند ، جناب آقاي دکتر کارگر رييس کل موزه هاي کشور و عضو هيات امناي بنياد من ، جناب آقاي رجبي معمار رييس خانه هنرمندان ايران ، جناب آقاي مسجد جامعي ، جناب آقاي دکتر محمد سرير، جناب آقاي تابش، سرکار خانم دکتر مهدخت معين دختر استاد معين ، جناب آقاي عميد ناييني که مشهورترين روزنامه نگار و نايب رييس بنياد من هستند ، جناب آقاي شمس الواعظين روزنامه نگار مشهور ، جناب آقاي ملک مدني شهردار اسبق تهران ، جناب آقاي جعفر پناهي کارگردان شهير ، جناب آقاي قديم زاده رييس سابق چاپخانه وزارت ارشاد که کتاب "چشم شنوا"ي من به همت ايشان به چاپ رسيد ، استاد طاها بهبهاني نقاش و مجسمه سازو نايب رييس هيات مديره بنياد من، سركار خاتم تهمينه ميلاني كارگردان، سركار خانم مستانه مهاجر اديتور و تهيه كننده سينما و عضو هيات مديره بنياد من، و بسياري ديگر از شخصيت هاي مهم فرهنگي و هنري مملكتمان و ساير اعضا هيات امنا و هيات مديره بنياد من حضور داشتند ، قلباً ارزو كردم كه در ١١ شهريور ١٣٩٨ موزه ام را افتتاح كنم.
اكنون در ٨١ سالگي تنها سه آرزو دارم.
اولين آرزويم اين است که تا افتتاح موزه ام زنده بمانم، دوم، اين كه خودم آثارم را به ديوار موزه ام بياويزم و موزه را راه اندازي كنم و سومين و آخرين آرزويم اينست که در خاک وطنم به خاک سپرده شوم.
با اين هدف 7 سال پيش بقيه آثارم را از پاريس با کاميون به ايران آوردم؛ از اين خاک آمده و سربلند به اين خاک بازخواهم گشت. من درصدد گرفتن مجوز آرامگاهم در موزه هستم و خودم نقشه ي آن را طراحي کرده ام.
از خود ميپرسم آيا به اين سه آرزو خواهم رسيد؟
همچنين بهترين آرزوها را براي مردمان سرزمينمان، ايران دارم. من هميشه به ايراني بودنم و تاريخ پرشکوه ايران باستان باليده ام. و خواهم باليد.
اين بانوي هنرمند در رابطه با نمايش آثار خود توضيح داد :
آنقدر گرفتار تداركات و آماده سازي موزه هستم كه در هيچ شرايطي نخواهم توانست نمايشگاهي ترتيب دهم. وقتي موزه افتتاح شود( كه حتما خواهد شد) هموطنانم ١٩٥ اثرم را كه طي ٤٧ سال نفروخته و با اين هدف براي اهدا به ملت ايران حفظ كرده ام در موزه ام خواهند ديد.
وي در ارتباط با مراحل پيشبرد مقدمات افتتاح موزه ، ضمن تاکيد بر طولاني و غير قابل پيش بيني بودن مراحل اداري در ايران بيان کرد :
مراحل اداري قرارداد من با شهرداري در خصوص زميني كه شهرداري به موزه اهدا كرده است انجام شده ولي هنوز به دست من نرسيده است. و بعد از اين مرحله و اخذ مجوز پروانه ساخت بلافاصله كار ساختمان بناي موزه را شروع خواهيم كرد كه هزينه ي ساخت آن را شخصا متقبل شده ام. خلاصه كنم من هرچه داشته و نداشته ام را به ملت ايران اهدا كرده ام.
درودي در مورد آثار اين موزه توضيح داد : اين موزه يك مركز هنرى و آموزشي و تبادل فرهنگى با دنيا خواهد بود و فقط به نمايش آثار من اختصاص نخواهد داشت . بي سبب نيست كه آرزو دارم تا افتتاح و راه اندازي اين موزه زنده بمانم و به هيات امنا آموزش دهم كه چگونه آثار هنرمندان ديگر نقاط جهان را به اين موزه آورده و به نمايش بگذارند.
وي درنهايت با اشاره به اين نکته که معتقد است زندگي بهترينها را به او داده است، در مورد زندگي که تا کنون پشت سر گذاشته بيان کرد :
زندگي بهترينها را به من داده است، خانواده ي مهربان و بافرهنگ، خواهر هنرمندم که تا آخرين لحظه ي زندگي پشتيبان و حامي من بود و حرفهايي که دوست داشته و حتي ميپرستم. هميشه از خود ميپرسم در ازاي چه چيزي خداوند اينقدر با من مهربان بوده و بهترينها را سر راه زندگيم قرار داده است؟ قدرشناسي ام به من لذت عجيبي ميدهد. مهم نيست که من نقاش خوبي هستم يا بد، برايم مهم است که انسان خوبي باشم. بديها را نميشناسم و زشتيها را انکار ميکنم تا به عشق و نوري که ميخواهم برسم.
اضافه ميکنم که هرگز نخواسته ام جاي کسي باشم و چنين نگرشي، اعتماد به نفس و جسارت مرا ساخته است. من انسان ماجراجويي بوده و هستم. يکي از مهمترين نکته ها در مورد من مبارزه ام با مرگ بوده است. من ١٩ بار(بعد از جراحي سرطان) جراحي شده ام و خودم را قهرمان مبارزه با مرگ ميدانم. ولي حتي يکبار هم از مرگ نترسيده ام. در كتاب "در فاصله ي دو نقطه…!" مينويسم من به مرگ نمي انديشيدم، به عزراييل افتخار خواهم داد که به من بينديشد.

مصاحبه کننده : بهاره زالي
