منيژه صحي هنرمند معاصر ، متولد سال 1334 در تهران است . صحي، رياست گروه نقاشي دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد از سال 1368 تا 1377، عضويت هيئت علمي دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي، ، عضويت هيأت موسس انجمن هنرمندان نقاش ايران، عضويت گروه هنري + 30 و … را در کارنامه فعاليتهاي هنري خود دارد.
او همچنين آثارش را در نمايشگاههاي متعدد انفرادي و گروهي در داخل و خارج از کشور شرکت داده است.
سخنراني و ارائه مقاله و مصاحبه درباره هويت و هنرهاي تجسمي، هنر مدرن و ارتباط هنر با جامعه و موضوعاتي از اين دست از ديگر فعاليتهاي اين هنرمند نقاش است.او علاوه بر اينها، جوايز بسياري از نمايشگاهها و بيينالهاي هنري دريافت کرده است.
سال گذشته در زادروز اين بانوي هنرمند گفتگويي با ايشان داشتيم که در ادامه خواننده آن هستيد:
–لطفا از خودتان بگوييد و اينکه از چه زماني به سمت هنر گرايش پيدا کرديد و تصميم گرفتيد اين حرفه را دنبال کنيد؟ آيا با نگاه به گذشته تا امروز از اين انتخاب راضي هستيد؟
– پدرم اهل موسيقي و ادبيات بود و شناخت کامل در موسيقي ايراني داشت، تار مي نواخت و صداي بي نظيري داشت … کلا خانوادۀ هنر دوستي داشتم و اهل هنر بودند و با ديگر گرايش هاي هنري آشنايي داشتند. در واقع من رشته هنر را در زمان کنکور انتخاب کردم و در رشته نقش و چاپ پارچه، در دانشگاه هنر کار هنري را رسما آغاز کردم.
هنر انتخاب خودم بود و از اين انتخاب بسيار خوشحالم و اگر دوباره هم متولد شوم حتما هنر را انتخاب مي کنم و مطمعنم انتخاب درستي کرده ام.
شانس ديگر من در زندگي، ازدواج با مرديست که خود هنرمند بود و اين امر موجب ادامه بهتر در زمينه هنر شد، سال 59 همزمان با تحويل پروژه نهايي به دانشگاه بود که ازدواج کردم و دقيقا بعد از تحويل پروژۀ و اتمام دوره ليسانس انقلاب فرهنگي شد و دانشگاه ها تعطيل و بين ليسانس و فوق ليسانسم فاصله افتاد.اما کار هنري را ادامه دادم،از دو سال بعد از ازدواج چند سالي سر کار نرفتم تا دوقلوهايم بزرگتر شوند و اين موضوع براي من که هميشه از زمان ديپلم فعال بودم و مشغول به کار خيلي سخت بود؛ تا اينکه بعد از مدتي از طرف دانشگاه آزاد سال 66 از من دعوت شد تا براي تدريس به دانشگاه بروم.
–فرزندان شما هر دو در رشته هنر فعاليت دارند اين گرايش آنها به هنر تا چه حد تحت تاثير خواست شما بوده؟
– پگاه و پويا هر دو به انتخاب خودشان به رشته هنر رفتند و ما نه ترغيبشان کرديم و نه رد کرديم . پسرم به هنرستاني که پدرش درس خوانده بود "هنرستان هنرهاي زيباي پسران" رفت و بعد در دانشگاه در رشته نقاشي دروۀ ليسانس و فوق ليسانس را گذراند و چند سال است که در دانشگاه تدريس مي کند و در زمينه نقاشي و پرفورمنس آرت فعال است. دخترم هم به هنرستان هنرهاي زيباي دختران رفت و در دانشگاه ليسانس گرافيک و فوق ليسانس نقاشي را ادامه داد و در طراحي گرافيک و نقاشي فعال است.
–در دوران کاري خود بيشتر تحت تاثير کدام هنرمندان ايراني يا خارجي بوده ايد؟
– در دوره ي کارشناسي ارشد آقايان روئين پاکباز و مهدي حسيني و…از استادان من بودند که تاثير زيادي بر من گذاشتند از جمله بررسي و شناخت نگارگري ايراني. قبل از اين دوره آثارم کاملا انتزاعي بود، اما بعد از تاثير از نگارگري ايراني تا حدودي کارم تغيير کرد و در ادامه نقاشي در "هنر جديد" نيز چندين کار، اينستاليشن و ويدئو انجام دادم.
به نظر من هنرمند از هر کسي تاثير گرفته باشد در نهايت مي بايست ذهنيت خود را با هر مديومي که بهتر نشان دهنده تفکرش است ارايه دهد، با رنگ و قلم مو بر سطح دو بعدي نقاشي کند و يا با گچ و گل و فلز مجسمه سازي، و يا با ابزار مخصوص هنرجديد و…
–گاهي پيش مي آيد که کارهاي دانشجويان يک استاد همگي مشابه کار استاد شکل ميگيرد شما براي عدم بروز چنين اتفاقي چه اقدام خاصي ميکنيد؟
– در مسير آموزشي بعد از شناخت اصول آکادميک، مباني بصري، تمرينات و آموزش هاي اوليه، دانشجو را به سمت ذهنيت و توانايي که در او مي بينم هدايت مي کنم که چگونه مي انديشد، چه تکنيکي، چه فضا سازي و رنگ آميزي ، تمايل دارد براي نمود ذهنيت خود ارايه دهد …
بنابراين در تدريس نقاشي ابتدا بايد دانسته ها و توانايي دانشجو کامل شده و ذهنيت و تفکر او پرورش پيدا کند. ديدگاه افراد با هم متفاوت است، در طول تاريخ هنر هيچ گاه دو هنرمند مشابه يکديگر نبوده اند، البته شايد به طور مثال پيکاسو و براک در مقاطعي مشابه هم عمل کرده باشند اما اين مربوط به دوراني که هر دو در حال جستجو و ارايه راهي نو بودند، و بعد دوباره برمي گردند به ذهنيت شخصي خودشان و ويژگي منحصر به فرد کار خودشان را دارند. هر هنرمندي ويژگي ها، علايق و افکار خاص خودش را دارد، ما هيچ کدام شبيه هم نيستيم، بنابراين نقاشي هايمان هم نمي تواند شبيه به هم باشد.
همين تفاوت هاست که آثار را از هم جدا مي کند و براي همين مهم هست که هر فرد ذهنيت خودش رو ارايه بده. ممکن است شما يک فيلم کامل ببينيد يا موزيکي را ساعت ها گوش بدهيد يا به دقت دنبال کنيد اما براي فرد ديگري جذاب نباشد. آن چيزي که درون افراداست با هم فرق دارد پس همينطور نقاشي هنرمندان هم با هم فرق مي کند.
–موضوع کارهايتان را چطور انتخاب مي کنيد ؟
– موضوع کارهاي من زن در فضاهاي مادي و معنوي است، فضاهايي که زن در آن زندگي مي کند و با آن درگير است، گاهي در فضاي بسته اي قرار گرفته و نياز به آزادي و رهايي داره تا از فضاي مادي و پر فشار آن کادر بسته و زميني رها شود، و به سمت آزادي برود.
هر هنرمندي موضوعي دارد، شايد بعد از مدت زماني تغيري در موضوع ام ايجاد بشه اما مدت زياديست که موضوع آثارم "زن" است،البته اين فيگور در کارهايم خيلي عيني و واقعي نيست .بسيار ساده و بي آلايش است و حتي گاه نا پيدا.
مدت زيادي روي آثار نگارگري ايران کار کردم ،البته قبلا نگارگري خيلي برام جالب نبود چون شناخت کافي نداشتم، پس به تحقيق و مطالعه پرداختم و ويژگي هاي نگارگري برام بسيار جذاب شد، نگارگري دنياي خاص خودش را داره و با ذهنيت من بسيار نزديک و به نوعي اين ويژگي ها وارد کارم شد اما به شيوه اي امروزي. شايد شما در ظاهر هيچ اثري از نگارگري در کارم نبينيد ولي ظاهري زيبا و دروني مبهم، فضاهايي جدااز هم، حالتي تعليقي و فضايي مادي و معنوي و …
اتفاق هايي که در دنياي اطرافمان در جريانه به شيوه اي انتزاعي در کارها محسوسه، رنگ در آثار معنا دارد، از رنگ هاي رقيق روي بوم شروع مي کنم و بعد بخش هايي حذف مي شه و …
يکي از ويژگي هاي نگارگري ظاهري رنگين، شاد و زيباست، اما محتواي آن از يک عشق سوزناک صحبت مي کند يا از جنگ و ستيز، در عين نمود صحنه جنگ، شکوفه هاي زيباي بهاري در کناري خودنمايي مي کند، همان تضادهايي که در دنياي اطراف ما هم وجود دارند. شما هم زيبايي ها را مي بيني هم زشتي ها را، بنابراين در زندگي ما حضور دارند و تاثير گذارند و طبيعتا روي فضاي ذهني من هم تاثير گذاشتند.
به هر حال هنرمند موضوع کارهايش را خودش انتخاب مي کند، يکي با مسائل روز و وضعيت اجتماعي اطرافش درگير است و ديگري ممکن است دنياي کودکي و خاطرات گذشته خودش را نقاشي کند و يکي ديگر کاملاً فضاي خيالي و شاعرانه داشته باشه…
–تا به حال براي شما پيش آمده که به دلايلي براي مدتي نتوانيد نقاشي بکشيد؟
– اين دوره براي خيلي از نقاش ها پيش مي آيد،گاهي اوقات ممکن است هر چه کار کني جواب نگيري و نياز داريد مدتي کار نکنيد و ترجيح مي دهي در آن زمان مطالعه کني، فيلم ببيني و يا سفر کني و اتفاقات جديدي رو تجربه کنم، شايد ذهن بازتر بشود و شايد ايده ي جديدي اتفاق بي افتد. ذهن نقاش همچنان فعاليت خودش را انجام مي دهد و هنرمند نقاش اگر نقاشي نکشد، دستش کمي خاموش مي شود اما ذهنش فعال تر مي شود، گاهي اتفاق هايي براي نقاش ها پيش مي آيد که مي تواند جرقه اي در کار آنها باشد.
– برخورد شما با گره ها ي ذهني يا فرمي در عين کار چيست آّيا در زمان برخورد با اين گره ها با کار کلنجار ميرويد و يا رهايش مي کنيد؟
– من معمولاً کلنجار مي روم تا حلش کنم اما اگر به نتيجه نرسم ترجيح مي دهم کار را کنار بگذارم و کار جديدي شروع کنم و پيش بروم. بعد از مدتي دوباره
سراغ آن مي روم، اگر من را به سمت خودش کشيد شروع مي کنم و اگر نه باز هم کنار مي گذارمش، لازم است مدتي کنار گذاشته و ديده نشود، اشکالي هم ندارد، دليل هم نمي شود همه ي کار ها کامل شوند و به نتيجه برسند. هنرمند ماشين نيست.
–معمولا قبل از شروع کار عادت به زدن اتود هم داريد يا از همان ابتدا به سراغ بوم ميريد؟
– اتود به اين معني که روي ابعاد کوچکتر کار کنم بعد روي بوم بزرگ ببرم، خير. ولي در واقع در ذهنم همه چيز را آماده مي کنم ، بعد روي بوم شروع مي کنم. ولي ممکن است در طول کار هم باز تغيراتي ايجاد کنم و پيش بروم .
البته کارهاي کوچيک هم مي کنم که ممکن است گاهي به آنها به عنوان اتود نگاه کنم و برايم جالب باشد و ترجيح بدهم در ابعاد بزرگ هم انجامشان بدهم. اما هيچ وقت کار بزرگ دقيقا مشابه کار کوچک نمي شود و مسير خودش را طي مي کند.
– نظر شما در رابطه با لزوم دادن بيانيه به همراه اثر هنري و صحبت کردن هنرمند در کنار اثرش چيست؟
– در گذشته خيلي از هنرمندان اعتقاد داشتند اثر هنري حرف خود را مي زند و مخاطب برداشت خود را بايد داشته باشد. اما تئوري هنر اهميت بسياري دارد و استيتمنت هنرمند مهم است.
–چرا گاهي در آثار برخي از هنرمندان مطرحي که اتفاقاً آثارشان با قيمت هاي بالايي هم به فروش مي رسند با تکرار يک شيوه و تکنيک در طول سالها مواجه ميشويم؟
– هر هنرمندي فضاي شخصي خودش را دارد، و بر مبناي همين تفکرش است که پيش مي رود.اما متاسفانه اين اتفاق براي برخي هنرمندان پيش مي آيد، آثار يک هنرمند بايد در گذر زمان کامل تر بشوند. اينجاست که هنرمند بايد جستجوي بيشتري کند و ببيند چطور مي تواند ايده اش رو کامل تر کنه.
هرچند اتفاق هايي هم هستند که باعث مي شوند يک هنرمند آثار خود را تکرار کند. به عنوان مثال، وقتي يکي از کارهايش با قيمت خوبي به فروش مي رود، در نتيجه تقاضا براي تکرار آن اثر بيشتر مي شود.
–شما از اعضاي هيئت موسس انجمن هنرمندان نقاش بوده ايد و به عنوان عضو هيئت مديره در انجمن فعاليت داريد ، اين فعاليت هاي اجرايي مانع فعاليت هاي هنري شخصي شما نشده؟
– کارهاي اجرايي خيلي وقت و انرژي مي گيرند و مدت هاست فعاليت اجراي ام را کم کردم، اما هر کاري که در توانم باشد براي پيشرفت هنر انجام مي دم.
اگر موافق باشيد کمي هم در رابطه با فعاليت هاي اخير شما به عنوان رابط هيئت مديره انجمن در کميته ارزيابي و کارشناسي آثار و ديگر همکارانتان صحبت کنيم.با توجه به بررسي هاي انجام شده در موزه مجلس شوراي اسلامي و پي بردن به آسيب ديدگي و مشکلاتِ برخي از آثار، آيا بازديد از موزه هاي ديگر، مثل موزۀ هنرهاي زيباي کاخ سعد آباد، به منظور بررسي مشکلات احتمالي در برنامه هاي آينده قرار دارد؟
يکي از وظايف کميتۀ کارشناسي آثار انجمن، بررسي آثار موجود در موزه ها، مراکز فرهنگي و سازمان هاي دولتي است که داراي آثار هنري هستند. هدف نهايي ما ضمن تهيۀ آرشيوي کامل از آثار موجود، چگونگي نگهداري، اصالت و سلامت آثار مي باشد، و در جهت حفظ، مرمت و نگهداري آثار ملي کشورمان با مراکز فرهنگي همکاري خواهيم کرد.
چرا فعاليت خود را با موزۀ مجلس آغاز کرديد؟
با خبر شديم پرده "سردار اسعد بختياري" اثر کمال الملک در موزه در اثر مرمت صدمه ديده، آثار ارزشمند زيادي از کمال الملک و … در اين موزه موجود است که جز سرمايه ملي ايران است ، به همين دليل از طرف انجمن نامه اي نوشتيم و همراه کارشناس هنري به موزه مراجعه کرده و ضمن بازديد از کليه آثار آمادگي خود جهت تهيه آرشيو کامل، شناسايي، اصالت، سلامت و ارايه شناسنامه آثار اعلام کرديم.
لطفا در رابطه با اهداف برنامه ي شناسنامه دار کردن آثار هنري در انجمن نيز برايمان بگوييد؟
در حال حاضر ما پيگير انجام مراحل ثبت آرم انجمن هستيم. پس از اينکه آرم انجمن به طور رسمي به ثبت رسيد، فعاليت خود را براي شناسنامه دار کردن آثار شروع و اطلاع رساني را آغاز خواهيم کرد. اين کار کاملا تخصصي و جامع در سطح کشور انجام خواهد شد. شناسنامه يک اثر از زمان خلق شدنش تا امروز چه مراحلي را پشت سر گذاشته، در کدام نمايشگاه ها و موزه ها به نمايش در آمده، چند بار و توسط چه کساني مرمت شده و… بطور کامل ارايه خواهد شد.
آيا به نظر شما، به جز آموزش کارشناسان هنري، چقدر ما در امر آموزش مرمت کاران هنري موفق بوده ايم؟
مرمت کاران خوبي داريم؛ حتي يک واحد درسي در رشتۀ نقاشي به اسم مرمت آثار هنري و همينطور رشته مرمت در دانشگاه، اما به آن شکل که بايد، به مقولۀ مرمت آثار هنري توجه چنداني نشده و به همين دليل، آموزش کارشناس و مرمت آثار هنري در برنامه ي کميته ارزيابي و کارشناسي انجمن قرار گرفته. در همين راستا با اساتيد مربوطه هم صحبت هايي به عمل آمده و همکاران نيز در حال برنامه ريزي هستند تا بتوانيم کارشناسان حرفه اي تربيت کنيم.
خب اگر موافق باشيد به عنوان آخرين سوال در اين باره صحبت کنيم که آيا ما در کشورمان زيرساخت هاي لازم براي برگزاري هاي دوسالانه ها و آرت فرهاي بين المللي را داريم؟
به نظر من ما در کشورمان پتانسيل برگزاري رويدادهاي هنري بين المللي را داريم. افراد تواناي بسياري داريم. و متاسفانه هميشه هم کمبود اين مراسم را در سطح منطقه اي و بين المللي داشتيم. اما به نظر من يکي از مشکلات بزرگي که مانع از برگزاري چنين رويدادهايي مي شود، تأمين هزينه هاي بالا و عدم حمايت هاي لازم و تعيين و تأمين بودجۀ مناسبي از سوي دولت براي آنهاست.
حرف آخر؟
اميدوارم که با حمايت مسئولين، آيندۀ هر چه روشنتري پيش روي هنرمندانمان اعم از دانشجويان و تازه واردان به اين عرصه تا پيشکسوتان داشته باشيم .
من هم اميدوارم که شاهد روزهاي خوب پيش رو و موفقيت هاي بيشتر شما فعالين حيطه ي هنرهاي تجسمي باشيم. ممنون که وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
