
به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا، «لوگو»ها يک تصوير نيستند، هر کدام از آنها نشانهاي هستند که نهتنها روي ديوار و کاغذ و در وبسايتها، بلکه در ذهن ما نقش ميبندند و تداعيگر موضوعي خاص هستند.
ابراهيم حقيقي – گرافيست – درباره طراحي لوگو معتقد است که نشان تصويري در حقيقت، شناسه يا شناسنامه تصويري يک موسسه، محصول يا حتي يک شخص است. کلمه موسسه در اينجا بخش گستردهاي از موسسات، کارخانهها، شرکتها، وزارتخانهها و… را دربرميگيرد. نشان بايد ظرفيت تصويري روايت شخص و عملکرد يا کاربرد آن چيزي را که مسووليت آن را برعهده گرفته، مشخص کند. هر نشاني که درست طراحي شده باشد، در اين زمينه موفق خواهد بود.
تاريخچه «سمپاد» و حاشيههاي لوگوي آن
در سال ۱۳۵۵ مرکز دخترانه و پسرانه «تيزهوشان» پايهگذاري شد. پس از انقلاب اسلامي، در بازه زماني سالهاي ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۶ اين مدارس زير نظر دفتر کودکان استثنايي فعاليت ميکردند؛ اما در سال ۱۳۶۶ اساسنامه «سمپاد» تصويب شد و مدارس زيرمجموعه آن بهتدريج در استانهاي کشور گسترش يافتند.
چندي پس از درگذشت مريم ميرزاخاني – نابغه رياضي ساکن آمريکا و از دانشآموزان سمپاد – لوگوي اين سازمان به شکل گستردهاي در فضاي مجازي دست به دست شد.
جستوجوهاي خبرنگار ايسنا براي پيدا کردن نام و نشاني از طراح اين لوگو يا تاريخچهاي درباره مفهوم آن، نتيجه نداد. به همين دليل با طرح اين پرسش که «آيا اين لوگو مناسب سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان يا همان تيزهوشان است؟» به سراغ فرزاد اديبي – گرافيست – رفت و نظر او را در اينباره جويا شد.
اين نشانه از نظر هنري، کهنه و نخ نماست
فرزاد اديبي – گرافيست – در اينباره با اشاره به اينکه من طراح اين نشانه را نميشناسم، جستوجو نيز کردم، اما نام طراح را پيدا نکردم، گفت: اين نشانه از نظر هنري، بسيار کهنه و نخنماست، در حالي که براي چنين موضوعي، بايد نو انديشيد و نو کار کرد. امروزه «هنر-فن-رسانه» گرافيک به عرصههاي جديدتري وارد شده است که بر اين اساس، اين نوع طراحي را نه براي اين موضوع که براي موضوعات ديگر نيز مناسب نميدانم.
اين طراح گرافيک ادامه داد: تناسب نداشتن و ناهماهنگي بين اصل نشانه و آرم جمهوري اسلامي، که انتقادهايي به لحاظ هنري به اين آرم نيز وارد است، کاملا مشهود است. تنها نقطه قوت اين اثر، محيط بودن آن در ستاره هشتپر است که از جهت معنايي و نشانهشناسي قابل توجه و تقدير است. گرچه اقبال به اين ستاره، که ستاره پيامبر اسلام (ص) نيز نام يافته، پس از انقلاب، بسيار زياد و تکراري شده است، اما براي ايران عدد هشت و خود اين ستاره، خالي از مفهوم نيست.
اديبي اظهار کرد: طراحي نشانه، يکي از انتزاعيترين بيانها را در گرافيک دارد. بيان انتزاعي، بياني وسيع است و در گستره نقد هرمنوتيک ميتوان مفاهيم و برداشتهاي زيادي از آن داشت. اين نشانه نيز چنين است. اگر آن را تکرنگ (سياه و سفيد) ببينيم، ميتوان تعابيري مانند انفجار سياهيها، هجوم سياهيها، صادرات جهاني، رفتن سياهيها به فراتر از گستره ستاره و ورود روشنيها (فلشهاي نيزهگونه نگاتيو) را در آن ديد.
اين گرافيست تاکيد کرد: اين اثر براي چنين موضوعي اصلا مناسب نيست. نداشتن رنگ سازماني و ثابت نيز يکي ديگر از ضعفهاي اين لوگو است.
سمپاديها درباره اين لوگو چه ميگويند؟
جستوجوها درباره اين لوگو، شما را به يک تالار گفتوگوي اينترنتي دانشآموزان «سمپاد» ميرساند و لوگوي سمپاد يکي از موضوعهايي است که در آنجا به بحث گذاشته شده است. در ادامه به نظرهاي برخي کاربران سمپاد که در اين سايت مطرح کردهاند، اشاره شده است:
۱- «ميتونه منظورش اين باشه که همهچيز از خدا سرچشمه ميگيره و مبدأ و منشأ همهچيز و همهکس فقط خداست.»
۲- «معناش تراوش مغزه، يعني به جاي اينکه هي مطلب و درس هل بديم تو کلهمون، بايد بذاريم اون، چيز جديدي بده بيرون.»
۳- «بهجز اون هشت تا فلش که به جهتهاي مختلف هستند، هشت تا فلش کوچک هم به سمت داخل هست (با دقت نگاه کنين!) اين يعني اينکه ما مغزهاي کوچيک رو از همهجا ميگيريم، اونا رو پرورش و مغزهاي بزرگ تحويل ميدهيم! البته در اين حين رنگشون هم عوض ميشه!»
۴- «تا اونجايي که من شنيدم و فهميدم، اين فلشها به معني اينه که نخبگان ايراني افکارشونو به بيرون انتقال بدن. اين علامتها دقيقا رو به سمت بيرونه. حتي قضيه انتخاب علامه حلي براي مدارس هم قضيش همينه که علامه حلي عراقي بود و اومد ايران، تفکرات شيعه رو توي ايران گسترش داد. البته بعضيها ميگن منظورش اينه که تفکرات صحيح اسلامي رو انتقال بدن.»
۵- «يعني تيزهوشها هر کدوم تو يه کاري ميرن، يکي معتاد ميشه، يکي فيلسوف، يکي معلم، يکي هکر و…»
۶- «من از يکي شنيده بودم (از يکي از معلمها) که اين لوگو، يعني استعدادهاي ما در هر جهتي شکوفا ميشن!!!»
۷- «الله وسط نماد حکومت اسلامي و جمهوري اسلاميه و فلشها هم نماد جهتدهي در همه زمينهها!»
۸- «معناي اين آرم، هوش هشتگانه انسان است. تا موقعي که هوش به معني همين آيکيويي بود که از تستهاي سنتي به دست ميآمد بله، باهوشترينها همان آقا مهندسها و خانم دکترها بودند، اما نظريههاي جديدتر، به تعريف اصلي هوش برگشتهاند يعني "توان سازگاري و پيشرفت در شرايط مختلف" و به اين نتيجه رسيدهاند که يک مکانيک ماهر با تحصيلات سيکل، يک نوازنده دوتار بيسواد، يک فوتباليست ليگ برتر يا يک کشاورز که از زمينش محصول بيشتري برداشت ميکند هم باهوش هستند. در واقع هوشها انواع و اقسام دارند. بايد هر کسي در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصيلات و شغلش را بر پايه آن قرار دهد.»
۹- «يک دفعه يکي از معلمهامون گفت، قبل انقلاب سمپاد واسه سازمان استثناييها بود. هشت تا پيکانش هم کمبينايان، نابينايان، کمشنوانايان، ناشنوايان، معلولان جسمي، معلولان ذهني، و…. بودن که آخريش تيزهوشان بوده که بعد انقلاب فقط به تيزهوشان تبديلش کردن.»
۱۰- «بهترين برداشت اينه که شايد ما مثل هشت تا فلشاش، هر کدوممون به يه طرف بريم، ولي دلمون تو اون دايره وسط گيره.»
