معاون اموري هنري وزير ارشاد ميگويد هنر ايران به عنوان يک جريان ميداني عظيم ميتواند نمايشگر خوبي براي سرزمينمان باشد.
علي مرادخاني معاون اموري هنري وزير ارشاد در گفتوگو با هنرآنلاين درباره اتفاقات هنري مختلف اين روزها در کشورمان صحبت کرد که در ادامه ميخوانيد.
ارکستر سمفونيک تهران نخستين اجراي مشترک خود را با ارکستر فستيوال راونا در تالار وحدت روي صحنه برد. نظرتان درباره اين رويداد چه بود؟
خيلي خوشحال هستم که چنين فضاي مناسبي ايجاد شد تا يک اتفاق هنري و فرهنگي ويژه رخ بدهد. اين اتفاق علاوه بر مردم، بر روي خود هنرمندان ارکستر سمفونيک تهران هم تأثير ويژه گذاشت و آنها هم خوشحال بودند که ميتوانند در کنار انسانهاي بزرگي هم چون آقاي موتي و سوليستهاي ايتاليايي به دانستههاي خودشان بيفزايند.
فکر ميکنيد اين رويداد چه تأثيراتي بر فضاي موسيقي کشور ميگذارد و در فضاي موسيقي و فرهنگ دنيا چه چيزي را نشان خواهد داد؟
چنين رويدادهايي به طور قطع به ارتقا سطح موسيقي کشور بسيار کمک ميکند و در اين سطح جدي و ارزشمند است. هنر ايران به فراتر از مرزها ميرود و مردم در کشورهاي اروپايي نيز به نظاره هنرنمايي نوازندگان ارکستر سمفونيک تهران ميپردازند. حضور شايسته در فضاهاي اجتماعي و فرهنگي دنيا از جمله موضوعات اساسي و لازم است. هنرمندان داراي يک تريبون هستند و هميشه ميتوانند از اين طريق ايران را معرفي کنند و منظر خوبي از آن ارائه دهند. مردم دنيا از اين طريق واقعيت شايسته اين خاک را ميشناسند. بسياري از مردم کشورهاي ديگر و مردم اروپا به علت تبليغات منفي که عليه ايران ميشود از واقعيت زيبا و خوب آن بياطلاع هستند. در اينجا موسيقي ميتواند به عنوان يک بخش اساسي از هنر، واقعيت را به درستي به دنيا نشان دهد و جايگاه مردم ايران را در ميان ديگر مردم دنيا تثبيت نمايد. هنر همراه با خود دوستي و مهرباني را به همراه خواهد داشت.
پس از اجراي مشترک ارکستر سمفونيک تهران و ارکستر فستيوال راونا، به تماشاي اين اجرا در شهر راونا نشستيد. نتيجه چنين همکاري چگونه بود؟
هنر سرزمينمان ايران، به عنوان يک جريان ميداني عظيم ميتواند نمايشگر خوبي براي ايران باشد. با تأسف در دنياي امروز به جاي اين که علاقه به معرفي درست باشد، آنچه گسترش پيدا کرده است کژي و کژانديشي است. هر يک از حوزههاي مختلف تئاتر، سينما، موسيقي و تجسمي وظيفه خودشان را در اين زمينه دارند. ما روي موضوع ارکسترها بسيار کار کردهايم. موسيقي ميتواند در زمان کوتاهي ايجادکننده اتفاقات مهم باشد. تعداد بسياري اجراي مشترک ارکستر سمفونيک تهران و ارکستر فستيوال راونا را در شهر تهران، در طي دو سئانس صبح و بعد از ظهر ديدند. در شهر راونا نيز بيشتر از سه هزار نفر در يک شب براي تماشاي کنسرت به سالن آمدند.
آيا سياست هنر تفاوتي با سياست دولتي دارد؟
ديپلماسي هنر با ديپلماسي دولتي فرق دارد. ديپلماسي هنر ميان دو مردم است نه ميان دولتها. البته بخشي از آن ميتواند ميان دولتها باشد، اما در نهايت بخش اصلي آن ميان مردمهاست. به قدري ديپلماسي مردمي زياد است که در اشعار حافظ هم به اين مشترکها اشاره شده است.
باز هم ما شاهد چنين رويدادهاي بزرگ فرهنگي خواهيم بود؟
اگر نظير اين رويدادهاي بينافرهنگي مهم تکرار شود و هنر ايران بتواند در فضاي اجتماعي دنيا فعال باشد، ايران از موضع فرهنگ، هنر و آرمانهاي عميق خود دفاع خواهد کرد و ديگر جهانيان، ايران را با تصورات بدي که سياستمداران برايشان ايجاد کردهاند نخواهند شناخت. اين بزرگترين دستاورد چنين رويدادهاي مهمي خواهد بود.
به بينال شهر ونيز سري زديد و از غرفه ايران بازديد کرديد. نظرتان درباره غرفه ايران و نمايش مجسمه بيژن بصيري در اين غرفه چه بود؟
بيژن بصيري هنرمندي بسيار خوشقريحه است. او بسيار علاقهمند است که جايي در ايران باشد که بتواند آثارش را براي هميشه در آنجا قرار دهد و آثارش در ايران ماندگار شود. اين هنرمند به قدري خوشذوق است که ايتالياييها حاضر هستند براي از دست ندادن او هر کاري انجام بدهند. نمايشگاه او را در ونيز شامل سنبلهايي از انسانهايي که بر روي يک موضوع فکر ميکنند، ميدانم. هر چقدر به مرکز نزديک شويد ماجرا عميقتر ميشود. زماني که در چنين فضايي قرار بگيريد، همه چيز در حوزه جبر و اختيار مطرح ميشود. دانش و معرفت انسانها هر چه به مرکز نزديک ميشويم نيازمند معرفتي نسبت به اين موضوع است که ما نميدانيم در حقيقت هستي چه اتفاقي افتاده است اما واقعيت اين است که ما الان هستيم. عصاي موسي در اين نمايشگاه نمادي از آن چيزي است که موسي با خود داشت. در زير اينها جرياني سيال مانند خون انسان هست که همه اينها را تغذيه ميکند. بصيري به دنبال اين است که فاصله بين اين ندانستنها يعني عبور از حيرت به سمت معرفت را تعريف کند. او پيشنهاد داد آثارش را به ايران بياورد و نمايشگاه دائمي آثارش را در ايران بگذارد. اين پيشنهاد تازه مطرح شده است و ما بايد فکري براي ايجاد نمايشگاه در ايران کنيم.
تعدادي از هنرمندان گله ميکنند که براي برگزاري غرفه ايران در بينال ونيز با آنها مشورت نشده است. نظر شما دراينباره چيست؟
تمام هزينههاي برگزاري بينال ونيز بر عهده خودشان بوده است. مداخله ما تنها در سطح محتوا بوده است. بيژن بصيري به زودي نمايشگاه ديگري در پالرمو خواهد داشت. او در جايگاه بسيار خوبي است و ما تنها از برگزاري نمايشگاهش حمايت ميکنيم.
در رابطه با حاشيهاي که براي تئاتر "لامبورگيني" و حضور حميد صفت در اين تئاتر پيش آمده توضيح ميدهيد؟
در مجموعه معاونت هنري، به بخشي از کارها حوزه تئاتر و به بخشي ديگر حوزه موسيقي مجوز ميدهد. در حال حاضر ميبينيم در کنسرتها و هنگام اجراي موسيقي هنرمند نقاش يا خوشنويس در کنار صحنه بر اساس آن اجرا، اثري را ايجاد ميکند. پس پيوند ميان هنرها بسيار شده است. لذا ما بايد خودمان را به روز کنيم. از همين رو شايد به اين نتيجه برسيم که شوراي مشترکي داشته باشيم تا اين شورا با تسلط بر هر دو فضا، بتوانند مجوزهاي لازم در اين زمينه را صادر کنند. به اين نکته بايد توجه داشت که مجوز اصل موضوع است و يا اين محتوا است که مهم است. گاهي هنرمندي ميخواهد پرفورمنسي را اجرا کند که نمادهاي مختلفي دارد. ما وارد اين نمادها نميشويم. ما بايد در بخش نظارت پالايش درستي داشته باشيم.
