در دومين درسگفتار همايش دوسالانه مجسمه‌سازي مطرح شد هنر معاصر تأويل مي‌پذيرد نه قطعيت

دومين درسگفتار همايش بين المللي هفتمين دوسالانه مجسمه سازي تهران با عنوان " وضعيت، تغيير و تأويل پذيري در هنر معاصر" سه شنبه 20 تيرماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.

به نقل از روابط عمومي دفتر هنرهاي تجسمي، بهرنگ صمدزادگان در اين درسگفتار با اشاره به عنوان نشست گفت: هنر معاصر به مکان، زمان و فضايي که در آن کار مي‌کند پاسخ مي‌دهد، خود را هم محصول تفکر فرماليستي مدرن مي‌داند و هم محصول تفکر التقاطي پست مدرنيسم مي‌داند اما هيچکدام را اصل قرار نمي‌دهد. هنر معاصر مي‌گويد تاريخيت ام را در آينده از آنچه از من قرائت مي‌شود مي‌گيرم.

صمدزادگان ادامه داد: اثر هنري معاصر چه با حذف مؤلف و چه عطف مؤلف تأويل پذير است زبان هنري معاصر به جايي مي‌رسد که تأويل مي‌پذيرد اما در موضوع ، زيبايي شناسي و نشانه شناسي قطعيت نمي‌پذيرد بنابراين يک عنصر جديد يعني مخاطب به هنر اضافه مي‌شود، با اوليه آن يا حفظ مي‌شود يا زدوده مي‌شود اما به ميانجي سرنوشت اثربار جديدي به آن بخشيده يا تحليل مي‌شود. اثر هنري ممکن است از يک دايره دانش برخوردار باشد اما در مواجهه با بينندگان ممکن است به تعداد بينندگان از دايره‌هاي تأويل برخوردار شود.

اثر معاصر در عين حال که تلاش مي‌کند از تمام ارزش‌ها و روش‌ها استفاده کند اما اصل را بر قطعيت نمي‌گذارد بلکه بر تأويل پذيري مي‌گذارد.

صمدزادگان درباره تغيير و وضعيت در هنر معاصر گفت : هيچ هنرمند معاصري يک شيوه کار ندارد و در هنر معاصر وضعيت پايدار  و مانا نيست بلکه تغيير مي‌کند و گذراست و وضعيت به عنوان يک وجه مهم از هنر معاصر ، تصوير نمي‌شود بلکه وضعيت ايجاد مي‌شود. وضعيت به ميانجي ايجاد توجه به مکان، زمان يا فضايي که پيرامون اثر جريان دارد يا اثر بر بستر آن‌ها قرار دارد، ايجاد مي‌شود. بيننده در برابر اثر معاصر تماشاگر نيست، تجربه گر است و تأويل خود را خواهد داشت.

صمدزادگان در ادامه افزود:  هنرمندي که به تأويل مي‌انديشد يعني تلاش مي‌کند به ميانجي اثرش گفتمان توليد کند و از برخي مقاصد اوليه خود دور توليد اثر صرف نظر مي‌کند، پذيرفته است ضلع سوم توليد اثر تأويل مخاطب است و الزاماً مخاطب بر نقطه اي که او مي‌خواهد قرار نمي‌گيرد. هنرمند از اشباع کردن اثر از نشانه‌ها و عناصر پيام رسان صرف نظر مي‌کند و به سمت استعاره‌ها ، آشنايي زدايي، فقدان ارتباط‌هاي منطقي و معنادار مي‌رود. در واقع ما در هنر معاصر با يک وضعيت بينابيني رو به رو هستيم و از اثر به عنوان امکان براي تجربه استفاده مي‌شود نه به عنوان وسيله اي براي بيان نتايج تجربه‌هاي خود هنرمند با توجه به دادن ذهن مخاطب به زمان و مکان يک تجربه ثانويه از اثر ايجاد مي‌کند و ما با وضعيت بينابيني مواجهيم که در يک پاره خط متناقض شکل مي‌گيرد. يکي از مواردي که هنر معاصر بعد از دوران مدرن و پست مدرن تجربه مي‌کند، مساله ترديد است.

همايش بين‌المللي هفتمين دوسالانه مجسمه‌سازي معاصر تهران با هدف گسترش افق‌هاي انديشگي دوسالانه، کمک به تبيين درونمايه، و گشودن منظرهاي نو در حوزۀ پژوهش و آموزش مجسمه‌سازي کشور، در قالب تعدادي درسگفتار، ‌نشست‌، همايش، نمايش فيلم و انتشار کتاب طراحي شده است. اين همايش در راستاي سياست‌هاي کلي دوسالانه هفتم مبني بر افزايش بازه زماني فعاليت انديشگي دوسالانه، حفظ پويايي جامعه هنري در ارتباط با دوسالانه، و کار نظري ماندگار، در محدوده زماني از اعلام فراخوان آغاز شده و تا پايان دوسالانه تداوم خواهد داشت تا به برقراري پيوستگي معنايي دوسالانه کمک کند.

هفتمين دوسالانه ملي مجسمه سازي تهران با تم "وضعيت" از سوي دفتر هنرهاي تجسمي با همکاري انجمن هنرمندان مجسمه ساز ايران و موسسه توسعه هنرهاي تجسمي معاصر شهريور و مهرماه سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار خواهد شد.

منبع:هنرآنلاين

پیمایش به بالا