سرپرست کاوش در محوطه جوبجي رامهرمز، از کشف بقاياي جمجمه و بالا تنه يک کودک با گوشوارهاي مفرغي به گوش و دو ظرف سفالي بر بالاي سر به همراه چند مُهره عقيق و بدل چيني متعلق به دوره هخامنشي يا عيلام نو از کاوش در اين محوطه خبر داد.
به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري، آرمان شيشهگر اعلام کرد: کاوش فصل دوم محوطه جوبَجي- دهيور در بخشي از اين محوطه، در حدود ۵۰ متري جنوب شرقي آرامگاه عيلامنو انجام شد، که به کشف آثاري از دورههاي اشکاني، هخامنشي، عيلام نو و عيلام مياني منجرشد.
او با بيان اينکه آرامگاه عيلامنو، در کاوش فصل نخست در سال ۱۳۸۶ آشکار شد و متعلق به دو بانو از خاندان شاه «شوتورنهونته» پسر «ايندَدَ» از آخرين شاهان دوره عيلام نو (حدود ۵۸۵ تا ۵۳۹پيش از ميلاد) بود، گفت: فصل دوم کاوش به منظور شناسايي آثار فرهنگي و معماري مرتبط با اين آرامگاه و نيز آثار فرهنگي ساير دورهها انجام و يافتههايي مانند کشف جمجمه و بالا تنه کودک از دوره هخامنشي يا عيلامنو به دست آمد.
جادهسازيها، تابوتها و اسکلتهاي هخامنشي را منهدم کردهاند
اين عضو هيأت علمي پژوهشکده باستان شناسي، اظهار کرد: در اين کاوش نخست ديوارهاي سنگ چين منظم که دو فضاي مستطيل شکل کوچک و يک فضاي مستطيل بزرگ با زواياي گرد را تشکيل ميدادند و بيشترين بلنداي آن ها حدود ۷۰ سانتي متر بود، به دست آمد. وجود اين سازهها و بقاياي دو تنور در دو اندازه با قطر تقريبي حدود ۶۰ و ۵۰ سانتيمتر، دستاسها و پاشنه در سنگي، نشان از استقرارهاي کوچرو در اين محل است که ممکن است متعلق به دوره هخامنشي باشند.
او با بيان اينکه بخشهايي از اين لايه استقراري با تدفينهاي تابوتي دوره اشکاني که داراي حفاظي سنگ چين بودند ، آشفته شده بود، بيان کرد: حجم زيادي از سفالينههاي مکشوفه در ميان آوار اين دو لايه استقراري، سفالهاي دوره هخامنشي و اشکاني هستند که دليل اختلاط آنها حفر و ايجاد اين گورهاي دوره اشکاني در لايه زيستگاهي هخامنشي بوده است.
اين باستان شناس در همين حال، نمونههايي از سفالينههاي هخامنشي را قابل توجه دانست و افزود: اين تدفينها نيز خود با خاکبرداري، جادهسازي و عبور ماشين آلاتسنگين، آشفته و منهدم و از تابوتها قطعات اندکي باقي بود و اسکلتها نيز کاملاً از ميان رفته بود.
شيشهگر گفت: در کنار سازههاي سنگي، آثار ديوارهاي خشتي که احتمالاً مربوط به دوره عيلامنو هستند و بخشي از آنها در بررسي محوطه از پيش شناسايي شده بود مرکب از خشتهاي حدود ۳۵ در ۳۵ سانتيمتر و ضخامت حدود ۱۰ سانتي متر به دست آمد.
او با بيان اينکه آثار سقف مشاهده نشد و ممکن است در تخريبهاي امروزي با ماشين آلات سنگين از بين رفته باشد، بيان کرد: در غير اينصورت فرض وجود فضايي حياط مانند پديد ميآيد و با تکيه بر فرض دوم، اين فضاهاي خشتي، چهارديواريهايي را تشکيل ميدهند که درازاي هر ضلع ممکن است تا نزديک ۱۳ متر برسد.
اين باستانشناس با بيان اينکه بقاياي ديوارهاي خشتي کاوش شده در اين فصل، شامل بخشهايي از سه سازه چهار ديواري به هم پيوسته بود، افزود: آثار ديوارهاي خشتي در ساير نقاط محوطه پراکنده و شناسايي شده و نقشه آثار کاوش شده در دست تهيه است.
کاوشهاي غيرمجاز بخشي از گورهاي اشکاني را نابود کرده
شيشهگر با بيان اينکه حفر گورهاي دوره اشکاني باعث تخريب بخشهايي از ديوارهاي خشتي نيز شده است، ادامه داد: در محدوده کارگاهها، تعداد زيادي چاله کاوشهاي غيرمجاز و زباله دان نيز باعث تخريب بيشتر اين ديوارهاي مملو از خاکستر و سفال ايجاد شده در طول زمان و حتي برخي مربوط به روزگار کنوني شده است. همچنين سيلابهاي فصلي رودخانه و خاکبرداري مکرر ماشين آلات سنگين نيز به ويراني بيشتر اين فضاي خشتي انجاميده است.
عضو هيأت علمي پژوهشکده باستان شناسي افزود : بقاياي جمجمه و بالاتنه يک کودک که دو ظرف سفالي بر بالاي سر و گوشواري مفرغي به گوش و چند مهره عقيق و بدل چيني به همراه داشت در کنار يکي از ديوارهاي خشتي مدفون بود که احتمالاً متعلق به دوره هخامنشي يا عيلام نو بوده و تنها اسکلت قابل شناسايي در اين کاوش است.
وي گفت: در فضاي باز ميان چهارديواري خشتي مياني، گمانهاي ايجاد شد که حاوي سنگهاي نسبتاً بزرگ رودخانهاي و مملو از سفالينه عيلام مياني بود، در عمق حدود ۵/۲ متري از سطح گمانه نيز سازهاي پديدار شد که از نظر چيدمان شبيه به خشت بود، اما جنس آن ماسه اي بود و پنج رج آن مشخص شد.
سرپرست هيأت کاوش اعلام کرد: با پايان زمان مجوزِ کاوش در اين محوطه تاريخيف کاوش اين لايه فرهنگي به فصل سوم موکول شد.

منبع:ايسنا
