جمعه اين هفته گالري آفرينشهاي معاصر با همکاري کانون عکس انجمن سينماي جوانان اصفهان «نمايشگاه مينيماليسم در عکاسي» را با حضور برخي از بهترين عکاسان جهان و با گالري گرداني «ميلاد صفابخش» برگزار کرد.
مينيماليسم را نميتوان تنها در عکاسي و يا هنرهاي تجسمي خلاصه کرد. اين شيوه از هنر ريشه در تاريخ دارد و ميتوان حضور آن را در ادبيات و بهخصوص شعر دانست جايي که در شعرهاي هايکو ستايش طبيعت برگرفته از رابطه تنگاتنگ انسان و طبيعت است. طبيعت زنده و جاندار و برانگيزنده عواطف شخصي بشمار ميرود. طبيعت در اين نوع شعر دوست و همراه آدمي است و ميتواند با آن همدردي کند. اين نوع شعر صرفاً دربردارنده آرايههاي لفظي نيست، بلکه استعارهها و تشبيهات و ديگر تکههاي معاني و بيان در آن، هر يک بر انگيزنده عواطف و احساسات و محرک انديشههاست. کوه مهترين جلوه همه پديدههاي طبيعت است. رودها و چشمهسارها و ديگر عناصر طبيعت نيز در کنار کوه همواره موردستايش بودهاند. هايکو نوعي شعر کوتاه ژاپني در سه مصراع و شامل هفده هجا است. اين نوع شعر عصاره انديشههاي ذن و تفکرات دائويي نيز هست. شاعر هايکوسرا «سر بر سنگ مينهد» و با طبيعت يگانه ميشود؛ ماه گذرنده در آسمان را شکار ميکند، با امواج، ابر، سيلابها، يگانه ميشود، در جستوجوي محبوب؛ به هر دري ميزند، تماشاي مرغابيهاي وحشي، علفها، آبگير، شامگاه، صخره زاران، آني او را رها نميکنند. و او همواره بر ناپايداري جهان ميمويد. آبگيري قديمي/غوک ميپرد در آن/صداي آب.» هدف ديگر هايکو سرايان پرهيز از جنبههاي تعليمي بود. و جنبه زيبا شناسانه را به جنبههاي آموزشي و حتي فلسفي ترجيح ميدادند. در واقع بيانيه آنها اينگونه بود که سراينده هايکو نمي تواتند کار مناسبي انجام دهد مگر آنکه با صحنه زيبايي از طبيعت مواجه گردد و به شکلي واقعي از آنها نسخهبرداري کند. آنها هايکو را بخشي از ادبيات ميدانستند و با دانستن اين مهم که ادبيات خود بخشي از هنر است؛ ارزش غايي ادبيات، زيبايي است و هدف هنرمند زيباييآفريني و کشف زيبايي طبيعت و حيات انساني است. «اين زمين بزرگ/تهي ميشود از کندن/تنها عشق است/که به پايان نميرسد/در اين جهان.»
اما اينکه صرفا يک کوتاه نوشته را مينيمال بدانيم نميتوان يک فرضيه ثابتشده باشد چراکه در يک رمان ۱۰۰۰ صفحهاي هم ميتوان شيوه مينيمال را ديد و دريافت کرد. شيوه ديگري که در ادبيات به «بايتهاي داستاني» معروف است در راستاي داستانهاي کوتاه کوتاه مثل داستان ۱۰۰ کلمهاي هستند. داستانهاي خيلي کوتاه شامل موضوعهاي متنوعي هستند. برخي يک اتفاق کوچک را ميکاوند؛ يادداشتي بر يک اتفاق منحصربهفرد و غيرطبيعي يا حتي چيزي معمولي. بعضي داستانها عجيب هستند. برخي بر اتفاقات معمولي بناشده و برخي خيالياند. برخي برش کوتاهي از زندگي هستند. لحظهاي گذرا که ميتواند بهمثابه اتفاقي تعيينکننده يا کشفي مهم باشد. ما همه چنين لحظههايي را در زندگي داريم. و بايتهاي داستاني در پي کاويدن اين لحظههاي گذارند. بهعنوان نمونه داستان کوتاه کوتاه کوتاه «متيو مک اينتاير» با عنوان «نامتجانس»…و اصل داستان با پيکرهاي که ميخوانيد: «مدرنيستهاي وقيح، هميشه داستانهايي بدون هيچ تناسبي مينويسند.»
حال که نگاهي کوتاه به ادبيات و ريشههاي مينيماليسم داشتيم. بايد گفت که اعلام رسمي مينيماليسم در دهه ۶۰ ميلادي با هنر مجسمهسازي آغاز شدجايي که هنرمندان اين شيوه با يک سري اشيا دورريختني فرمي از هنر را ايجاد کردند که قابلبيان دوباره بود. درواقع آنها اعتقاد داشتند که از بيچيزي ميتوان چيزي را ساخت. چيزي که جهان خودش را دارد منهاي اشيايي دربرگيرنده پيش از ساخت خود اثر.
ميلاد صفابخش کيوريتور اين نمايشگاه بيانيه اين نمايشگاه را اينگونه توصيف مي کند:"کمينهگرايي (مينيماليسم) جستجويي است براي نظم، براي آنچه ضروري است، براي سليقه زيباييشناسي. آنجا که همهچيز در جايگاه مناسب خويش قرار ميگيرد. همهچيز از هارموني و تعادل کامل برخوردار است. کمينهگرايي گونهاي از جستجوست براي کمال. آنجا که هيچ عنصري بر ديگري چيره نميشود. مشاهده يک تصوير کمينهگرا درواقع لحظه راستينِ شگفتي از زيبايي بيپايان است که سکوت و آرامشي بزرگ را در هم ميآميزد."
افتتاحيه اين نمايشگاه جمعه ۵ خردادماه ۹۶ بوده است و ادامه آن تا ۳۰ خرداد ماه است.
آدرس مرکز آفرينشهاي معاصر اصفهان:اصفهان، خيابان فردوسي، کوي مادي چرخاب، پلاک ۱/۷/مرکز آفرينشهاي معاصر اصفهان سهشنبهها تعطيل است.
