شناسايي ۱۰محوطه از عصر مفرغ تا دوره اسلامي در سراوان

در بررسي باستان شناسي و گمانه زني به منظور تعيين حريم محوطه‌هاي محدوده روباهک – دزک سراوان ۱۰ محوطه از عصر مفرغ تا دوره اسلامي شناسايي و تعيين حريم شدند. 

به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا، مهدي مرتضوي – سرپرست هيأت باستان شناسي – با اعلام اين خبر گفت: روباهک نام معروف‌ترين محوطه محدوده مورد مطالعه طرح «بررسي باستان شناسي و گمانه زني به منظور تعيين حريم محوطه هاي محدوده روباهک – دزک سراوان»است ، که تپه روباهک شواهد سفالي عصر مفرغ را در خود دارد که به عنوان قديمي‌ترين و معروفترين محوطه در بين ده محوطه مورد مطالعه در اين محدوده محسوب مي‌شود.

او وجه تسميه اين محوطه را به واسطه‌ي  زيست روباه در اطراف اين محوطه که در زمان فعاليت ميداني باستان‌شناسان در محوطه ديده مي‌شدند، دانست و افزود: کار ميداني حاضر در محدوده‌اي با وسعت تقريبي ۶۰۰ هکتار در ميان سراوان و روستاي احمد آباد از طرفي و روستاهاي دزک و کولو از طرف ديگر در ۴۵ روز صورت گرفت .

مرتضوي با اشاره به اين نکته که در اين فعاليت ميداني ابتدا در يک مرحله بررسي و شناسايي ۱۰ محوطه از عصر مفرغ تا دوره اسلامي شناسايي شد، گفت: سپس تمامي اين محوطه‌ها با حفر حدود ۱۰۰ گمانه تعيين حريم شدند. به نظر مي‌رسد تعدادي از محوطه‌ها از نوع کمپ سايت مشابه نمونه‌هاي امروزي در همين منطقه که در کپر زندگي مي‌کنند، باشند.

اين باستان‌شناس با بيان اينکه وجود رسوبات سيلابي در برخي از محوطه‌ها گروه باستان شناسي را وادار کرد تا برخي از گمانه‌ها را  تا عمق بيش از سه متر حفر کند وافزود: مرحله بعدي بررسي محوطه بود که به منظور درک بهتري از پراکندگي ادوار فرهنگي بر اساس شواهد سطحي صورت گرفت.

وي گفت: با توجه به دو فاکتور اندازه و ميزان دخالت انساني در اين محوطه‌ها سه نوع استراتژي براي بررسي شامل بررسي سيستماتيک در دو محوطه، بررسي طبقه‌اي شامل دو نوع منظم و غيرمنظم در چهار محوطه و بررسي غير احتمالي در چهار محوطه درنظر گرفته شدو در همه‌ي اين محوطه‌ها روش نمونه برداري از نوع غيراحتمالي بوده است.

او در ادامه يکي از فعاليت‌هايي که در اين کار ميداني انجام شد را شناسايي و بررسي غيراحتمالي قنات‌هاي محدوده مورد مطالعه اعلام کرد که در چندين رشته پراکنده شده بودند.

رييس هيأت باستان شناسي با اشاره به اين نکته که در کنار برخي از قنات‌ها سفال‌هايي متعلق به دوران اسلامي کشف شد، بيان کرد: هر چند تاريخ‌گذاري اين محوطه نيازمند مطالعات دقيق‌تري است، اما شواهد موجود گوياي فعال بودن اين قنات‌ها از قرون مياني اسلامي تاکنون بوده است.

مرتضوي با بيان اين‌که مرحله پاياني کار تهيه نقشه توپوگرافي محوطه ها با دستگاه توتال استيشن بود که در درک بهتر موقعيت محوطه ها، نحوه قرارگيري و ارتفاع بسيار مناسب است، افزود:‌به نظر ميرسد محدوده مورد مطالعه حداقل و بر اساس شواهد موجود از عصر مفرغ تا دوران معاصر که روستاي دزک نماد زنده آن است، فعال بوده است.

او با اشاره به شواهد موجود که دو نوع استقرار دائمي و موقت در محدوده را شامل مي‌شود، افزود: تقريبا اين نوع از استقرار هاي انساني امروزه در محدوده قابل مشاهده هستند. يکي از مشکلات اين طرح دخالت‌هاي گسترده انساني در محدوده مورد مطالعه است.

وي با ابراز تأسف از اينکه برخي از محوطه‌ها به بهانه فعاليت‌هاي کشاورزي و عمراني تخريب شده‌اند و برخي از آنها با سنگچين کردن محدوده محوطه مورد تعرض قرار گرفته‌اند، افزود: اين پروژه کمک کند تا با تأکيد بر تعلق اين محوطه‌ها به ميراث فرهنگي، از آنها به خوبي حراست و محافظت شود.

او گفت: متاسفانه محوطه هايي مانند محوطه هاي مهرگان، تپه سنگي احمد آباد، کهنوک، شاه مردان و نخلستان در فعاليت‌هاي ساختماني درون عرصه به شدت دچارآسيب‌هاي جبران ناپذيري شدند که اين انتظار از ميراث فرهنگي سراوان مي‌رود که با مديريت قاطع مانع از دخل و تصرف‌هاي بيشتر و تخريب محوطه‌ها شود.

شهرستان سَراوان يکي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرق ايران است. مرکز اين شهرستان شهر سراوان است که در منتهي‌اليه شرقي‌ترين نقطه کشور واقع است و به زادگاه خورشيد ايران شهرت دارد.سراوان اولين نقطه در کشور است که خورشيد در آن طلوع مي‌کند به‌طوري‌که طلوع و غروب خورشيد در سراوان با طلوع و غروب خورشيد در غربي‌ترين شهر کشور يک ساعت و ۱۷ دقيقه اختلاف دارد از اين رو به زادگاه خورشيد ايران معروف است.

دزک نام روستايي در دهستان حومه بخش مرکزي شهرستان سراوان  قرار گرفته است که بواسطه مسجد جامع اش با سبک معماري خراساني معروف است.نزديکي اين روستا به شهرستان سراوان گاهي اين تصور را بوجود مي آورد که گويا اين روستا يکي از محلات سراوان باشد.

وجود نخلستان‌هاي متعدد در درون و اطراف اين روستا، زيبايي خاصي بدان بخشيده است. شايد به جرات بتوان گفت شکل گيري و تداوم سکونت در اين روستا که پيشينه آن به هزاره سوم پيش از ميلاد مي رسد عمدتا به واسطه غناي محيطي آن بوده است.

پیمایش به بالا