مرتضي گودرزي ديباج معتقد است با افزايش تعداد گالريها و علاقه جوانان به هنرهاي تجسمي، اين شاخه از هنر بيش از گذشته به زندگي مردم راه يافته است.
به گزارش خبرنگار مهر، مرتضي گودرزي ديباج که اين روزها به عنوان رئيس مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري مشغول به کار است، کار هنري خود را از سال هاي۵۴ آغاز کرد؛ زماني که تازه مقطع ابتدايي را به اتمام رسانده بود. مي گويد حضور برادرش در سوق دادن او به سمت هنر نقش موثري داشته است. وي درباره گرايشش به سمت هنر به خبرنگار مهر گفت: پيش از اينکه حتي ديپلم بگيرم شروع کردم به آموزش هنر. سال ها بود فعاليت هنري ميکردم و تجارب خوبي کسب کرده بودم. خاطرم هست دو تن از معلمان دوره راهنمايي ام به کلاس هاي طراحيام ميآمدند. خيلي برايم اين موضوع جالب بود، يک نوجوان بودم و معلمانم که صبح ها به من آموزش ميدادند به کلاس هايم ميآمدند و جاي ما به نحوي عوض ميشد.
وي ادامه داد: پس از پايان تحصيلات متوسطه در هر سه مقطع دانشگاه نقاشي خواندم. در سبک هاي مختلفي کار کردم اما نگارگري را خيلي دوست داشتم و از هنر و تجربه اساتيد بزرگي به صورت غير مستقيم بهره بردم. بعدها که به سمت هنر مدرن تمايل پيدا کردم باز هم کارهايم از فضاي ايراني و آنچه در نگارگري آموخته بودم متاثر شدند و به نحوي به زباني که منحصر به خودم بود دست پيدا کردم که نمي دانم تا چه اندازه در اين زمينه موفق عمل کرده ام.
گودرزي بيان کرد: در سال هاي بعد از اتمام تحصيلاتم وارد مباحث نظري هنر شدم و ۱۴ اثر در اين زمينه نوشتم. برخي از اين آثار چند جلدي هستند. در مورد هنر ايراني، هنر مدرن و جهاني و هنر انقلاب مطالعات جدي داشته ام و آثاري را به رشته تحرير درآورده ام. چند جلد کتاب هم در دست تاليف دارم و همزمان نقاشي، تدريس، مطالعه پژوهش و مجسمه سازي را دنبال مي کنم.
وي درباره حضورش در حوزه هنري نيز گفت: از حدود بيش از ۲۰ سال پيش با حوزه هنري در ارتباط بوده و هستم. با هنرمندان حوزه هنري دوست بودم و بنا به اظهار لطفي که دوستان داشتند همکاريام را با اين نهاد نزديک تر کردم و مسئوليت هاي مختلفي را بر عهده داشته ام. رئيس پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي بودم و مدتي است مدير مرکز تجسمي هستم و اينجا هم فعاليت هنري را در کنار مديريت ادامه داده ام.
ديباج در پاسخ به اينکه از زماني که شروع به فعاليت هنري کرديد سالهاي زيادي گذشته است. جايگاه هنرهاي تجسمي را در اين روزها چطور ارزيابي ميکنيد؟ بيان کرد: شرايط نسبت به دو يا سه دهه قبل خيلي بهتر شده و گستردگي فعاليت هاي هنري چشمگير است. افتتاح گالري هاي هنري در تهران و مراکز شهرستان، رونق خريد و فروش آثار هنري، گسترش مراکز علمي و دانشگاه ها در زمينه هنري و… به رونق اين حوزه انجاميده است. خوشبختانه امروز واژه هنر و هنرهاي تجسمي بين مردم واژهاي بيگانه نيست. البته اين نکته را هم بايد در نظر داشته باشيم که ۳ دهه قبل با کشوري نهايتا ۳۰ ميليون نفري روبرو بوديم و امروز جامعهاي ۸۰ ميليون نفري داريم که طبعا باعث گستردگي فضاي هنري نيز ميشود. اين گستردگي در کنار همه محاسنش گاهي مشکلاتي را هم بدنبال دارد.
وي درباره مشکلات اين عرصه نيز اظهار کرد: هنر با ديده شدن معنا پيدا مي کند و هنرمندان دوست دارند هنرشان در معرض نمايش باشد اما در جامعهاي که به اصطلاح جوامع شبه هنري در آن افزايش پيدا کرده اند سربلند کردن و ديده شدن سخت ميشود. به خصوص اين موضوع براي جوانان بسيار چالش برانگيز است. در کنار اين ها هزينه هاي آموزش، يادگيري و فعاليت هاي هنري خيلي بالا رفته است، اين کار را براي هنرمندان در جامعه بزرگ هنري دشوارتر ميکند.
اين هنرمند عرصه هنرهاي تجسمي همچنين در پاسخ به اين پرسش که ارتباط با جوانان هنرمند براي او چگونه است و فضاي هنري جوانانه کشور در زمينه هنرهاي تجسمي را چطور توصيف ميکند، بيان کرد: ارتباطم با جوانان بسيار خوب است و با جوانان هنرمند بسياري دوستم و از آنها انرژي مي گيرم. هر جايي که استعدادي ببينم و حس کنم آن فرد مي تواند در زمينه هنر حرفي براي گفتن داشته باشد تا جايي که از دستم برآيد حمايت و راهنمايي و سرمايه گذاري مي کنم و به اين موضوع به عنوان يک تکليف نگاه ميکنم ضمن اينکه حمايت از جوانان جزو علايق شخصيام است.
دليل گرايش متخصصان ساير مشاغل به هنر
گودرزي که به تازگي در جشنواره فرهنگي وزارت بهداشت که بيشتر فضايي دانشجويي دارد به عنوان داور بخش هنرهاي تجسمي حضور داشته در ادامه درباره اينکه اساسا حوزه هاي ديگر مانند بهداشت و … که در اين زمينه ها جشنواره هاي متعددي برگزار مي کنند چگونه بايد خود را با هنر پيوند بزنند نيز گفت: نياز جوامع غير هنري به مقوله هنر بيش از جامعه هنري است. پزشکان، صنعتگران، دانشجويان غير هنري، پيشه وران و … به شدت و بيش از هنرمندان به هنر نياز دارند. جامعه هنري پيشهاش هنر است و با اين مقوله آشنا است. اينکه چرا اين عزيزان به هنر نياز دارند دليلي منطقي دارد، هنر جهان را براي بشر تلطيف کرده و به زندگي معنا مي بخشد. هنر دريچه اي را به روي انسان باز ميکند و او را با ابعاد زيبايي از هستي آشنا کرده و زندگي را در نظرش دوست داشتني تر ميکند.
وي ادامه داد: در جامعه پزشکي که سراسر با درد و آلام مردم مواجه است و عزيزاني که در جامعه پزشکي مشغول به کار هستند همه روزه با انبوهي از مسايل دردآور و استرس ها مواجه اند و اين مسائل براي شان رنج روحي و اضطراب و پيري زوردرس ميآورد. هر بار يک آمبولانس را در خيابان مي بينم با خودم ميگويم راننده و بهياراني که در اين ماشين هستند و در ترافيک گير افتاده اند تحت چه فشار عصبي قرار دارند. هنر براي اين افزاد ميتواند التيام بخش باشد. آنها ميتوانند براي فرار از اين همه مشغله و سختي هاي شغلي و استرس هاي روزانه به هنر پناه بياورند.
گودرزي در ادامه سخنان خود گفت: کادر پزشکان و درمانگران مي توانند با هنرشان محيط بيمارستان را از حالت خشک و سرد خارج کرده و به روحيه بيمار کمک کنند. دليل ديگري که مي توانم عنوان کنم اين است که گاهي هنر به کمک درمان ميآيد. خيلي جاها اگر به حوزه مسايل هنري توجه شود درمان براي کادر پزشکي راحت تر مي شود. براي مثال اگر يک دندانپزشک يا يک پزشک جراحي زيبايي و حتي يک جراح عمومي ادراک شان از زيبايي شناسي و هنر بالا برود قطعا نتيجه در کارشان نيز اثرگذار خواهد بود. دانشجويي که امروز در اين جشنواره شرکت مي کند در سال هاي آتي به عنوان پزشک به جامعه خدمت خواهد کرد و چه خوب است اين جشنواره برگزيدگان و دانشجويان مستعد و علاقهمند را رها نکرده و اجازه ندهد که آنها بخاطر فشار کاري فعاليت هاي هنري شان را رها کرده و از استفاده از ظرافت ها و ظرفيتهاي هنر در کار و زندگي شان دور شوند. اتفاقا وقتي اين دانشجويان در لباس پرستاري و پزشکي به مردم خدمت کنند بيش از هر زمان به هنر نياز دارند.
وي در پايان گفت: قرار نيست اين دانشجويان هنرمنداني حرفه اي يا حتي متبحر شوند بلکه قرار است با آشتي شان با هنر در برابر دنيايي از زيبايي و ظرافت قرار بگيرند که در شغل و حرفه و البته زندگي شان اثر مثبت داشته باشد. وقتي يک پزشک يا پرستار يا درمانگر و بهيار خسته از روزمرگي ها و استرس هاي شغلي به بوم نقاشي، قلم خطاطي، ساز موسيقي و يا هر هنر ديگري پناه ببرد قطعا نتيجه التيام روح خواهد بود.
