
به گزارش گالري آنلاين به نقل از مهر، سه شنبه ۱۰ مرداد بود که نامه کوتاه علي معلم دامغاني رييس فرهنگستان هنر موجي از واکنش ها را تا همين امروز در جامعه هنرهاي تجسمي برانگيخت؛ نامه اي که در آن آمده بود: «بدينوسيله اعلام مي کند که بيش از پانصد تابلو از آثار نقاشان ايراني که با تطميع تأثيرگذاري در مديران و بعض از کارمندان به بهانه نمايشگاه و غيره، بدون شناسنامه و سند به خزانه فرهنگستان تحميل شده است، در اختيار اين نهاد فرهنگي است. شرکت پارس آريان به سرپرستي آقاي امين تفرشي مدعي مالکيت آن است، که ادعاست و بايستي اثبات شود. عجالتاً مال، مال الله است و متعلق به مردم و ميهن اسلامي است (من آنچه شرط بلاغ است). الحمدالله»
با اينکه هنرمندان بسياري در اين ميان اظهارنظر کرده اند و مباحث زيادي مطرح شده است اما در يک فضاي دور از جنجال مي توان به تک تک موارد کارشناسي مانند حق مالکيت آثار، موزه بانک پاسارگاد، بازار آثار هنري، آثار جعلي در بازار هنر ايران و… پرداخت. از سوي ديگر به نظر مي رسد رييس فرهنگستان هنر مصر شده است تا سه قوه را در اين ماجرا حساس کند. در آخرين واکنش نيز روز گذشته ۲۷ شهريور نامه ديگري را در سايت فرهنگستان هنر خطاب به سران سه قوه و وزاري کشور، وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات نگاشت و شکواييه اي را مطرح کرد مبني بر اينکه: «بدين وسيله شکوائيه فرهنگستان هنر را به همراه مدارک بي امضا و امضا شده اشخاص غير مسئول و حکم اجرا غيرقانوني به نفع مدعي متهم کلاهبردار مالخر بدون تشکيل دادگاه صاحب صلاحيت (در مورد ۵۰۰ اثر هنري مضبوط در فرهنگستان) و پانوشت سرهنگ بي خبر از قانون و فرستادن پليس به همراه عده اي اوباش و لات مزدور و شکستن حرمت دولت و حکومت تقديم داشته، متذکر مي شوم که مطامع جوقي بي وطن ضد جمهوري اسلامي که با اين اعمال درصدد اثبات عدم اقتدار قوه حاکمه و انعکاس آن به خارج از کشورند و اين سزاوار نيست. چرا ز قافله يک کَس نمي شود بيدار!؟»
گفتگويي با علي معلم دامغاني درباره اتفاقات دو ماهه اخير صورت گرفته که در ادامه مي خوانيد:
* طي اين مدت مصاحبه هاي زيادي داشتيد اما به نظر مي رسد فارغ از بعد حقوقي دعوي که ميان شما و امين تفرشي وجود دارد همه حرف شما به همان بيانيه اول که ۱۰ مرداد منتشر کرديد، باز مي گردد که چند نکته در آن عنوان کرديد؛ اينکه آثاري که چند سال در فرهنگستان هنر به عنوان گنجينه بانک پاسارگاد نگهداري مي شد بدون شناسنامه و سند به خزانه موسسه صبا تحميل شده و اينکه شرکت پارس آريان به سرپرستي آقاي امين تفرشي ادعاي مالکيت آن را دارد و مال، مال الله است. مي شود بفرماييد در آن بيانيه منظورتان از اينکه مال مال الله است، دقيقا چه بود؟
– اين مساله که کاملا روشن است. همه اموال متعلق به خداوند است، يک مالي را به من نشان بدهيد که متعلق به خداوند نباشد. از بديهيات که پرسش نمي شود.
* اين حرف شما از منظري درست است، اما وقتي در بيانيه اسم کسي را مي آوريد که او مدعي مالکيت حقوقي اموال است، آنوقت حرف شما بعد حقوقي پيدا مي کند.
– دعواي ما هنوز حقوقي نشده است و يک بحث فرهنگي است. آيا درباره سرقت آثار هنري و ايجاد بازارهاي کاذب در اين سو و آن سوي آب اطلاع داريد؟ همه مي گويند مطلع هستند اما اين يک اطلاع واقعي نيست. اين دعواي فرهنگي بود که عده اي کوشش کردند آن را حقوقي کنند و حتي شکايتي برده شد دادگاه و منع تعقيب براي من صادر کردند.
* پس حقوقي شده است؟
– بله ولي مساله اينجاست که ۵۰۰ تابلو در جايي از تهران وجود دارد که يک نفر ادعا مي کند متعلق به اوست. اين ۵۰۰ تابلو مانند ۵۰۰ هواپيما يا موشک است که يکباره يک جا ديده مي شود در حاليکه آنجا نه بازار موشک وجود دارد و نه کارخانه توليد هواپيما. کسي به اين موضوع توجه نمي کند.
مساله ۵۰۰ تابلوست و بايد آن را بگذاريم کنار اتفاقي که چندي پيش درباره موزه رضا عباسي رخ داد و تعدادي تابلو به سرقت رفت و حتي عده اي جلوي موزه تجمع کردند. ۵۰۰ تابلو در کشوري که ۵۰ هنرمند فعال در آن نمي توانيد پيدا کنيد که توليد تابلو داشته باشند مشکوک است* موزه هنرهاي معاصر تهران هم چند هزار اثر دارد.
– اگر موزه مورد نظر شما اعلام کند من اين تعداد اثر دارم و يکباره يک نفر بيايد بگويد اين آثار متعلق به من است، جريان چيز ديگري مي شود. خبرنگاران نبايد داور و قاضي باشند بلکه بايد متوجه جريان باشند.
برميگردم به سوال قبلي شما؛ بله حرف تازه اي در کار نيست و همه چيز از ابتدا همان بيانيه اول بود. مساله ۵۰۰ تابلوست و بايد آن را بگذاريم کنار اتفاقي که چندي پيش درباره موزه رضا عباسي رخ داد و تعدادي تابلو به سرقت رفت و حتي عده اي جلوي موزه تجمع کردند. ۵۰۰ تابلو در کشوري که ۵۰ هنرمند فعال در آن نمي توانيد پيدا کنيد که توليد تابلو داشته باشند، مشکوک است.
* هنرمندان همه اين آثار که در قيد حيات نيستند.
– وارد مطلب خوبي شديد. از اين ۵۰۰ تابلو بخش عمده اي از آثار متعلق به کساني است که زنده نيستند و تعدادي هم متعلق به کساني است که در قيد حيات هستند. اين آثار دو ارزش مادي و ملي دارد. وقتي اثري ارزش ملي دارد درباره اش بازاري چانه نمي زنند بلکه بايد فرهنگي فکر کرد. فکر کنيد ۵۰۰ اثر به وسيله يک گروه به خزانه ما تحميل شده است و يک بازار دروغين هم وجود دارد. بايد اين را پرسيد که چرا مي خواستند در فرهنگستان هنر اين آثار انبار شود، چون مي خواستند يکي يکي به نام فرهنگستان هنر آن را خارج کنند و بفروشند. اگر در انبار بي نام و نشان بود که جرات نمي کردند اين کار را بکنند و در واقع اينجا از حيثيت فرهنگستان هم سوءاستفاده شده است.
* شما بارها بر وجود بازارهاي دروغين و دزدي آثار هنري و جعلي بودن آثار و… تاکيد کرده ايد. آيا راهکاري براي چنين وضعي که توصيف مي کنيد، داريد؟
-راهکار را بنده نبايد بدهم. مملکت رييس جمهور و مجلس و قوه قضاييه دارد. در کنار اين افراد و نهادها، فرهيختگان درجه يک هم دارد. وقتي شما متوجه مي شويد در ملکتان يک تعداد اموال عمومي است موظف هستيد آن را اطلاع بدهيد. اموال عمومي که مي گويم چيزي شبيه يوزپلنگ منظورم است. يوزپلنگ به صحرا تعلق دارد و يا درخت متعلق به جنگل است. وقتي يک هيزم شکن يا تبرزن ادعا مي کند جنگل مال اوست، شما مي توانيد آن را اعلام کنيد.
مردم در خانه هايشان گربه نگه مي دارند و اين طبيعي است (البته نه ۵۰۰ گربه) اما وقتي يکي ۵۰۰ يوزپلنگ در جايي نگه دارد، شک برانگيز استمردم در خانه هايشان گربه نگه مي دارند و اين طبيعي است (البته نه ۵۰۰ گربه) اما وقتي يکي ۵۰۰ يوزپلنگ در جايي نگه دارد، شک برانگيز است. از او مي پرسيم تو شکارچي هستي يا شکارباني و بعد مي گويد نه من بيزينس دارم. بعد نبايد بپرسيم اين ۵۰۰ يوزپلنگ نزد شما چه کار مي کند!
اين آثار هنري در يک يا دو سال خلق نشده اند. اين آثاري است که دولت ها آنها را مي خرند و به موزه ها مي برند يا موزه هاي خصوصي داراي جواز آنها را نگه مي دارند، اما هميشه يک عده هستند که زيرخاکي بيرون مي آورند و يا گنج ياب ها که اين زيرخاکي ها را به مال خرها مي فروشند و…
دولت بايد بيدار باشد که اينها به چه دليل اين گنج ها را جمع مي کنند. آيا مي خواهند به عنوان ميراث ملي نگهداري کنند يا مي خواهند از کشور خارج کنند. ما به چنين آدم هايي رو به رو هستيم که اينقدر گستاخ هستند که وقتي مي گوييم اين مال نوعا نمي تواند متعلق به شخص باشد و مال، مال ملي است و اصلا چرا در فرهنگستان هنر است و در انبار خودتان نيست، اينچنين حمله مي کنند. مشخص است مي خواهند آثار را ببرند در بازارهاي دروغين و فاسدشان بفروشند و اين ميان حيثيت فرهنگستان هنر را از بين ببرند. آنوقت مي روند در دو دادگاه مختلف از رييس فرهنگستان شکايت مي کنند. رييس فرهنگستان هنر چه کاره است؟ بايد از فرهنگستان هنر شکايت مي کردند. اموال که در خانه من نيست و در فرهنگستان هنر است. من هم چون سرپرست اينجا هستم از حرف حق دفاع مي کنم. حالا اگر من بروم يکي ديگر بيايد يا از اين حق دفاع مي کند يا نمي کند.
بيايند بگويند شکايتشان از من به چه دليل است. آنها از فرهنگستان سوءاستفاده کرده اند که اين يک جرم است. دوم مالي نزد آنهاست که نمي توانند ثابت کنند متعلق به آنهاست. اينها چه کاره هستند که چنين مالي در اختيارشان باشد. آيا بانک پاسارگاد اين کاره است؟ شرکت امين تفرشي اين کاره است؟ حالا رييس جمهور دستور داده است به وزير دادگستري که هياتي براي بررسي قضيه تعيين کنند. اصلا اتهام متوجه من است يا فرهنگستان هنر و اصلا قانوني براي اين موارد وجود دارد؟ اينجاست که مساله خيلي غم انگيز مي شود.
مشخص است مي خواهند آثار را ببرند در بازارهاي دروغين و فاسدشان بفروشند و اين ميان حيثيت فرهنگستان هنر را از بين ببرنداين اموال ملي است و بنده اين اموال را براي خودم که نمي خواهم. بايد پيش ارشاد باشد يا قوه قضاييه تشخيص دهد، نزد يک موزه اي باشد.
عده اي نيز اين ميان براي آثار هنري عنوان جعلي و اصلي تعيين مي کنند بدون اينکه از جايي به صورت رسمي گواهي داشته باشند. بعد اينها زير تابلوهاي جعلي را به عنوان کارشناس امضا مي کنند تا تبديل به تابلو اصلي شود.
مي بينيد! مساله بزرگتر از من است. يک مساله ملي است که دولت را رسوا مي کند.
