به گزارش خبرنگار ايلنا، در نهمين جشنواره هنرهاي تجسمي که از سوم تا سيام بهمنماه در موزه هنرهاي معاصر و فرهنگسراي نياوران برگزار شد، اثر کاظم خراساني با عنوان «کوچ» به عنوان اثر برگزيده جشنواره شناخته شده و پس از پايان مراسم اختتاميه مشخص شد اين هنرمند اثرش را از روي يک هنرمند ترک کپي کردهاست. اواسط اسفندماه سال ۹۵ شوراي داوران و شوراي سياستگذاري جشنواره جلسهاي برگزار کرد تا درباره اين هنرمند تصميمات لازم اتخاذ شود که تا امروز هنوز هيچ خبري از نتيجه اين شورا نشده است.

روساي انجمنهاي تجسمي در نشستي که در خبرگزاري کار ايران (ايلنا) برگزار شد، نظرات خود را درباره اين اتفاق و عملکرد شوراي سياستگذاري جشنواره بيان کردند. متن اين نشست را در زير ميخوانيد.
اتفاقي که در آخرين دوره جشنواره تجسمي فجر رخ داد و حواشي انتخاب نفر برگزيده و تصميمات پس از آن را چگونه ميتوان ارزيابي کرد؟
شرفجهان:اتفاقي که در حال حاضر در جشنواره فجر رخ داده فقط مختص به اين جشنواره نيست بلکه ما در جشنوارههاي ديگر هم شاهد همين روند هستيم که متاسفانه در آنها آثار خوبي به نمايش درنميآيد. چندين سال است که هيچ بيينالي برگزار نشده و آخرين دوره آنها مربوط به چندين سال پيش است. بيشک ما از حراج تهران که تنها کارش فروش اثر هنري است انتظار نداريم تا هنرمند پيشرو به ما معرفي کند.
در اين سالها چند هنرمند ازجمله رکني حائريپور و باربد گليشيري و … به عنوان هنرمند پيشرو معرفي شدند و ما ديگر نتوانستيم جرياني را ايجاد کنيم چراکه همه اينها نيازمند هزينه است. گالريها نيز بيش از دو يا سه هفته در سال را نميتوانند براي کارهاي تجربي اختصاص دهند که البته اين هم بيفايده است.
براي اينکه ماستمالي کنند، گفتند «کار را از آنِ خود کرده»
گلستان:در جشنواره تجسمي فجر؛ جايزه را ندانسته به يک کار کاملا کپي دادند و بعد خواستند ماستمالي کنند و گفتند هنرمند کار را از آن خود کرده!!! خندهدار است اين از آنِ خود کردن که اين روزها خيلي مد شده و معنايش درست فهم نشده است. يارو کپي کرده دو تا شتر هم چسبانده! پس از آنِ خود کرده.
خب حالا که متوجه اشتباه جايزه دادنتان شدهايد يک معذرت خواهي بکنيد و جايزه را از طرف پس بگيريد. اين کار هم به اعتبارتان اضافه ميکند و هم کار درست و شرافتمندانهاي است اما نه معذرت خواستند ونه هيچي. طرف هم در جلسهاي که هيچ نتيجهاي نداشته جايزه را به اصطلاح پس داده و قبح عملش در لفافهاي از رياکاري پيچيده شد!

باتوجه به اينکه وزارت ارشاد درباره اتفاقي که در جشنواره تجسمي افتاده هيچ واکنشي نشان نداد و دبيرخانه جشنواره نيز عذرخواهي نکرد، وظيفه انجمنها چيست؟
گلستان:انجمنها بيانيه خود را دادند اما اين بيانيه خيلي محکم نبود و تنها بيانگر اين بود که ما متوجه شديم اين اثر کپي است. من نميدانم اين به چه معني است که ميگويند «از آنِ خود کرده» اين واژه «از آنِ خود» کردن هم مانند واژه کيوريتور به تازگي خيلي مُد شده است. هر کسي از هر جا ميماند يک کار خوب را برميدارد از آنِ خود ميکند. به نظر من اين حرفها بايد ملغي شود. وقتي ميگوييم بايد شورا باشد براي جلوگيري از همين مسائل است. به نظر من شوراي سياستگذاري جشنواره بايد عذرخواهي کند و جايزه را پس بگيرد. اگر شوراي جشنواره عذرخواهي کند اعتبارش هزار پله بالاتر ميرود چراکه به اشتباه خودشان پي بردهاند. اين مسائل بسيار مهم است و اين شرافت هنري است.
از «آنِ خودسازي» فقط وظيفه ماست!
اژدري: نميدانم چرا ما هنرمند مولف در کشورمان نداريم تا خارجيها آثار ما را از آنِ خود کنند. «از آنِ خودسازي» گويا فقط وظيفه ماست و ما بايد از خلاقيت آن ور آبها بهرهمند شويم.
نبود شاخص در هنر فاجعه است
زندهروح: فاجعه است که در وضعيت فعلي در هنر معاصر ما موضوع شاخصي وجود ندارد. فاجعه است که هر چيز خوبي که در اين کشور توليد ميشود در خارج از کشور فروخته ميشود. ما چرا فکر ميکنيم بايد سنگهاي تخت جمشيد را بايد حفظ کنيم البته آن هم بايد حفظ شود اما اثر هنري از کشور ما خارج ميشود. فاجعه است که در کشورمان اتفاقات عجيب و غريب را نميبينيم. بزرگترين اتفاق هنري در حوزه تجسمي جشنواره فجر است، چه کار شاخصي در اين جشنوارهها ارائه شده است؟
اثر فاخري که انتخاب ميکنيم؛ کپي است
چند هنرمند درجه يک عکاسي داريم که در دنيا شناخته شده باشند ما در مقطعي گير کردهايم که توليد اثر هنري خوب نداريم اين بستر را ارشاد بايد بوجود آورد و ما انجمنهاي تخصصي نيز براي ايجاد اين بستر به وزارت ارشاد کمک کنيم.
در دوران فوبيسم زندگي و هنر ترس زندگي ميکنيم
ما در دوران فوبيسم زندگي و هنر ترس زندگي ميکنيم. در هر نمايشگاهي که ميرويم در آثار آن نمايشگاه نه اميد هست و نه آيندهنگري و نه اميد به آينده. وزارت ارشاد بايد بستر شادابي و نشاط را بوجود آورد. ما انجمنها هم کمک ميکنيم اما تاوقتي اين بستر ايجاد نشده، بايد بپذيريم که اثر فاخر در اين کشور توليد نميشود و اثر فاخري هم که انتخاب ميکنيم کپي است.
چرا هنرمندان حضور خودجوش در جشنوارهها ندارند و نمايندگاني از انجمن تجسمي در آنها بر داوريها نظارت نميکنند؟
جشنواره تجسمي هدف مشخصي ندارد
مظفري: دي ماه دو سال پيش از انجمن ما دعوت کردند تا با جشنواره همکاري کنيم اما انجمن قبول نکرد چراکه تا برگزاري جشنواره زماني نمانده بود، سال گذشته نيز کمتر از يک ماه به برگزاري جشنواره از انجمن خواستند تا در جشنواره همکاري داشته باشد که باز هم انجمن قبول نکرد. آنها از انجمن نميخواهند تا در سياستگذاري جشنواره کمک کند بلکه ميخواهند در اجرا به آنها کمک شود. امسال نيز آقاي حقيقتشناس که دوست عزيز من هم است با من و چند هنرمند ديگر تماس گرفتند و از ما خواستند تا داوري آثار را برعهده بگيريم. به نظر من با چند داور هم اين مشکلات حل نميشود چراکه در ابتدا بايد هدف جشنواره فجر مشخص باشد.

معذرتخواهي اعتبار براي جشنواره بود
گلستان : بازهم معتقدم پس دادن جايزه و معذرتخواهي اعتباري براي جشنواره است.
ما در حوزه سياست و اقتصاد يقه سفيدها و نوکيسهها را داريم که بستر آن معمولا در دامن صاحبان قدرت و نفوذ باز است. به تازگي صفت نوکيسهگي لابهلاي هنرمندان هم نفوذ کرده. شما با اين پديده چقدر آشنا هستيد؟
بروز هنرمندان نوکيسه موضوع عجيبي نيست
اژدري:در جامعهاي که ساختار ندارد و متزلزل است و بنيادهاي فرهنگي و ارزشهاي آن جابجا شده بايد منتظر هر اتفاقي بود. ما در حوزه پزشکي و بهداشت هم افراد نوکيسه داريم و پزشکاني داريم که عمل نادرست انجام ميدهند. از اين اتفاقات در همه حوزهها رخ ميدهد در حوزه هنر هم ممکن است اين اتفاق بيفتد و هنرمند هم مانند همه افراد جامعه متاثر از شرايطي است که در آن جامعه جاري است. اين نابسامانيها در همه حوزهها ديده ميشود و ممکن است در حوزه فرهنگ هم اين بيقوارگيها اتفاق بيفتد و اصلا چيز عجيبي نيست.
گالريدار نوکيسه بيش از هنرمند نوکيسه داريم
ارشاد ميخواهد زيرمجموعه شيک و بزرگ داشته باشد
گلستان:هنرمند نوکيسه خيلي کمتر از گالريدار نوکيسه است و الان وزارت ارشاد به گالريهايي که فضاهاي بزرگ دارند و پول دارند بدون توجه به اينکه اين فرد چه اطلاعي درباره هنر دارد؛ مجوز گالري ميدهد. پول و فضاي بزرگ و زيبا ملاکي براي اداره يک گالري نيست و کساني که در اين فضاها نمايشگاه برگزار کردهاند همه شاکي هستند چراکه با هنرمند بد برخورد ميشود و هنرمند را تحقير ميکنند يا اينکه آثار بيکيفيت نمايش ميدهند و در بيشتر موارد از برگزاري گالري عصباني ميشوند. در اين موضوع وزارت ارشاد و مرکز هنرهاي تجسمي مقصر است چراکه ميخواهد زيرمجموعه شيک و بزرگ داشته باشد و ميخواهد به نفع خود از اين گالريها استفاده کند که اين موضوع درست نيست و نشان از يک سيستم خراب دارد. من شخصا هنرمند نوکيسه نميشناسم اما گالريدار نوکيسه اين روزها خيلي زياد شدهاند.
