
داستاني که «گلينخانم» آذربايجاني را متاثر از رسم و رسوم زادگاهش با زبان بسته ميآفريند يا عروسکهاي طلب باران را در سرزميني که دو سوم دامن آن را کويرها گرفتهاند و يا…
اما گذشته از جنبههاي بازيچهاي و نمايشي بودن عروسکها، اين ميراث غير ملموس براي هر ملت هوشياري حايز اهميت است؛ آنچنان که بسياري از آنها ميتوانند در صورت حمايت مالي و فرهنگي، بهعنوان يکي از توليدات منحصر به فرد ايراني در جشنوارههاي بينالمللي قد علم کنند و تحفهاي باشند براي پيشکش به آنان که ايران را تفرجگاه خود کردهاند. عروسکها با همان ساختار سنتي و ديرين خود ميتوانند بهعنوان نماد اقوام ايراني در فرودگاههاي بينالمللي که مهمترين درگاه ورودي و خروجي ما به جهان محسوب ميشود، جلوهگري کنند و فرهنگ نهفته در درون خود را با زباني کودکانه نجوا کنند.
به گزارش ايسنا، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان شايد برمبناي همين حساسيتها در نخستين جشنواره اسباببازي خود، اتاق ويژهاي را به عروسکهاي اقوام مختلف ايراني اختصاص داد؛ اتاقي با عروسکهايي از جنس مردم ايرانزمين.
سارا گلين
آذربايجانيها قهرمانان زيادي دارند؛ بابک ، ستارخان، کوراوغلي و… که هر کدام سمبل شجاعت و دليري هستند. سارا در آذربايجان سمبل ظلمستيزي ست. سارا در منطقهاي از ارسباران به دنيا آمد؛ در خانوادهاي ايلاتي و عشايري و دنيا آمدنش مساوي بود با از دست دادن مادرش. پس سارا شد تمام دنياي پدر… و بعد از مدتي که زيبايي ظاهر و باطنش صدچندان شد، به دلخوشي طايفه و تبار خود تبديل شد …
گلينبالا
يکي از عروسکهاي محلي استان اردبيل "گلينبالا" است. گلين به معناي عروس و بالا به معناي کوچک است که در کل، همان عروسک را شامل ميشود که دستهاي مادربزرگها با تاروپود اين عروسکها آشنا هستند. آنها براي دختران و نوههاي خود با استفاده از وسايلي ساده و ابتدايي چون دکمه، چوب و پارچههاي رنگي، گلينبالا درست ميکردند که نوعي سرگرمي براي خودشان و دخترانشان باشد؛ تا تجربيات زندگي خود را با اين روش براي آنها آموزش دهند. شعرهايي که دختران در حين بازي با گلينبالا استفاده ميکردند، بسيار است …

عروسک بوئي گلين کر
يکي از عروسکهاي دستساز کرمانشاه است که نقش بازيچه را در زندگي کودکان ايفا ميکرد. يکي از هنرهاي دستي کرمانشاه، گليمبافي است و زنان بيشتر وقت خود را گليمبافي ميکنند. مادران براي تشويق دخترانشان عروسکي بهعنوان گليمباف ميسازند تا ضمن بازي به اين هنر علاقهمند شوند. به تعبير ديگر، عروسک گليمباف واسطي بين دنياي کودکي و بزرگي دختران کرمانشاهي است.

نگار و عزيز
عروسک عزيز و نگار استان البرز برگرفته از افسانهي محلي است. عزيز جواني از روستاي اردکان طالقان است که عاشق نگار ميشود اما مادر نگار او را به عقد پسرخالهاش در الموت درميآورد و…

آدي و بودي
اين عروسکها، عروسکهاي آذربايجان شرقي هستند. آدي و بودي حکايت زن و مردي است که ميخواهند به ديدن دخترشان بروند اما نه دست خالي. پا ميشوند، توتک ميپزند و شب چلهي زمستان وقتي که مهتاب بود، راه ميافتند و… از ويژگيهاي اين داستان، زبان روايي کودکپسند آن است که با واژگان نامآشناي «يکي بود، يکي نبود» همراه است.

فاطو
در زمان گذشته که مادرها با دستان هنرمندشان از الياف درخت خرما بادبزن، کلاه، در سبو، حصير و… ميبافتند، کودکان نيز در کنار مادرها مينشستند و با دستان کوچکشان براي خود چيزهاي زيبايي خلق ميکردند، به آنها شخصيتهاي مختلفي ميدادند و در بازيهاي خود از آنها استفاده ميکردند. نظير عروسک فاطو يزد يا عروسکهاي «اليل- بليل – کمچه ليز» که عروسکهاي دستساز همان شنگول و منگول و حبه انگور قصههاي امروز است. وسايل ساخت آنها نيز الياف درخت خرما است که با هنرمندي به هم بافته شده و چنين عروسکهاي زيبايي را خلق کرده است.
![]() |
منبع : ايسنا

