آثار هنرمندان بي‌نظير اين مملکت در انبارها مي‌پوسد


به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا ، معاون صنايع دستي‌ سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در مراسم رونمايي از دو تابلوي استاد فرشچيان گفت: جايي که ما حال خودمان را متوجه مي‌شويم‌، فرشچيان مضامين گروهي را به موتيف و نمادهاي جمعي را به اسطوره تبديل مي‌کند. وي خالق متن‌هاي بزرگ عصر ماست. متن‌هايي که به دليل تکثير فراوان‌شان به اسطوره – متن تبديل شده‌اند.

�

بسياري منتظرند استاد اثري تازه بيافريند تا آن را با بيان خويش در بوم‌هاي چوبي يا فلزي‌، نساجي يا سنگي، کاغذي يا مجازي‌ بازتوليد و تکثير کنند. آثاري مانند عصر عاشورا و ضامن آهو در زمره تکثير يافته‌ترين آثار نقاشي در عصر تاريخ‌ هستند.

�

با زايش هر اثر فرشچيان، بي‌شک هزاران اثر ديگر آفريده مي‌شود و يک جريان، يک رود بزرگ شکل مي‌گيرد. گويا او پيش از ديگران حادثه‌ها را مي‌بيند و بهتر از همه حکايت مي‌کند. اين استادِ اسطوره‌ساز، خود به اسطوره تبديل شده است. زيرا فرشچيان خودش موضوع نقاشي و شعر گرديده و بارها روايتش تکثير شده است. در دنيا و دوران فقر و خشکسالي اسطوره‌ها که به سرگشتگي جوانان انجاميده است‌، وي الگوي هنر در معناي گسترده آن است.

�

فرشچيان حاصل جمع ماني، کمال‌الدين بهزاد، سلطان محمد تبريزي‌ و عليرضا عباسي است.

وي کلانتر مکتب نوين نگارگري و سند پويايي و شکوفايي هنرهاي ايراني در دوره معاصر است. او به نقاشي قابليت بي‌پاياني بخشيده است، چنانچه رنگ‌هايش غزل مي‌خوانند و قلم‌گيرها حماسه مي‌سرايند.

�

عارفان آن را آيينه‌اي صاف مي‌بينند و عاشقان روايت دل مهجور خويش مي‌پندارند، هنرمندان سرمشقي بي‌نظير تصور مي‌کنند و تجار آن را گنجي بي‌بديل مي‌خوانند. منتقدان اثرش را نقد نمي‌کنند، بلکه با اثرش نقد مي‌شوند. سنگي براي اندازه‌گيري‌اش نيست، سنگ‌ها را با آن اندازه خواهند گرفت.

�

اين شخصيت نازنين و فرهيخته پير و مرشدي که کشورهاي همسايه غبطه داشتنش را مي‌خورند‌ و برايش پيشنهاداتي داشتن، چند خواهش نه براي خودش براي بلکه براي فرهنگ و هنر جامعه دارد، خواهش‌هايي که اگر از هر کشوري کرده بود تا به حال محقق مي‌شد.

�

او با بيان اينکه به دو مورد مهم از خواهش‌هاي استاد فرشچيان بسنده مي‌کند گفت: نخست راه‌اندازي دانشگاه هنرهاي ايراني براي حفظ هويت فرهنگي جامعه که متاسفانه بيش از يک دهه در پيچ و خم بروکراسي گير کرده است.

�

نامورمطلق دومين خواهش را يک موزه بزرگ براي صنايع‌دستي دانست و گفت: متاسفانه همان موزه کوچکش در کاخ سعدآباد نيز در دولت پيشين تعطيل شد و هنوز احيا نشده است و آثار هنرمندان بي‌نظير اين مملکت در انبارها مي‌پوسد.

پیمایش به بالا