اظهارات نماينده کميته ملي موزه‌هاي ايران در ˝گفت‌وگوي فرهنگي˝


به گزارش گالري آنلاين به نقل از هنرآنلاين برنامه "گفت‌وگوي فرهنگي" با موضوع ميراث فرهنگي و تأثيرات آن بر صلح جهاني با حضور احمد محيط طباطبايي مشاور پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري و جانشين کميته ملي موزه‌هاي ايران، محمدحسن طالبيان معاون ميراث فرهنگي و جليل گلشن مشاور پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري به روي آنتن رفت.

استاد احمد محيط طباطبايي ميراث فرهنگي را بخش زنده فرهنگ برشمرد و گفت: ميراث فرهنگي همان فرهنگ است، بخشي از فرهنگ که به‌صورت ارث براي ما از نسل‌هاي گذشته باقي مانده و به عبارتي ميراث فرهنگي بخش زنده فرهنگ است که هنوز در بين جامعه به زندگي خودش ادامه مي‌دهد.

ميراث فرهنگي، مجموعه همه پديده‌هاي مادي و غيرمادي و به عبارتي ملموس و غيرملموسي است که انسان با آن شناسنامه و هويت در جامعه جهاني حضور پيدا مي‌کند. اگر بخواهيد کسي را بشناسيد و شخصي را درک کنيد که چه کسي است، همان‌طور که به شناسنامه و محل تولد و ساير اطلاعات عادي که براي شناسايي فرد است رجوع مي‌کنيد، بايد بدانيد او داراي چه فرهنگ و خصوصياتي است و گذشته ما در کجا به هم مربوط مي‌شود.

وقتي انسان‌ها در تاريکي مي‌ترسند و در تاريکي تيري را رها مي‌کنند به‌اين‌علت است که نمي‌دانند در تاريکي چه کسي قرار دارد و وقتي انسان چيزي را نمي‌داند، ندانستن برايش ترس به دنبال مي‌آورد و ترس اسباب خشونت را فراهم مي‌کند.

در مقابل ترس، شناخت و آگاهي است. اين شناخت براي ما درک متقابل را به همراه مي‌آورد و به طبع از اين شناخت چيزي را به دست مي‌آوريم که به آن همزيستي و صلح ميان افراد مي‌گوييم. صلح تمام رفتارهاي غيرمتعارفي که به آن رفتارهاي ناهنجار مي‌گويند و بين افراد رقم مي‌خورد، به رفتارهاي غير صلح‌آميز معروف است.

در ادامه محمدحسن طالبيان به شناحت در حوزه ميراث فرهنگي اشاره کرد و اظهار داشت: هرچه شناخت ما در حوزه ميراث فرهنگي بيشتر مي‌شود، يعني اطمينان و امنيت کشور بيشتر مي‌شود و ما از خشونت دور مي‌شويم و مردم به هم نزديک مي‌شوند و نزديکي اقوام و همزيستي صلح را به دنبال دارد. به همين خاطر کنوانسيون‌هاي مختلفي را براي احترام به اقوام، تنوع فرهنگي و آداب‌ورسوم کشورها تشکيل داده‌اند و همواره تلاش مي‌کنند از موضوعاتي که بين کشورها و اقوام وجود دارد حمايت کنند، چون فکر مي‌کنند هر چه آن‌ها به هم نزديک‌تر شوند و همديگر را بشناسند مي‌تواند تأثير بگذارد. فضاي گفتگويي که بين فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ايجاد مي‌شود باعث به وجود آمدن صلح است. يکي از اهداف عاليه بيشتر مجامع جهاني صلح است.

طباطبايي با اشاره به صنعت گردشگري و پيشينه آن تشريح کرد: بعد از پايان جنگ جهاني دوم، بزرگان اروپا در کنار سازمان‌هايي مثل آتلانتيک شمالي برنامه فرهنگي خاصي را طراحي کردند و آن برنامه ايجاد صنعت گردشگري بود. اين صنعت به خاطر توليد پول و کار به وجود نيامد بلکه براي صلح به وجود آمد بدين معني که آدم‌ها به علت عدم شناخت از هم با رويکرد دشمن همديگر بودن، بزرگ مي‌شوند و اين برنامه با حمايت دولت‌ها به اجرا گذاشته شد. با گذشت ۴۰ سال از شروع اين برنامه شهر استراسبورگ که علت اصلي سه جنگ بود تبديل به پايتخت اروپاي واحد شد و يورو به وجود آمد و دانشجوي اروپايي در سنين ۲۴ تا ۲۵ سالگي حداقل ۲۶ کشور اروپايي را ديده و افراد را مي‌شناسد و اين يعني درک و شناخت. کاه گردشگري پول و کار بود و گندم اصلي ايجاد شناخت، صلح و همزيستي بود که به وجود آمد.

اين الگوي مهمي است که با حفظ ميراث فرهنگي، درک متقابل شناخت، از طريق معرفي که به‌صورت گردشگري صورت مي‌گيرد بتوانيم در داخل کشور خودمان از اقوام مختلف شناخت داشته باشيم که منجر به وفاق ملي مي‌شود و در جهان پيرامون خود با درک شناخت متقابل و رفت‌وآمدهاي ما و ديگران بتوانيم به همزيستي و صلح پايدار در منطقه برسيم.

مشاور پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري با تأکيد بر اينکه نبايد هيچ‌وقت موضوعاتي مثل ميراث فرهنگي به‌صورت کتاب مستقلي که نمره داشته باشد مطرح شود، تصريح کرد: ميراث فرهنگي يک درس و موضوع و يا کتاب نيست، ميراث فرهنگي در مجموعه آموزش مستقيم و غيرمستقيمي که توسط آموزش‌وپرورش انجام مي‌گيرد در پايان ۱۲ سال بايد هويت ايراني آن دانش‌آموز را کسب کند و بنابراين ميراث فرهنگي در همه کتاب‌ها وجود دارد و اتفاقاً موضوعاتي مثل ميراث فرهنگي به‌صورت کتاب مستقلي که نمره داشته باشد نبايد هيچ‌وقت مطرح شود تا افراد به اينکه در اين درس قبول و رد شوند، فکر نکنند بلکه بايد برداشت غيرمستقيم داشته باشند.

خوشبختانه توافق‌نامه‌اي بين سازمان ميراث فرهنگي و وزارت آموزش‌وپرورش به جهت موضوعات مختلف همکاري منعقد شده و اميدوارم که در آينده در کتاب‌هاي درسي ما شاهد اين تغيير باشيم.

در ادامه جليل گلشن در ارتباط با ميراث فرهنگي ايران در گفت‌وگوي فرهنگي گفت: ما ارزش‌هايي در فرهنگ خودمان داريم که در بين تمام اقوام اين ارزش‌ها قابل‌احترام است و با توجه به سابقه تاريخي که داريم اين ارزش‌ها در طول تاريخ مرتب آب‌ديده شده و به ما رسيده و ما با تکيه بر اين ارزش‌ها مي‌توانيم به‌طرف صلح و هم‌زيستي مسالمت‌آميز برويم کما اينکه در شهرهاي مختلف ايران فعلي، ما اقليت‌ها و اديان مختلفي را داريم که همه مردم باصفا و صميميت در کنار هم دارند زندگي مي‌کنند و به ارزش‌هاي همديگر احترام مي‌گذارند.

اين پژوهشگاه، متشکل از پنج پژوهشکده است که کاملاً باهم ارتباط دارند و در مجموع ميراث فرهنگي کشور را پژوهش مي‌کنند. پژوهشکده باستان‌شناسي، مردم‌شناسي، زبان‌شناسي و معماري که همه اين‌ها ميراث فرهنگي ما را مورد پژوهش قرار مي‌دهند.

خوشبختانه ايران يکي از جذاب‌ترين کشورها در دنيا است، يعني ما به هر نقطه‌اي از ايران که برويم براي خودش منحصر است و تنوع فرهنگي در داخل ايران زياد است و اگر ما اين تنوع فرهنگي را بيشتر موردتوجه قرار دهيم طبيعتاً گردشگران زيادي مي‌توانند به ايران بيايند يعني نه‌تنها گردشگر در شيراز و اصفهان و مشهد بيايد بلکه با کمي کار مي‌توانيم در همه استان‌ها و شهرها و يا حتي روستاهاي کشورمان، جاذبه‌هايي که وجود دارد را معرفي کنيم و زماني مي‌تواند شکل بگيرد که صلح در کشور برقرار باشد.

طباطبايي نقش سينماي ايران را در زمينه معرفي ميراث فرهنگي کمرنگ دانست و متذکر شد: وقتي به فيلم‌هاي آمريکايي و يا اروپايي نگاه مي‌کنيد، مي‌بينيد که آدرس و هويت دارند ولي در فيلم‌هاي ايران همه‌چيز در ناکجاآباد و نامشخص است. در تهران فيلمي ساخته مي‌شود ولي در واقع براي اينکه مثلاً تبليغي نشود، نوعي عدم درک و شناخت واقعي را به مخاطب معرفي مي‌کنند. فيلم‌هاي ما شناسنامه‌دار نيست يعني خيابان‌ها، پارک‌ها مشخص نيست درحالي‌که در کشورهاي ديگر همه‌چيز شناسنامه‌دار است در نتيجه افرادي که ذهنيتي را مي‌بينند، مي‌روند تا آن را در صورت تجسم مادي، تماشا کنند.

در اکثر فيلم‌ها، حتي آن‌هايي که به جشنواره‌هاي خودمان مي‌رسد، ديالوگ‌هايي که در فيلم‌نامه‌ها نوشته شده کمتر از ادبيات که خود مبتني بر شخصيت هويت فرهنگي ما است، استفاده مي‌شود. البته نه‌فقط ادبيات کلاسيک بلکه ادبيات معاصر مان نيز در سينما کمتر ديده مي‌شود و نکته مهم اين دوري است که نمي‌تواند سينما نقش خود را به‌عنوان رسانه‌اي که افراد را جذب کند، ايفا کند.

ما ميراث فرهنگي را براي کودکان حفظ و نگهداري مي‌کنيم و يکي از مهم‌ترين شيوه‌هاي انتقال فرهنگ در ايران شيوه روايي بوده است اين روايت گري در قالب نقالي و شاهنامه‌خواني و تعزيه بوده است. متأسفانه طي دهه‌هاي اخير نقطه بسيار ضعيف شده اين موضوع قصه‌گويي است. اين قصه‌ها است که فرهنگ را به کودکان انتقال مي‌دهد و بايد تقويت شود.

در خاتمه جانشين کميته ملي موزه‌هاي ايران دو خبر داد و گفت: موزه ملي ايران در ۵ مهرماه ميزبان نمايشگاه پنه لوپه است، در اين نمايشگاه مجسمه‌هايي از ايتاليا مي‌آيد و در روز جهاني گردشگري با مفهوم صلح برقرار خواهد شد و در ۱۶ مهرماه که روز جهاني کودک است، محور امسال ميراث فرهنگي صلح و کودک است که از روز ۳۱ شهريور با روز جهاني صلح شروع مي‌شود و تا ۱۶ مهر روز صلح و کودکان ادامه دارد.

قابل ذکر است؛ برنامه "گفت‌وگوي فرهنگي" شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۲۰ از شبکه راديويي گفت‌وگو پخش مي‌شود.

پیمایش به بالا