به گزارش گالري آنلاين به نقل از هنرآنلاين ، غزاله حبيبي که رشته گرافيک را در هنرستان گذرنده و سپس در رشته بازيگري تئاتر تحصيل کرده است، هم اکنون به طراحي و توليد زيورآلات دست ساز مشغول است. او در گفت و گو با خبرنگار هنرآنلاين گفت: يادگيري ساخت زيورآلات کلاسيک را ابتدا در واحد فرهنگي دانشگاه تهران آغاز کردم و سپس در کارگاه طلافنون، دورههاي مقدماتي و پيشرفته جواهرسازي را گذراندم.
از کودکي به سرهم کردن اشياي گوناگون و ساخت چيزهايي مانند گردنبند و دستبند علاقه داشتم و اين کار را انجام ميدادم. به شکل کاملا اتفاقي تصميم گرفتم کار با نقره را ياد بگيرم تا به جاي چيزهاي بي استفاده از آن در ساخت زيورآلات استفاده کنم. با توجه به اينکه نقاشي هم ميکنم و چند سال معلم نقاشي کودکان بودم، طراحي من خوب بود و زماني که آموزش ساخت زيورآلات را شروع کردم توانستم ايدههايم را به خوبي روي کاغذ بياورم.
مهمترين بخش در ساخت زيورآلات داشتن ايده و سبک شخصي است. با توجه به اينکه تئاتر يک فضاي گروهي دارد و کار در آن کمي سخت است، به سمت ساخت زيورآلات که کاري با تمرکز و دقت روي جزييات است کشيده شدم و بيشتر وقتم به اين کار ميگذرد. ساخت زيورآلات با دنياي فانتزي ذهني من کاملا همسو است و علاقهاي که به جزييات دارم باعث شد در اين کار موفق شوم.
کار با فلز ساده نيست چون هم بايد استعداد داشته باشي و هم از پس کار با آتش و لحيم بربياييد. اين کارها قبلا مردانه بود اما امروزه بيشتر توسط خانمها انجام ميشود.
يکي از منايع اصلي طرح کارهاي من طبيعت است. هميشه به جزييات طبيعت توجه زيادي داشتم و با دقت به درخت، بافت برگها و… نگاه ميکردم و اين کار برايم هيجان زيادي دارد. از وقتي کار زيورآلات را شروع کردم توجهم به اين جزييات بيشتر شد و طرحهاي فانتزي از طبيعت به کارم وارد شد.

جواهرات به شکل کلاسيک آن طرفداران زيادي دارد اما من در کارهايم به سمت سادهگرايي رفتم و خواستم سمت و سوي طراحي زيورآلات را تغيير دهم. به نظر من حتي با استفاده از يک سنگ نيمه قيمتي در يک کار ميتوان ارزشي مساوي با زيوري که سنگ قيمتي دارد به آن بخشيد. به همين دليل من در کارهايم از سنگهاي نيمه قيمتي استفاده ميکنم که قشر متوسط اهل هنر و کتابخوان مخاطب من باشند.
معمولا براي عکاسي از زيورآلات آنها را روي بدن قرار ميدهند که بهتر ديده شود اما من فکر ميکنم کارهايم مانند يک مجسمه کوچک است و به همين دليل مانند مجسمه از آنها عکاسي ميکنم. شايد يک نفر بعد از چند بار استفاده، آن قطعه را روي ميزي بگذارد و به آن نگاه کند. در اين کارها از نقره و طلا استفاده ميکنم اما در بيشتر آنها تلفيقي از مس و برنج هم وجود دارد.
کارهاي من معمولا قصه دارند و پشت هر کدام از آنها داستان يا شعري وجود دارد. شايد خريداران اول متوجه آن داستان نشوند اما از ابتدا ميفهمند که قصهاي پشت کار است و زماني که برايشان توضيح ميدهم، کار به نظر آنها جذابتر ميشود.
با وجود اينکه قبلا تکتک کارهايم داستان داشتند تصميم گرفتم از اين پس فقط به صورت موضوعي کار کنم چون فکر ميکنم ساخت يک مجموعه با موضوع خاص جذابتر است و تکليف هم براي ساخت آنها مشخص است.
به شيوههاي سنتي جواهرسازي علاقه زيادي دارم و سعي ميکنم از اصولي که در اين سالها بسيار کمرنگ شده استفاده کنم. البته اين استفاده نبايد آنقدر زياد باشد که براي مردم تکراري شده و چشم آنها عادت کند. من به ميناکاري علاقه زيادي دارم اما شيوه ميناکاري که در کارم استفاده ميکنم با حالت سنتي تفاوت دارد. از ميناي سرد بدون پخت در کوره در کارهاي سادهگرا استفاده ميکنم و بر خلاف ميناهاي سنتي که بسيار رنگارنگ هستند آنها را تک رنگ به کار ميبرم.
