19 شهريور روز جهاني پيشگيري از خودکشي / بررسي آثار ۱۰ نقاشي که خودکشي کرده اند

به گزارش سرويس نقاشي گالري آنلاين 19 شهريور روز جهاني پيشگيري از خودکشي مي باشد که به اين بهانه به سراغ آخرين آثار ۱۰ نقاشي که خودکشي کرده اند رفته ايم.
هنرمندان زيادي بودند که از اين دنيا رفتند ،در حالي که مشغول خلق يک اثر هنري ديگر از خودشان بودند. اما در اين گزارش ۱۰ اثر نقاشي گردآوري شده� که نقاش آن پس از خلق آن اثر خودکشي کرده.

۱ . باغ — ونسان ون‌گوک

وَنسان وَن‌گوگ يک نقاش نامدار هلندي بود. هرچند او در زمان حياتش در گمنامي به‌سر مي‌برد و در تمام طول عمر خود تنها يک تابلو، يعني تاکستان سرخ را فروخت،اما اکنون به‌عنوان يکي از تأثيرگذارترين نقاشان پسادريافتگر در جهان شناخته مي‌شود.
ون گوگ شيفته نقاشي از مردم طبقهٔ کارگر مانند تابلوي سيب‌زميني‌خورها، کافه‌هاي شبانه مانند تراس کافه در شب، مناظر طبيعي فرانسه،گل‌هاي آفتابگردان، شب پر ستاره و خودنگاره بود. وي در اواخر عمر به شدت از بيماري رواني و فشار روحي رنج مي‌برد و به اعتقاد اکثريت همين موضوع به خودکشي او منجر شد.

۲ . رنج — آرشيل گورکي

آرشيل گورکي که نام اصلي او �وستانيک مانوک آدويان� بوده‌است، پانزده آوريل ۱۹۰۴ در روستايي به نام خارکوم در نزديکي درياچه وان در غرب ارمنستان امروزي در امپراتوري عثماني (ترکيه کنوني) بود بدنيا آمد. دوران کودکي او با مهاجرت پدرش، ستراگ، به آمريکا تيره و تار شد. پس از چندي آزار و ايذاي اقليت ارمني در خاک عثماني بالا گرفت. گورکي در ۱۹۱۵ در دوراني که به �نسل‌کشي ارامنه� معروف است، با مادر و خواهرش به منطقه‌اي تحت حمايت روسيه تزاري گريخت.
گورکي و خواهرش، وارتوش در سال ۱۹۲۰ به آمريکا کوچيدند و به پدرشان پيوستند و گورکي ضمن کار در يک کارخانه لاستيک سازي در يک هنرستان طراحي در بوستون به هنرآموزي مشغول شد.
گورکي در آمريکا با آن که دوستان فراوان و سرشناسي داشت، هيچگاه نتوانست اندوه و رنج گذشته را فراموش کند يا حتي بر آن فائق شود. به گفته زندگينامه نويسان رابطه او با پدرش که زماني براي تامين معاش خانواده آنها را ترک کرده بود، هيچ‌گاه گرم و صميمانه نشد.
از اواسط دهه ۱۹۴۰ در حالي که بلوغ و پختگي هنري کورگي شکوفاتر مي‌شد، سيل ناملايمات براو بيشترهجوم مي‌آورد. گويي دستي نامرئي او را به پرتگاه نيستي مي‌کشاند: نخست استوديوي کارش در آتش سوخت و بخش قابل توجهي از تابلوها، کتابها و طراحي‌هايش از ميان رفت، يک ماه بعد معلوم شد که مبتلا به سرطان روده‌است. در همان زمان همسرش، اگنس ماگرودر که از مدتي پيش با يکي از دوستان گورکي رابطه داشت، او را ترک کرد و دو دخترشان (“مارو” و “ناتاشا”) را با خود برد.
ضربه نهايي چند روز بعد فرود آمد: در يک تصادف که بر اثر مستي دوستش در حين رانندگي رخ داد، کمر و گردن گورکي آسيب ديد. نقاش ۴۴ ساله که با جسم و روحي فروپاشيده، از هميشه تنهاتر و درمانده تر شده بود، در حالي که نامش در فراسوي محافل هنري چندان شناخته شده نبود، خود را در خانه اش در کانتيکات حلق آويز کرد (۱۹۴۸).

۳ . پرتره عر‌يان با پالت — ريچار گرستل

ريچارد گرستل ، نقاش استراليايي تبار ، عمده ي شهرت خودش رو وامدار پرتره هاي درون گرايانه اي هست که به تصوير کشيده ، وي بهترين آثارش رو زماني خلق کرد که به صورت مخفيانه با همسر آرنولد شوئنبرگ ، تهيه کننده معروف ، نامزد کرده بود . سرانجام اين ازدواج مخفيانه رسوايي به بار آورد و با علني شدن موضوع به خودکوشي ريچارد گرستل منجر شد.

۴ . سواري با مرگ — ژان ميشک باسکيت

ژان ميشل باسکيت (به انگليسي: Jean-Michel Basquiat) (زاده ۲۲ دسامبر ۱۹۶۰ – درگذشته ۱۲ اوت ۱۹۸۸) يک هنرمند و اولين نقاش آمريکايي آفريقايي‌تبار بود که به شهرت بين‌المللي رسيد. او ابتدا به عنوان يک هنرمند گرافيتي در نيويورک و بعد دهه ۱۹۸۰ به عنوان يک هنرمند سبکنئواکسپرسيونيسم مشهور شد.
وي در ۱۲ اوت ۱۹۸۸ و در سن ۲۷ سالگي به دليل مصرف بيش از اندازهٔ هروئين فوت کرد. نقاشي‌هاي او الهام‌بخش هنرمندان نوگرا بود و به قيمت‌هاي گران فروخته مي‌شد.

۵ . خانواده بيچاره — کنستانس ماير

ماير نقاش برجسته ي فرانسوي بود که بيشتر به خاطر پرتره ها و مينياتور هايي که خلق کرد به شهرت رسيد. ماير وقتي که داشت نقاشي “خانواده بيچاره” رو ميکشيد خودش رو کشت ولي کارش ناتمام نماند و توسط همسرش کامل شد. شوهر او ( پير-پاول پاردن ) نقاش معروفي بود وقتي که ماير هنرجوي جواني بيش نبود. بعد از ازدواج با اين که هردو به شهرت رسيده بودند و همکاري هاي خيلي خوبي با هم داشتند ولي خونوادشون با ۶ تا بچه با فقر و تنگدستي دسته و پنجه نرم ميکرد.در آخر ماير در سال ۱۸۲۱ با تيغ ريشتراشي شوهرش گلوش رو ميزنه و خودکوشي ميکنه.

۶ . بدون اسم ( سياه و خاکستري) — مارک روتکو


روتکو با نام کامل مارکوس روتکويچ در سال ۱۹۰۳ در خانواده يهودي الاصل در شهر دوينسک روسيه متولد شد.پدرش دکتر داروساز و روشنفکري بود که فرزندان خود را با سکولار و سياست به جاي مذهب تربيت کرد . در بهار ۱۹۶۸، آنوريسم خفيف در روتکو تشخيص داده شد. او با با ناديده گرفتن دستورات پزشک، به کشيدن سيگار، اجتناب از ورزش و حفظ رژيم غذايي ناسالم ادامه داد. همچنين پزشک توصيه کرده بود تا او کشيدن نقاشي‌هاي بزرگش را ادامه ندهد و بيشترين توجه‌اش را به سمت نقاشي‌هاي با اندازه کوچکتر مانند آکرليک روي کاغذ ببرد. در همين زمان ازدواج روتکو هم دچار مشکل شده بود و او در سال نوي ۱۹۶۹ از همسرش جدا شد و به استديوي خود نقل مکان کرد. در ۲۵ فوريه ۱۹۷۰ دستيار روتکو، او را در آشپزخانه‌اش ديد که غرق در خون جلوي سينک ظرفشويي مرده‌است در حالي که يک تيغ ريش تراش کنارش بود.

۷ . مرگ جيمز دين — جان مينتون

جان مينتون نقاش و طراح صحنه ي برجسنه ي انگليسي است که بعد از به اتمام رسوندن تحصيلات آکادميک خود در فرانسه ، به کشوررش انگليس برگشته . آخرين اثر وي با خودکشي اش در سال ۱۹۵۷ ناقص ماند . همونطور که ميبينيد اين نقاشي مردي رو به تصوير ميکشه که به شدت آسيب ديده و توسط تماشاگران پريشان و شوريده احاطه شده.

۸ . کنسرت — نيکلاس دِ استل

نيکلاس د استل نقاش پرکار و برجسته فرانسوي بود که در مدت کوتاهي که فعاليت کرذ صدها اثر هنري از خودش به جا گذاشت. در پنج ماه آخر زندگيش ۱۴۷ تا نقاشي کشيد که آخرين نقاشي تموم شدش دروغ آبي بر‌هنه نام داشت . در مارس سال ۱۹۵۵ در حالي که ۴۱ ساله بوده ، خودشو از يک ساختمون بلند به پايين ميندازه و آخرين اثرشو ( کنسرت ) ناقص رها ميکنه.

۹ . بر‌هنه در ساحل — جان ويليام گادوارد
موضوع بيشتر نقاشي‌هاي گادوارد، زناني در جامه‌هاي کلاسيک است که در جلوي زمينه‌اي از چشم‌اندازهاي گوناگون ترسيم شده‌اند.
وي از هنرمندان تحت‌الحمايه سر لاورنس آلما-تادِما بود ولي سبک نقاشي او با ورود نقاشاني همچون پيکاسو از توجه افتاد. گادوارد در سن ۶۱ سالگي خودکشي کرد و گفته مي‌شود که در يادداشت خودکشي‌اش نوشته‌است: “دنيا کوچک‌تر از آنست که من و پيکاسو را در خود جاي بدهد.”

خانوادهٔ او که با هنرمندشدن‌اش مخالفت داشتند از خودکشي وي شرم‌زده شدند و يادداشت‌هاي او را سوزاندند. هيچ عکسي از گادوارد به‌جا نمانده است.

۱۰ . گورخر و چتر نجات — کريستوفر وود

گورخر و چتر نجات يکي از دو نقاشي اي بود که کريستوفر وود (نقاش انگليسي) در تابستان سال ۱۹۳۰ در فرانسه کشيد . اسم نقاشي دوم ببر و طاق تريمفو (اسم ميداني در فرانسه) بود. هر دو نقاشي ، تصويري سورئال از يک حيوان با حالتي عجيب و غريب با پس زمينه اي از ساخته هاي دست بشر رو به نمايش ميگذاشتند.نکته ي جالبي که در اين نقاشيست اينکه فردي که از چتر نجات آويزان است با يک حالت خاصي کشيده شده که گويي مرده يا شايد خيلي شديد آسيب ديده . کريستوفر وود در آگوست ۱۹۳۰ فرانسه را به قصد انگلستان ترک ميکند تا آخرين نقاشي هاي خود را به مادرش نشان دهد ( از جمله اين دو نقاشي ) و متاسفانه چون ترياک مصرف ميکرده و همچنين از بيماري پارانويا رنج ميبرده ، خود را جلوي قطار پرتاب ميکند و مرگ خود را رقم ميزند.

پیمایش به بالا