آيين تشييع پيکر پرويز کلانتري، نقاش و تصويرگر پيشکسوت با حضور هنرمندان و علاقهمندان به اين هنرمند در مقابل خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا، مراسم تشييع پيکر پرويز کلانتري که 31 ارديبهشتماه در سن 85 سالگي درگذشت، سوم خردادماه با حضور معاون امور هنري وزارت ارشاد، مديرکل دفتر هنرهاي تجسمي و هنرمندان رشتههاي مختلفي هنري برگزار شد.

در ابتداي اين مراسم، محمد سرير – رئيس شوراي عالي خانه هنرمندان ايران – اظهار کرد: ما امروز با پرويز کلانتري وداع نميکنيم، بلکه به او آثارش و حضور بلندمدتي که سالهاي سال از او و پيروان مکتب هنرياش باقي مانده است، سلام ميکنيم. فقدان کلانتري براي همه هنردوستان و يارانش بسيار سنگين است. در اين يک سال و اندي که اين هنرمند در کسالت بود، ما هم همراه خانوادهاش بسيار رنج کشيديم.
وي ادامه داد: هنرمند بزرگي ما را ترک کرد. او در باطن، مهر يک نوجوان و کودک را داشت و اين مهر در همه آثارش و تصويرگريهايي که براي کتابهاي درسي انجام داده بود، ديده ميشد.
سرير افزود: قطعا خاطرات پرويز کلانتري و طبع هنرمندانه و حس اميدبخشي که داشت، در نسلهاي بعد هميشه با ما خواهد بود. ميدانم که سبک و سياق و تواناييهاي او بهعنوان يک مکتب هنري ادامه خواهد داشت و هويت ايراني را در ذهن و ضمير نسلهاي آينده پايدار خواهد کرد.

در بخش ديگري از اين مراسم، ايرج پارسينژاد – استاد دانشگاه توکيو و فارغالتحصيل از دانشگاه آکسفورد – با بيان اينکه تحليل آثار هنرمندانه و نوشتههاي زيبا و ماندگار کلانتري به مجال ديگري نياز دارد، گفت: پرويز کلانتري، پرويز کلانتري بود. درست بود، راست بود، صاف بود، پاک بود و آدم خوبي بود، همين.
سپس مجيد ملانوروزي – مديرکل دفتر هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد – پشت تريبون رفت و گفت: پرويز کلانتري در زيباييشناسي نسل ما بسيار موثر بود. ما از اوايل کودکي که چشم باز کرديم، تأثير آثار او را در خود ديديم که تا امروز اثرش باقي است و براي آينده هنر ما، اين آثار جاودانه خواهد ماند.
او افزود: شفافيت و زلالي هنر ايران که از زلالي روان و سليقهي کلانتري نشأت ميگرفت، در کاهگلهاي او پيداست. امروز جاي او بسيار خالي است. اميدوارم قدر اساتيد و آثارشان را تا زماني که زنده هستند بدانيم.
در بخش ديگري از اين مراسم، ناصر فکوهي – انسانشناس و استاد دانشگاه تهران – با اشاره به زحمات خانواده اين هنرمند در زمان بيماري کلانتري، يادآوري کرد: از آذرماه سال 93 تا امروز، خانواده کلانتري، بخصوص همسر و دخترانش نهتنها از همسر و پدر خود، بلکه از معلم ما نگهداري کردند. اين يک سال و نيم براي بسياري از کساني که در اينجا حضور دارند، حتي چند ساعتش هم غيرقابل تصور است. بنابراين هرقدر از خانواده او تشکر کنيم، کافي نيست. کلانتري صرفا همسر و پدر اين خانواده نبود، بلکه پدر و معلم ميليونها نفر ايراني بود.
او ادامه داد: خود من اولينبار که براي مصاحبه به ديدارش رفتم، به او گفتم که من ايران، روستاها، عشاير و طبيعت را با نقاشيهاي شما شناختم. تاريخ ايران را با نقاشيهاي شما شناختم. اين درباره ميليونها نفر ايراني که امروز به سن من رسيدهاند صادق است. کلانتري نهتنها يک نقاش آوانگارد بود، بلکه نقاشي آموزشي را که پيش از او آنچنان مطرح نبود، در سيستم آموزشي ايران وارد کرد.
فکوهي همچنين بيان کرد: هر هنرمند و هر هنري محصول جامعهاي است که آن را توليد کرده است. کلانتري محصول سالهاي 1320 تا 1340 بود، دوراني که بسيار شکوفا بود، جامعه ما بخصوص دهه 40 در موقعيتي بود که توانست چنين بزرگاني را تربيت کند. جوانان آن مقطع وقتي هنر خلق ميکردند، فقط به هنر، عشق به هنر و تعهد به هنر فکر ميکردند. شايد آخرين چيزي که در ذهن آنها بود بازار و سليقه عمومي بود. آن جامعه، جامعهاي بود که واقعا توانست هنر را به خلاقيتهايي برساند که ما در وجود کلانتري ميبينيم.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: جا دارد از خودمان سوال کنيم با روند جامعه امروز ايران که خودنمايي، تبعيت از بازار و سليقه عامه مردم و صفات ديگري که به دليل شأن اين مجلس از گفتنشان خودداري ميکنم، وجود دارد و به طرف اينکه هنر فقط براي بازار و سليقه عمومي باشد، پيش ميرود، آيا در 30 – 40 سال آينده پرويز کلانتريهاي ديگري خواهيم داشت؟
فکوهي در بخش ديگري از سخنانش، به فضيلتهاي پرويز کلانتري اشاره و اظهار کرد: کلانتري از لحاظ اجتماعي، فردي فعال و قابل دسترس بود. بسياري از هنرمندان که شايد يکصدم کار کلانتري را نکرده باشند و به شهرت و ارزش هنري او نرسيدهاند، بهمحض اينکه به کوچکترين شهرتي دست پيدا ميکنند از دسترس عموم خارج ميشوند. پرويز کلانتري تا آخرين لحظهاي که ميتوانست سرپا باشد در دسترس همه بود، حتي کودکي که از او ميخواست به ديدن نمايشگاه نقاشياش بيايد. اين در دسترس بودن ويژگي و خاصيت بزرگ کلانتري بود.
او افزود: من با تعداد زيادي از بزرگان کشور مصاحبه کردهام، اما پرويز کلانتري در ميان آنها يک استثنا بود. در طول مصاحبهام با او که به مدت دو سال و بيش از 50 ساعت طول کشيد، کلانتري حتي يکبار هم از هيچکس بد نگفت. حتي از کساني که مطمئنا حق داشت بد بگويد. تنها واکنش او در اينباره تأسف بود و ميگفت متأسفم که آدمها اينطور هستند. هرگز نديدم که خشم يا نفرتي از خود نشان دهد.
اين انسانشناس همچنين گفت: کلانتري يک نقاش آوانگارد بود که به دور از سليقه بازار، يعني مردمي که ميخواستند آثار او را بخرند و به دور از سليقه عمومي کار ميکرد و سعي نميکرد در جهت جريان آب شنا کند. او هرگز از مردم ايران و هنر خودش نمايش حقارت نساخت. کاري که در نقاشي کلانتري ديده ميشود تصوير و نقاشي مردم ايران است، ولي بهصورت فاخر. کوچکترين نقطهاي از حقارت در آثار او ديده نميشود. او با ديدگاه آوانگارد و شناخت عميقاش حقيرترين ماده، يعني کاهگل را توانست به مادهاي برساند که از نظر هنري فاخر است و از مضموني مثل بيابان که در نظر ما، چيزي خاليتر از آن نيست، تصويري بسازد که براي هميشه فرهنگ ايران را در شأني نگه دارد که بايد هميشه داشته باشد.

مجيد رجبيمعمار – مديرعامل خانه هنرمندان ايران – نيز در اين مراسم گفت: جمع شدن ما در اينجا دو مفهوم جدي و اصلي دارد؛ يکي اينکه يادآوري ميکند همه حتي بزرگان و هنرمندان رفتني هستند، همانطور که در روايات آمده بايد از درگذشتگانمان به نيکي ياد کنيم. گفتهاند روح انسان تا زماني که جنازه به قبر سپرده نشده در نزديکي جسم است. بنابراين روح پرويز کلانتري در نزديکي ماست. بايد در اينگونه محافل توجه قلبي داشت و اگر کدورتي هست، از بين برد.
او افزود: ما بايد قدر همديگر را بدانيم. خانه هنرمندان با ظرفيتي که دارد قدرشناس هنرمندان واقعي است. اميدواريم شاگردان و استادان بزرگي که در اين جمع حاضر هستند راه کلانتري و شناساندن آثار و روش و منش او را دنبال کنند. خانه هنرمندان نيز با همه بضاعت خود، در اختيار آنهاست.
سخنران ديگر اين مراسم، علي مرادخاني – معاون امور هنري وزير ارشاد – بود. او در ابتداي سخنانش با تشکر از خانواده پرويز کلانتري بهخاطر زحماتي که در مدت بيماري اين هنرمند کشيدند، اظهار کرد: در زمان بيماري کلانتري هر وقت به ديدن آنها ميرفتم، ميديدم که چقدر با دقت و مهرباني از پرويز کلانتري سرپرستي ميکنند.
او افزود: آنچه که کلانتري از ايران ترسيم کرد، زيبا و متفاوت بود. نام کلانتري هميشه با نام ايران عجين خواهد بود. من خودم در حوزهاي نزديک کوير بزرگ شدم و وقتي نقاشيهاي کلانتري را ميبينم، چکچک آبانبارها را برايم تداعي ميکند. هر کسي برداشت خود را از آثار او دارد و او توانست نگاه ديگري از خود نسبت به اين سرزمين را باقي بگذارد.

سپس ايرج کلانتري – برادر پرويز کلانتري – به نمايندگي از خانواده اين هنرمند پشت تريبون رفت و گفت: در اينجا لازم ميدانم يک اشتباه را که در اين مدت تکرار شده متذکر شوم؛ در بيوگرافيها نوشته ميشود که همايون صنعتزاده در زمان آشنايياش با پرويز کلانتري، رئيس دانشکده هنرهاي زيبا بود، در حالي که ايشان اصلا رياست آنجا را برعهده نداشته است. در دوراني که پرويز در دانشکده بود محسن فروغي رياست دانشکده را برعهده داشت و بعد از او آقاي حيدريان و آقاي سيحون رئيس دانشکده بودند. رابطه برادرم با همايون صنعتزاده دوستانه و صميمانه بود.

در پايان اين مراسم، پيکر پرويز کلانتري بر دوش علاقهمندانش براي خاکسپاري در قطعه هنرمندان به سمت بهشت زهرا (س) بدرقه شد.
در اين مراسم، چهرههايي مانند کامبيز درمبخش، رضا نامي، سيروس ابراهيمزاده، ايرج اسکندري، علي فرامرزي، جمالالدين اکرمي، حسين محجوبي، خسرو سينايي، حبيب آيتاللهي، عباس مشهديزاده، بهزاد شيشهگران، علي شيرازي، علياکبر صادقي، عباس عظيمي، غلامحسين اميرخاني، محمدعلي بنياسدي و … حضور داشتند.

مراسم بزرگداشت پرويز کلانتري نيز چهارشنبه، پنجم خردادماه از ساعت 16:30 تا 18 در مسجد جامع شهرک غرب برگزار ميشود.
گزارش تصويري
