
به گزارش گالري آنلاين به نقل از ايسنا ، حبيبالله صادقي با اشاره به آنچه تحت عنوان �خيانت اميناموال در خارج کردن و فروش چند اثر از دفتر هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد� مطرح شده است، اظهار کرد: اميناموال به اين راحتي نميتواند شياي را از مجموعه خارج کند. البته من از ضوابط خروج آثار در اين سالها اطلاع کاملي ندارم، اما ممکن است اين اتفاق بدون اطلاع مسؤولان رخ داده باشد.
او با بيان اينکه در هر دورهاي معمولا يک کار خبري نسبت به مديران مختلف راه ميافتد که فکر ميکنم اين هم نمونهاي از آن کارها باشد، اعتقاد خود را اينگونه توضيح داد: به نظر من، علي مرادخاني (معاون هنري وزير ارشاد) و مجيد ملانوروزي (مديرکل مرکز هنرهاي تجسمي و رييس موزه هنرهاي معاصر) آدمهاي سالمي هستند و نميتوان آنها را همدست کسي دانست که اين کار را کرده است. با اين حساب، بعيد ميدانم که رييس مرکز هنرهاي تجسمي رسيد خروج آثار را امضا کرده باشد. به نظر من، افراد ديگري از بيرون، شخص خاطي را هدايت کردهاند و خروج آثار دليل نميشود که حتما رئيس مرکز از اين موضوع اطلاع داشته است، يعني اگر يک دستکجي صورت بگيرد، فقط به امضاي آن شخص مربوط نميشود، ممکن است حتي در مواردي با يک تباني اين اتفاق بيفتد. همچنين اميناموال در هر مجموعهاي مراقب اشياي آنجاست و نميتواند بهراحتي اثري را خارج کند. با در نظر گرفتن مسائل حوزه حراست، به نظر ميرسد فرد خاطي احتمالا برگهاي را جعل کرده است.
ممکن است به شيوههاي مديريتي، نقدهايي داشته باشيم، اما نميتوان کار يک کارمند را به ديگران نسبت داد. کسي که اين آثار را با هر بهانهاي خارج کرده، کار ناشايستي انجام داده که يا حراست متوجه نشده يا تحت يک پوششي، تابلوها را خارج کرده است. من بارها گفتهام علي مرادخاني آدم سالمي است که و مديراني را که در اختيار دارد، خوب کنترل ميکند و حواسش هست. همين که مدير مرکز هنرهاي تجسمي زماني که متوجه اين موضوع شد، آن را اعلام کرده، نشان از دقت عمل و مراقبت ويژهي آنها در حوزهي مدريتي دارد.
صادقي در پاسخ به اين پرسش که آيا تابلوهاي خارجشده جزو گنجينهي موزه هنرهاي معاصر هستند يا خير؟ گفت: اين آثار متعلق به گنجينه موزه هستند، ولي هر اثري را نميتوان در آن موزه نگهداري کرد. سه يا چهار گروه اثر هنري براي نگهداري به موزه آورده ميشوند و قرار نيست تابلوهاي معموليتر و کمهزينهتر و با کيفيت هنري پايينتر، در کنار بهترين کارهاي موزه نگهداري شوند. در ديگر موزههاي دنيا مثل موزه لوور هم يک گنجينهي مادر وجود دارد و لزوما همهي آثار روي ديوار موزه نميروند. احتمالا اين آثار که خارج شدهاند جزو کارهاي سادهتر محسوب ميشدند در ساختماني خارج از موزه بودند. احتمالا اميناموال هم به دليل ترددهايي که ميتوانست داشته باشد، از مقابل چشم حراست آثار را جابهجا کرده است.
اين دولت که ما با آن مواجه هستيم، دولت هوشيار و سالمي است و کار خوب علي جنتي – وزير ارشاد – در انتخاب آقاي مرادخاني نشان ميدهد که اگر کوچکترين خطايي اموال دولتي را تهديد کند، از طريق قانوني پيگيري ميشود و فرد خاطي هم بايد به وجدان خود مراجعه کند.
اين نقاش به ضوابط خروج آثار هنري در زمان رياستش بر موزه هنرهاي معاصر اشاره کرد و گفت: در آن زمان، ما هم اين ضوابط را در همين سطح دنبال ميکرديم و دقت بالايي داشتيم. اگر قرار بود کوچکترين کاغذي جابهجا شود، آن را رصد ميکرديم. اميناموال را هم چک ميکرديم که در حيطهي وظايفش چه کارهايي انجام ميدهد. يک نفر ممکن است در هر دورهاي، تغييرات شخصيتي داشته باشد. اين آدم هم احتمالا متوجه شده قيمت آثار بالا رفته و هيجاني شده و اقدام ناهنجار و نادرستي را انجام داده، ولي اينکه بلافاصله رئيس مرکز از اين فرد و خطايش اعلام برائت کرده، کار هوشيارانه و مومنانهاي است.
من نميدانم فرد خاطي در چه پروتکلي اين کار را انجام داده است. بعيد ميدانم امضاي مرادخاني و ملانوروزي را داشته باشد که آثار را ببرد و برنگرداند. زماني که من در موزه بودم، اگر قرار بود اثري با امضاي من براي حضور در يک نمايشگاه به خارج يا داخل کشور فرستاده شود، سانت به سانت اثر بررسي شد که کاري وارونه و کپي برنگردد و دقيقا خود اثر باشد.
اموال يک نظام و ملت به رييس يک مرکز که دورهي مديريتي خاصي دارد، سپرده ميشود. او نيز بايد با دقت اين موضوع را زير نظر داشته باشد. از حضور هيئت سازمان بازرسي کشور در مرکز هنرهاي تجسمي و موزه هنرهاي معاصر براي بررسي اين اتفاقها اطلاعي ندارم، اما اين سازمان چشم امين نظام است و اگر خدايي نکرده در بانکهاي کشور کوچکترين جابهجايي و طرح سوال باشد، سالمترين مجموعهاي که عاقلانه دنبال آن ميرود، سازمان بازرسي است.
من رفتار جانبدارانه در اين زمينه ندارم، هنرمندي هستم که کار پژوهشي ميکنم. سازمان بازرسي کشور وظيفهاي دارد که در تمام ارکان نظام ميتواند ورود پيدا کند.
اميدوارم ديگر از اين اتفاقات ناهنجار نيفتد. بايد به جاي دنبال کردن �اقتصاد هنر� بهشکل مافيايي به فکر اتفاقي باشيم که در حال رخ دادن است و در معرض يک حضور جهاني قرار داريم. هنرمندان و هنر ما اينقدر پاکدست هستند که بتوانيم جايگاه هنر و هنرمندان ايران را در دنيا معرفي کنيم و آثار هنرمندان ما با قيمتهاي خوب در جامعه جهاني معرفي و فروخته شوند.
ملت ما داراست؛ گنجينهها و معادن بزرگي زير زمين داريم، ولي معادن روي زمين، همين هنرمندان هستند. آرزو دارم که هنر کشور بهشکل بالنده در جهان ديده شود و هنرمندان سالم ما بتوانند جايگاه والاي خود را معرفي کنند.
اخبار مرتبط :
سرقت آثار هنري حماقتي عجيب بوده است؟
فرازهايى از اوج مدرنيسم ايرانى / آثار بازگردانده شده به مرکز تجسمي چه بودند؟
